پرش به محتوا

شجره ممنوعه: تفاوت میان نسخه‌ها

ابرابزار
بدون خلاصۀ ویرایش
(ابرابزار)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour }}
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour}}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
خط ۸: خط ۸:


== تیتر ==
== تیتر ==
شجره ممنوعه درخت ممنوعه ای است که آدم و حوا از آن خوردند.ص۸۴۵.
شجره ممنوعه درخت ممنوعه ای است که آدم و حوا از آن خوردند. ص۸۴۵.


داستان شجره ممنوعه این است که خداوند به آدم و همسرش فرمود تا با سکونت در بهشت در حالی که ملائکه بر آنان سجده کرده و متنعم به نعمت الهی شده اند آرامش یابند؛ پس از آن حق تعالی آدم را از نزدیک شدن به درختی مشخص منع کرد.ص۸۴۵.
داستان شجره ممنوعه این است که خداوند به آدم و همسرش فرمود تا با سکونت در بهشت در حالی که ملائکه بر آنان سجده کرده و متنعم به نعمت الهی شده‌اند آرامش یابند؛ پس از آن حق تعالی آدم را از نزدیک شدن به درختی مشخص منع کرد. ص۸۴۵.


خسارت، محرومیت از رشد و شکوفایی، کشف شرمگاه، اخراج از بهشت و هبوط به زمین و ظلم به خویشتن از آثار خوردن از شجره ممنوعه و حب دنیا دانسته شده است.ص۸۴۵.
خسارت، محرومیت از رشد و شکوفایی، کشف شرمگاه، اخراج از بهشت و هبوط به زمین و ظلم به خویشتن از آثار خوردن از شجره ممنوعه و حب دنیا دانسته شده است. ص۸۴۵.


در مورد نوع این درخت اختلاف است. گندم، سنبله، ، انگور،‌انجیر،  کافور، توت گفته اند.ص۸۴۵.<ref>ابراهیمی، محسن، «شجره ممنوعه»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، زیرنظر سید سلمان صفوی، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش.</ref>
در مورد نوع این درخت اختلاف است. گندم، سنبله، انگور، انجیر، کافور، توت گفته‌اند. ص۸۴۵.<ref>ابراهیمی، محسن، «شجره ممنوعه»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، زیرنظر سید سلمان صفوی، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش.</ref>


در شش مورد از قرآن مجید اشاره به شجره ممنوعه شده است، بدون اینکه درباره کیفیت یا نام آن سخنی به میان آید، ولی در منابع اسلامی دو نوع تفسیر برای آن آمده است، یکی تفسیر «مادی» که طبق معروف در روایات، «گندم» بوده است [۱] باید توجه داشت که عرب «شجرة» را تنها به درخت اطلاق نمی‌کند، بلکه به بوته‌های گیاهان نیز شجره می‌گوید و لذا در قرآن مجید به بوته کدو شجره اطلاق شده است وَ أَنْبَتْنا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ (صافات آیه 146).<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۰.</ref>


و دیگری تفسیر «معنوی» که در روایات از آن تعبیر به «شجره حسد» شده است، زیرا طبق این روایات، آدم پس از ملاحظه مقام و موقعیت خود چنین تصور کرد که مقامی بالاتر از مقام او وجود نخواهد داشت، ولی خداوند او را به مقام جمعی از اولیاء از فرزندان او (پیامبر اسلام و خاندانش) آشنا ساخت، او حالتی شبیه به حسد پیدا کرد، و همین شجره ممنوعه بود که آدم مأمور بود به آن نزدیک نشود.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۰.</ref>


