کسانی که خداوند دوست می‌دارد: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۳: خط ۳۳:


== توکل‌کنندگان و صابران ==
== توکل‌کنندگان و صابران ==
خداوند توکل‌کنندگان را دوست دارد.<ref>سوره آل عمران آیه ۱۵۹</ref> خداوند كسانى كه به او اعتماد دارند و از ديگرى دل بر می‌دارند و امر و کار خود را به لطف و تدبير او می‌سپرند دوست دارد.<ref>ترجمه تفسير مجمع البيان، طبرسی، ج۴، ص: ۳۱۵
خداوند توکل‌کنندگان را دوست دارد.<ref>سوره آل عمران آیه ۱۵۹</ref> متوکل کسی است که می داند خدا رزق و امر او را کفالت می کند و ازینرو فقط به او متکی است و امید به غیر او ندارد.<ref>دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ج۱، ص۴۰۶۲</ref> خداوند كسانى كه به او اعتماد دارند و از ديگرى دل بر می‌دارند و امر و کار خود را به لطف و تدبير او می‌سپرند دوست دارد.<ref>ترجمه تفسير مجمع البيان، طبرسی، ج۴، ص: ۳۱۵


</ref>
</ref>


نسبت میان توکل و ایمان را می‌توان مهمترین مضمونی دانست که در قرآن درباره توکل آمده است. و توکل لازمه ایمان دانسته شده است. مفسران حقیقت توکل را رضا و تسلیم به قضا و قدر می‌دانند.<ref>تفسیر کشف الاسرار و عده الابرار میبدی به نقل از دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ج۱، ص۴۰۶۲</ref>




خط ۴۳: خط ۴۴:
{{جعبه نقل‌قول|خداوند دوست می‌دارد توكل‌كنندگان را؛ پس يارى ايشان می‌كند و هدايت ايشان می‌نمايد به صلاح و ببايد دانست كه حقيقت توكل آنست كه از غير حق نترسد و جز بدو اميدوار نباشد. (منهج الصادقین، تفسیر فارسی قرن دهم)<ref>منهج الصادقين فى إلزام المخالفين، ملا فتح الله کاشانی، ج۲، ص: ۳۶۶
{{جعبه نقل‌قول|خداوند دوست می‌دارد توكل‌كنندگان را؛ پس يارى ايشان می‌كند و هدايت ايشان می‌نمايد به صلاح و ببايد دانست كه حقيقت توكل آنست كه از غير حق نترسد و جز بدو اميدوار نباشد. (منهج الصادقین، تفسیر فارسی قرن دهم)<ref>منهج الصادقين فى إلزام المخالفين، ملا فتح الله کاشانی، ج۲، ص: ۳۶۶
</ref>}}
</ref>}}


معنای [[توکل]] این نیست که انسان به بهانه اعتماد به خدای تعالی اسباب ظاهری را هیچ‌کاره و لغو بشمارد، بلکه معنایش این است که اعتماد قطعی به اسباب نداشته باشد، و بداند آنچه از اسباب ظاهری، به‌عنوان علت برای انسان آشکار می‌گردد، نمونه‌ای بیش نیست و چه بسا اسباب دیگری وجود دارد که انسان از آن آگاهی ندارد، بلکه علت اصلی خداست و به اراده خداوند، مجموعه این سبب‌ها فراهم شده است.<ref>ترجمه المیزان، ج۹، ص۱۵۵.</ref>
معنای [[توکل]] این نیست که انسان به بهانه اعتماد به خدای تعالی اسباب ظاهری را هیچ‌کاره و لغو بشمارد، بلکه معنایش این است که اعتماد قطعی به اسباب نداشته باشد، و بداند آنچه از اسباب ظاهری، به‌عنوان علت برای انسان آشکار می‌گردد، نمونه‌ای بیش نیست و چه بسا اسباب دیگری وجود دارد که انسان از آن آگاهی ندارد، بلکه علت اصلی خداست و به اراده خداوند، مجموعه این سبب‌ها فراهم شده است.<ref>ترجمه المیزان، ج۹، ص۱۵۵.</ref>

نسخهٔ ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۲۴

سؤال

بر اساس قرآن کریم خداوند چه کسانی را دوست دارد؟

خداوند در قرآن از دوست داشتن بعضی افراد صحبت می‌کند که اوصاف حمیده‌ای دارند. از آن جمله محسنین (نیکوکاران) هستند که پنج بار در قرآن آمده است که خداوند محسنین را دوست دارد. و نیز متقین (پرهیزکاران) هستند که خداوند از محبت خود درباره این گروه صحبت می‌کند. و صابران، پاکان، توبه‌کنندگان، دادگران و... از کسانی هستند که خداوند در قرآن فرموده است آنان را دوست دارد.

