عصمت حضرت زهرا(س)

نسخهٔ تاریخ ‏۵ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۳۷ توسط Rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
سؤال

آیا عصمت حضرت زهرا(س) ذاتی است؟

درگاه‌ها
فاطمیه.png


حضرت زهرا(س) از کسانی است که به باور شیعیان دارای مقام عصمت است. متکلمان شیعه عصمت حضرت زهرا(س) را موهبت الهی دانسته‌اند نه اکتسابی و ذاتی. موهبتی بودن عصمت را با آیات و روایات اثبات کرده‌اند.

عصمت معصومان

عصمت در معصومان ملکه و نیرویی است که از طرف خداوند به فرد معصوم عطا می شود و با وجود آن انگیزه برای ترک طاعت یا ارتکاب معاصی وجود ندارد. بنابراین عصمت یک امر ذاتی نیست.[۱]
سیر اختیار انسان دارای دو رکن اساسی است: علم و اراده. بر اساس این اگر انسان دچار معصیت شود، یا نسبت به زشتی گناه آگاهی کامل ندارد یا از اراده‌ای قوی برای ترک آن برخوردار نیست. هر چه این دو عامل تقویت شوند، دایره گناهان آدمی، بسته‌تر خواهد شد. معصومان کسانی هستند که هم از نظر شناخت چنان‌اند که زشتی و ناپسندی هر کار بدی را به چشم دل می‌بینند و هم به لحاظ اراده چنان قدرتی دارند که طوفان غرایز حیوانی، عنان اختیار را از کف آنان نمی‌رباید. همه انسان‌ها مرتبه‌ای از چنین مصونیت‌هایی را تجربه می‌کنند؛ به عنوان مثال، خوردن برخی از نجاسات، حتی به فکر هیچ عاقلی هم خطور نمی‌کند، چه رسد به این که جامه تحقق پوشد.[۲]

خداوند درباره عصمت فرشتگان و مصونیت پیامبر اکرم(ص) درگرفتن وحی و رساندن آن به مردم فرموده‌است: بدانچه خدا به آن‌ها امر کند مخالفت نمی‌کنند و انجام می‌دهند.[۳] و در مورد پیامبر فرموده است: از روی میل و هوای نفسانی سخن نمی‌گوید؛ بلکه وحی الهی است که به او القاء می‌گردد.[۴]

عصمت موهبت الهی است نه ذاتی

عصمت در هیچ‌کدام از معصومین ذاتی نیست اما در این که عصمت انبیاء و ائمه و حضرت زهرا(ع) اکتسابی است یا خدادادی، آیات و روایات زیادی وجود دارد مبنی بر این که عصمت یک موهبت الهی و خدادادی است که از طرف خداوند به فرد معصوم افاضه شده است. منتها افاضه چنین نیروی حیاتی بدون حساب و کتاب نیست؛ بلکه باید زمینه‌های لازم، استعداد کافی، اندیشه مقتدر، توانمندی جسمی و روحی شایسته این گوهر گرانبها در افراد فراهم بشود تا مشمول این لطف بی منتها الهی قرار بگیرد.

دو عامل عمده دیگر نیز در اعطای عصمت وجود دارد:

  • مجاهدت‌های فردی انبیا و ائمه(ع) پیش از رسیدن به منصب الهی بوده و لذا مورد امتحانات سختی قرار می‌گرفتند تا زمینه افاضه عصمت نهایی فراهم گردد.
  • آگاهی خداوند از فعالیت‌های ثمربخش آنان و این که این گروه پس از مأموریت با جدیت تمام در راه جهاد فردی اجتماعی تلاش خواهند کرد.[۵]

باور دانشمندان متکلم شیعه

دانشمندان علم کلام نیز با استفاده از آیات و روایات، عصمت را موهبت الهی دانسته‌اند نه اکتسابی:

  • شیخ مفید می‌گوید: عصمت تفضلی است از جانب خداوند متعال به کسی که می‌داند به عصمت او چنگ می‌زند.[۶]
  • علامه حلی در کشف المراد، سید مرتضی در تکمله المرتضی ج۲، ص۳۴۷ و نیز فاضل مقداد در این‌باره گفته‌اند:

عصمت لطف الهی است و با وجود آن صدور گناه ممتنع و محال می‌شود چه اینکه انگیزه ای برای ارتکاب معاصی وجود ندارد؛ ولی در عین حال قدرت انسان بر انجام گناه محفوظ است. بر خلاف اشاعره که عصمت را قدرت بر طاعت و ناتوانی از گناه می‌داند. البته مرادشان از محال، محال عادی است نه محال عقلی.

دلیل نقلی اثبات عصمت موهبتی

عصمت موهبتی از طرف خداوند، با آیات و روایات متعددی اثبات شده است:

  • خداوند در آیه ۱۱۳ سوره نساء به پیامبر فرموده است: و اگر فضل و رحمت خدا بر تو نبود، گروهی از عشیره و قبیله خائنان تصمیم داشتند تو را [از داوری عادلانه] منحرف کنند، [این سبک مغزانِ خیالباف] جز خودشان را منحرف نمی کنند، و هیچ زیانی به تو نمی رسانند. و خدا کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد، و آنچه را نمی دانستی به تو آموخت؛ و همواره فضل خدا بر تو بزرگ است.[۷]
  • امام رضا(ع) فرمود: وقتی خدا کسی را برای اداره امور مردم برگزید سینه‌اش را توسعه می‌دهد، قلبش را منبع حکمت می‌گرداند… پس او از گناه معصوم؛ از خطا و لغزش مصون است… و این فضیلتی است از طرف خدا به هر کس که خواسته باشد عطا می‌کند[۸]

منظور از خدادادی بودن عصمت، جبری بودن آن نیست که اختیار و اراده را از انسان معصوم سلب کند و وی را در برابر تمامی گناهان بسان مصونیت بعضی از واکسن‌ها در مقابل بعضی از بیماری‌ها، واکسینه و بیمه نماید؛ بلکه منشأ مصونیت در برابر گناه معرفت والا و شهود عینی معصوم نسبت به حقایق امور است که واقعیت‌ها و آلودگی‌های عینی گناهان را چون شعله جهنم سوزان مشاهده می‌کنند. معصومین(ع) نیز دارای امیال و کشش‌های مختلف انسانی هستند و در این گیر و دار با اراده و اختیار خود، راه حق و صواب را برمی‌گزینند.


منابع

  1. فاضل قوشجی، شرح تجرید، ص۴۶۴. تفسیر المیزان، ج۲/۱۴۱. مؤسسه اعلمی، بیروت، سید علی میلانی، العصمه، مرکز ابحاث اعتقادیه، اول، ۱۴۲۱ق، ص۱۳.
  2. ر. ک. تلخیص المحصّل، ص۳۶۹; ارشاد الطالبین، ص۳۰۱; کشف المراد، ص۳۶۵; الالهیات، ج۳، ص۱۵۹; الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج۳، ص۲۹۷; امام‌شناسی، ج۱، ص۸۰; امامت و رهبری، ص۱۷۴; تنزیه انبیا از آدم تا خاتم، ص۱۹; گوهر مراد، ص۳۷۹; انیس الموحدین، ب ۳، ف ۲; و فلسفهٔ وحی و نبوت، ص۲۱۸.
  3. (تحریم: ۶).
  4. (نجم: ۳–۴).
  5. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۴، ۲۸–۳۰.
  6. تصحیح الاعتقادات، تحقیق در گاهی ص۱۲۸، دار المفید، بیروت/ ۱۴۱۴ ق.
  7. (سوره نساء: ۱۱۴).
  8. کلینی، کافی، ج۱، ص ۲۰۲.