در شش مورد از قرآن مجيد اشاره به شجره ممنوعه شده است، بدون اينكه درباره كيفيت و يا نام آن سخنى به ميان آيد، ولى در منابع اسلامى دو نوع تفسير براى آن آمده است، يكى تفسير" مادى" كه طبق معروف در روايات،" گندم" بوده است‌ [1] بايد توجه داشت كه عرب" شجرة" را تنها به درخت اطلاق نمى‌كند، بلكه به بوته‌هاى گياهان نيز شجره مى‌گويد و لذا در قرآن مجيد به بوته كدو شجره اطلاق شده است‌ وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ‌ (صافات آيه 146).<ref>مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه‌، تهران، دار الكتب الاسلاميه‌، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۰.</ref>
در حقیقت طبق این روایات، آدم از دو درخت تناول کرد که یکی از مقام او پائین‌تر بود و او را به سوی جهان ماده می‌کشید و آن گندم بود، و دیگری درخت معنوی مقام جمعی از اولیاء خدا بود که از مقام و موقعیت او بالاتر قرار داشت و چون از دو جنبه از حد خود تجاوز کرد به آن سرنوشت گرفتار شد. اما باید توجه داشت که این حسد از نوع حسد حرام نبوده و تنها یک احساس نفسانی بوده است، بی آنکه کمترین گامی بر طبق آن بردارد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۱.</ref>


و ديگرى تفسير" معنوى" كه در روايات از آن تعبير به" شجره حسد" شده است، زيرا طبق اين روايات، آدم پس از ملاحظه مقام و موقعيت خود چنين تصور كرد كه مقامى بالاتر از مقام او وجود نخواهد داشت، ولى خداوند او را به مقام جمعى از اولياء از فرزندان او (پيامبر اسلام و خاندانش) آشنا ساخت، او حالتى شبيه به حسد پيدا كرد، و همين شجره ممنوعه بود كه آدم مامور بود به آن نزديك نشود.<ref>مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه‌، تهران، دار الكتب الاسلاميه‌، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۰.</ref>
در تورات ساختگی که امروز مورد قبول همه مسیحیان دنیا و یهود است، شجره ممنوعه به عنوان شجره علم و دانش و شجره حیات و زندگی معرفی شده است [۱] تورات می‌گوید: آدم قبل از آنکه از شجره علم و دانش بخورد علم و دانشی نداشت و حتی برهنگی خود را تشخیص نمی‌داد، و هنگامی که از آن خورد، و به معنی واقعی، آدم گردید، از بهشت رانده شد، از ترس اینکه مبادا از درخت حیات و زندگی نیز بخورد و همچون خدایان! حیات جاویدان پیدا کند!.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۱ و ۱۲۲.</ref>


در حقيقت طبق اين روايات، آدم از دو درخت تناول كرد كه يكى از مقام او پائين‌تر بود و او را به سوى جهان ماده مى‌كشيد و آن گندم بود، و ديگرى درخت معنوى مقام جمعى از اولياء خدا بود كه از مقام و موقعيت او بالاتر قرار داشت و چون از دو جنبه از حد خود تجاوز كرد به آن سرنوشت گرفتار شد. اما بايد توجه داشت كه اين حسد از نوع حسد حرام نبوده و تنها يك احساس نفسانى بوده است، بى آنكه كمترين گامى بر طبق آن بردارد.<ref>مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه‌، تهران، دار الكتب الاسلاميه‌، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۱.</ref>
مطابق آیات قرآن، خدا آدم را در بهشت جای داد و از نزدیک شدن به شجره ممنوعه نهی فرمود و از تسلیم شدن در برابر وسوسه‌های شیطان برحذر داشت، ولی سرانجام وسوسه‌های شیطان کار خود را کرد و آدم مرتکب ترک اولی شد و از درخت ممنوعه خورد و زندگی بهشتی را از دست داد و در میان انبوه مشکلات این دنیا گرفتار شد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۸۴.</ref>