محسنین (نیکوکاران)

در پنج آیه قرآن سخن از دوست داشتن نیکوکاران آمده است: (آیه ۱۹۵ سوره بقره، آیات ۱۳۴ و ۱۴۸ سوره آل عمران، آیات ۱۳ و ۹۳ مائده)﴿وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى‌دارد.(بقره:۱۹۵)

واژه محسنين در قرآن ۳۲بار تكرار شده است.[۱] علامه طباطبایی درباره احسان می‌گوید: «احسان عبارت است از انجام دادن هر عملى به وجه حسن و بدون عیب، هم از جهت استقامت و ثبات، و هم از جهت اینکه جز براى خدا نبوده باشد.»[۲] انفاق‌کنندگان، زکات‌دهندگان، اهل گذشت، صابران، پرهیزکاران، مجاهدان در راه خدا، برپاکنندگان نماز، کسانی که خشم خود را فرو می‌برند، و همه کسانی که خیر و خوبی‌شان به دیگران می‌رسد، از مصادیق محسنین هستند. و نیز قرآن برخی پیامبران از جمله حضرت نوح(ع)، حضرت ابراهیم(ع)، حضرت یوسف(ع)، حضرت موسی(ع) و... را از محسنین می‌نامد.[۳]

آثارى كه در قرآن براى محبت خداوند به محسنين ذكر شده، در دو بخش آثار دنيوى و آثار اخروى قرار مى گيرند. از نظر قرآن، برخى از آثار دنيوى محبت خداوند به نيكوكاران عبارتند از: هدايت، دريافت پاداش زودهنگام در دنيا، يارى خداوند، بهره‌مندى از رحمت الهى، برخوردارى از جايگاه والا، شايستگى دريافت تحيّت الهى، پذيرفته شدن عمل، و مصونيت از سرزنش و عقاب. از جمله آثار اخروى محبت خداوند به محسنين نيز مى‌توان به «نعمت هاى بهشتى» و «پاداش افزون‌تر» اشاره كرد.[۴]

توبه‌کنندگان و پاکان

در آیه ۲۲۲ سوره بقره آمده است خداوند توبه‌کنندگان و پاکان را دوست دارد. توبه به معناى برگشتن به سوى خداى سبحان است و تطهر به معناى پذیرفتن و شروع به طهارت است.[۵]

إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

کلمه (توابین) صیغه مبالغه و به معنای کسی است که بسیار توبه می‌کند، (کثرت هم از جهت نوع توبه و هم از جهت عدد) پس خداوند هر نوع توبه‌ای را دوست می‌دارد، چه این که با استغفار باشد و چه این که با امتثال همه اوامر و نواهی او باشد.[۶]

در آیه دیگری هم آمده است که خداوند مطهرین را دوست دارد:﴿زيرا خدا پاكيزگان را دوست دارد.(توبه:۱۰۸)

پاکیزگی و طهارت معنی وسیعی دارد که هر گونه پاکسازی روحانی از آثار شرک و گناه، و پاکسازی جسمانی از آثار آلودگی به کثافات را شامل می‌شود.

متقین

خداوند متقین(پرهیزکاران) را دوست دارد. این موضوع در آیات ۴ و ۷ سوره توبه و آیه ۷۶ سوره آل‌عمران آمده است. تقوا و متقین در اصطلاح قرآن به معناى پرهیز از مطلق کارهاى حرام است.[۷] در تقسيم‌بندی قرآنی از مردم، متقين در مقابل دو گروه اصلی کافران و منافقان قرار دارند. همچنين گروه‌هايی چون تبهکاران، گمراهان، سرکشان، ستمکاران، مجرمين، مقابل متقين قرار می‌گيرند.[۸] در سوره بقره (آیات ۲ تا ۴) پنج ویژگی برای متقین برشمرده شده است: ایمان به غیب، برپا داشتن نماز، انفاق از آنچه به ایشان روزی شده، ایمان به آنچه بر پیامبر اسلام و پیامبران پیش از آن حضرت نازل شده است، و یقین به آخرت. در سوره آل عمران (آیات ۱۳۳ تا ۱۳۵) نیز وصف احوال متقین آمده است.در آیه ۱۳ سوره حجرات آمده که گرامی‌ترین شما نزد پروردگار، باتقواترین شماست. [۹]