در تورات ساختگى كه امروز مورد قبول همه مسيحيان دنيا و يهود است، شجره ممنوعه به عنوان شجره علم و دانش و شجره حيات و زندگى معرفى شده است‌ [1] تورات مى‌گويد: آدم قبل از آنكه از شجره علم و دانش بخورد علم و دانشى نداشت و حتى برهنگى خود را تشخيص نمى‌داد، و هنگامى كه از آن خورد، و به معنى واقعى، آدم گرديد، از بهشت‌ رانده شد، از ترس اينكه مبادا از درخت حيات و زندگى نيز بخورد و همچون خدايان! حيات جاويدان پيدا كند!.<ref>مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه‌، تهران، دار الكتب الاسلاميه‌، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۱۲۱ و ۱۲۲.</ref>
بر اساس روایات مختلف بعضی گفته‌اند شجره ممنوعه گندم بوده است، بعضی گفته‌اند کافور بوده، بعضی گفته‌اند شجره حسد بوده، و بعضی گفته‌اند انگور بوده؛ تورات می‌گوید درخت معرفت نیک و بد بود. روایتی داریم که مضمون آن جمع بین همه احتمالات است. از امام(ع) سؤال شده که علت اختلاف روایات در مورد شجره ممنوعه چیست؟ جواب فرموده‌اند: درختهای بهشت این‌طوری است که هر درختی چه بسا میوه‌های مختلف دارد.[۱] ولی چرا از حسد و معرفت نیک و بد به درخت تعبیر شده است با این که اینها امور معنوی هستند؟ در جواب باید گفت: همین‌طور که غذاهای مادی از درخت گرفته می‌شود، از منشأ غذاهای معنوی نیز چه خوب آنها و چه بد به عنوان کنایه و مجاز گاهی به درخت تعبیر می‌شود، درخت حسد یعنی ریشه و منشأ و پایگاه حسد. در بعضی روایات آمده که شجره ممنوعه آن کمالات و علوم و نورانیتی است که آل محمد داشتند و اسامی آنان بر ساق عرش مکتوب بود و با مشاهده آنها در ذهن آدم و حوا خطور کرد که ما با این مقام و قربی که داریم - تا آنجا که آدم مسجود ملائکه واقع شد - کسی از ما بالاتر نیست، و چرا نباید علوم و کمالات آل محمد را داشته باشیم؟ همین احساس حسادت بود که آدم و حوا از آن نهی شده بودند.<ref>منتظری، حسینعلی، درسهایی از نهج البلاغه، تهران : انتشارات سرایی، 1382 .، ج۱، ص۳۶۷.</ref>


مطابق آيات قرآن، خدا آدم را در بهشت جاى داد و از نزديك شدن به شجره ممنوعه نهى فرمود و از تسليم شدن در برابر وسوسه‌هاى شيطان برحذر داشت، ولى سرانجام وسوسه‌هاى شيطان كار خود را كرد و آدم مرتكب ترك اولى شد و از درخت ممنوعه خورد و زندگى بهشتى را از دست داد و در ميان انبوه مشكلات اين دنيا گرفتار شد.<ref>مكارم شيرازى، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۸۴.</ref>
در قرآن کریم، امر باری تعالی در ساکن گشتن آدم(ع) و زوجهٔ او در بهشت با منع از نزدیک شدن به شجره (شجرهٔ ممنوعه) همراه است. در این میان ابلیسِ وسوسه‌گر، ایشان را به خوردن میوهٔ ممنوع تحریص می‌کند و در ادامه، بدون هیچ‌گونه درجه‌بندی در میزان خطای هر یک از آنها ــ برخلاف سفر پیدایش (۱: ۳–۷) که حوا را فریب‌دهندهٔ آدم(ع) می‌شناسد ــ به سرپیچی این زوج از فرمان الٰهی اشاره می‌شود (بقره/ ۲/ ۳۶؛ اعراف/ ۷/ ۱۹–۲۰؛ طٰه/ ۲۰/ ۱۲۰؛ برّ، ۷۹). اما بنابر پاره‌ای روایات، شاید متأثر از اسرائیلیات، همسر آدم(ع) فریب ابلیس را خورد و آدم(ع) را نیز اغوا کرد و هر دو از میوهٔ آن درخت خوردند (کلینی، ۶/ ۳۹۳–۳۹۴؛ قرطبی، ۱/ ۳۰۷؛ دربارهٔ چیستی و مفهوم میوه، نک: ه د، شجرهٔ ممنوعه). همین دیدگاه قاعدگی زنانه را با تخلف حوا و مجازات او در روایات اسلامی و برخی ادیان ابراهیمی ربط داده است (طبری، ۱/ ۱۷۶؛ ابن بابویه، علل …، ۲/ ۴۹۲؛ نیز اسپلبرگ[۳]، سراسر اثر). با خوردن میوهٔ درخت ممنوع، زشتیهای آدم(ع) و حوا بر آنها هویدا شد و با پوشاندن شرمگاه خویش با برگ همان درخت، نخستین تجلی مفهوم شرم و حیا در آدم(ع) و همسرش نمود یافت. با بروز خطا و عدول از دستور الٰهی، خواستِ پروردگار بر آن قرار یافت تا ایشان از بهشت رانده شوند و به زمین هبوط نمایند.<ref>حاج منوچهری، فرامرز، «حَوّا در علوم قرآنی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، بی‌تا، ذیل مدخل.</ref>


بر اساس روايات مختلف بعضي گفته اند شجره ممنوعه گندم بوده است، بعضي گفته اند كافور بوده، بعضي گفته اند شجره حسد بوده، و بعضي گفته اند انگور بوده ; تورات مي‌گويد درخت معرفت نيك و بد بود. روايتي داريم كه مضمون آن جمع بين همه احتمالات است . از امام (ع) سؤال شده كه علت اختلاف روايات در مورد شجره ممنوعه چيست ؟ جواب فرموده اند: درختهاي بهشت اين طوري است كه هر درختي چه بسا ميوه هاي مختلف دارد.[1] ولي چرا از حسد و معرفت نيك و بد به درخت تعبير شده است با اين كه اينها امور معنوي هستند؟ در جواب بايد گفت : همين طور كه غذاهاي مادي از درخت گرفته مي‌شود، از منشاء غذاهاي معنوي نيز چه خوب آنها و چه بد به عنوان كنايه و مجاز گاهي به درخت تعبير مي‌شود، درخت حسد يعني ريشه و منشاء و پايگاه حسد. در بعضي روايات آمده كه شجره ممنوعه آن كمالات و علوم و نورانيتي است كه آل محمد داشتند و اسامي آنان بر ساق عرش مكتوب بود و با مشاهده آنها در ذهن آدم و حوا خطور كرد كه ما با اين مقام و قربي كه داريم - تا آنجا كه آدم مسجود ملائكه واقع شد - كسي از ما بالاتر نيست، و چرا نبايد علوم و كمالات آل محمد را داشته باشيم ؟ همين احساس حسادت بود كه آدم و حوا از آن نهي شده بودند.<ref>منتظري، حسينعلي، درسهايي از نهج البلاغه،‌ تهران : انتشارات سرايي، 1382 .، ج۱، ص۳۶۷.</ref>
از مجموع آیات مربوط به قصه آدم، به دست می‌آید که آدم با نهی خداوند از خوردن میوه شجره ممنوعه، مخالفت نمود. این حقیقت با تعبیرهای مختلفی مانند:(ذاقَا الشَّجَرةَ) (اعراف/۲۲)، (فَأَکَلا مِنْها)(طه/۱۲۱) و (عصی آدَمُ ربَّهُ)(طه/۱۲۱) بیان شده است.<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، بی‌تا، ج۱۱، ص۸۵.</ref>