در آیه ۳۱ سوره آل عمران آمده است که به پیامبر(ص) می‌گوید به آنان که خدا را دوست دارند بگو از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد.

جهاد کنندگان در راه خدا

خداوند در دو آیه فرموده است کسانی که در راه خدا جهاد می کنند را دوست دارد:﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ؛ خدا دوست دارد كسانى را كه در راه او جهاد مى‌كنند.(صف:۴) و نیز آیه ۵۴ سوره مائده.

توکل‌کنندگان و صابران

خداوند توکل‌کنندگان را دوست دارد.[۱۰] متوکل کسی است که می داند خدا رزق و امر او را کفالت می کند و ازینرو فقط به او متکی است و امید به غیر او ندارد.[۱۱] خداوند كسانى كه به او اعتماد دارند و از ديگرى دل بر می‌دارند و امر و کار خود را به لطف و تدبير او می‌سپرند دوست دارد.[۱۲]

نسبت میان توکل و ایمان را می‌توان مهمترین مضمونی دانست که در قرآن درباره توکل آمده است. و توکل لازمه ایمان دانسته شده است. مفسران حقیقت توکل را رضا و تسلیم به قضا و قدر می‌دانند.[۱۳]



خداوند دوست می‌دارد توكل‌كنندگان را؛ پس يارى ايشان می‌كند و هدايت ايشان می‌نمايد به صلاح و ببايد دانست كه حقيقت توكل آنست كه از غير حق نترسد و جز بدو اميدوار نباشد. (منهج الصادقین، تفسیر فارسی قرن دهم)[۱۴]

معنای توکل این نیست که انسان به بهانه اعتماد به خدای تعالی اسباب ظاهری را هیچ‌کاره و لغو بشمارد، بلکه معنایش این است که اعتماد قطعی به اسباب نداشته باشد، و بداند آنچه از اسباب ظاهری، به‌عنوان علت برای انسان آشکار می‌گردد، نمونه‌ای بیش نیست و چه بسا اسباب دیگری وجود دارد که انسان از آن آگاهی ندارد، بلکه علت اصلی خداست و به اراده خداوند، مجموعه این سبب‌ها فراهم شده است.[۱۵]

صابران

(آل عمران / ۱۴۶)

دادگران

دادگران (مائده / ۴۲؛ حجرات / ۹؛ ممتحنه / ۸)


مطالعه بیشتر

.



منابع

  1. مشكات هدايت، مكارم شيرازى، ناصر، ج۱، ص۲۲۰
  2. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۴، ص۲۹
  3. اوصاف و ویژگی‌های نیکان، برگرفته از کتاب سیمای نیکان نوشته استاد حسین انصاریان، https://www.erfan.ir/farsi/89226.html
  4. آثار محبت خداوند به محسنين در قرآن، ابوذر تشكّرى صالح، نشریه معرفت، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، شماره ۱۸۰.
  5. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۲، ص۳۱۷
  6. طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه المیزان، ج۲، ص۳۱۸.
  7. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۹، ص۲۰۲
  8. دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۶، ص۶۰۳۴
  9. دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ج۱، ص۳۷۵۶
  10. سوره آل عمران آیه ۱۵۹
  11. دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ج۱، ص۴۰۶۲
  12. ترجمه تفسير مجمع البيان، طبرسی، ج۴، ص: ۳۱۵
  13. تفسیر کشف الاسرار و عده الابرار میبدی به نقل از دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ج۱، ص۴۰۶۲
  14. منهج الصادقين فى إلزام المخالفين، ملا فتح الله کاشانی، ج۲، ص: ۳۶۶
  15. ترجمه المیزان، ج۹، ص۱۵۵.