در قرآن کریم، امر باری تعالى در ساکن گشتن آدم (ع) و زوجۀ او در بهشت با منع از نزدیک شدن به شجره (شجرۀ ممنوعه) همراه است. در این میان ابلیسِ وسوسه‌گر، ایشان را به خوردن میوۀ ممنوع تحریص می‌کند و در ادامه، بدون هیچ‌گونه درجه‌بندی در میزان خطای هر یک از آنها ــ برخلاف سفر پیدایش (۱: ۳-۷) که حوا را فریب‌دهندۀ آدم (ع) می‌شناسد ــ به سرپیچی این زوج از فرمان الٰهی اشاره می‌شود (بقره/ ۲/ ۳۶؛ اعراف/ ۷/ ۱۹-۲۰؛ طٰه/ ۲۰/ ۱۲۰؛ برّ، ۷۹). اما بنابر پاره‌ای روایات، شاید متأثر از اسرائیلیات، همسر آدم (ع) فریب ابلیس را خورد و آدم (ع) را نیز اغوا کرد و هر دو از میوۀ آن درخت خوردند (کلینی، ۶/ ۳۹۳-۳۹۴؛ قرطبی، ۱/ ۳۰۷؛ دربارۀ چیستی و مفهوم میوه، نک‌ : ه‌ د، شجرۀ ممنوعه). همین دیدگاه قاعدگی زنانه را با تخلف حوا و مجازات او در روایات اسلامی و برخی ادیان ابراهیمی ربط داده است (طبری، ۱/ ۱۷۶؛ ابن بابویه، علل ... ، ۲/ ۴۹۲؛ نیز اسپلبرگ[۳]، سراسر اثر). با خوردن میوۀ درخت ممنوع، زشتیهای آدم (ع) و حوا بر آنها هویدا شد و با پوشاندن شرمگاه خویش با برگ همان درخت، نخستین تجلی مفهوم شرم و حیا در آدم (ع) و همسرش نمود یافت. با بروز خطا و عدول از دستور الٰهی، خواستِ پروردگار بر آن قرار یافت تا ایشان از بهشت رانده شوند و به زمین هبوط نمایند.<ref>حاج منوچهری، فرامرز، «حَوّا در علوم قرآنی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران،  مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، بی‌تا، ذیل مدخل.</ref>
خطاب سکونت در بهشت، به آدم صادر شد وتمام نعمتها در آن، فراهم بود ولی روی مصالحی بهره‌گیری از درخت خاصی برای آدم ممنوع شد، حالا این درخت چه بوده است، ماهیت آن برای ما روشن نیست ودر باره آن اقوال گوناگونی (در حدود شانزده قول) نقل شده است. آنچه مسلّم است این شجره علم ومعرفت نبود واگر هم در تورات[۱] به شجره علم ومعرفت تفسیر شده است؛ صحیح نیست؛ زیرا به حکم آیات پیشین، آدم همه اسماء را فرا گرفت.<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۱۱، ص۸۰</ref>
 
از مجموع آيات مربوط به قصه آدم، به دست مى آيد كه آدم با نهى خداوند از خوردن ميوه شجره ممنوعه، مخالفت نمود.اين حقيقت با تعبيرهاى مختلفى مانند:(ذاقَا الشَّجَرةَ) (اعراف/22)،(فَأَكَلا مِنْها)(طه/121) و(عصى آدَمُ ربَّهُ)(طه/121) بيان شده است.<ref>سبحانى، جعفر،‌ منشور جاويد، قم، مؤسسه امام صادق (عليه السلام)،‌ بی‌تا، ج۱۱، ص۸۵.</ref>
 
خطاب سكونت در بهشت، به آدم صادر شد وتمام نعمتها در آن، فراهم بود ولى روى مصالحى بهره گيرى از درخت خاصى براى آدم ممنوع شد، حالا اين درخت چه بوده است، ماهيت آن براى ما روشن نيست ودر باره آن اقوال گوناگونى (در حدود شانزده قول) نقل شده است. آنچه مسلّم است اين شجره علم ومعرفت نبود واگر هم در تورات[1] به شجره علم ومعرفت تفسير شده است; صحيح نيست. زيرا به حكم آيات پيشين، آدم همه اسماء را فرا گرفت.<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۱۱، ص۸۰</ref>


== منابع ==
== منابع ==
automoderated، ناظمان (CommentStreams)، trustworthy
۱۶٬۲۲۵

ویرایش