مصادیق آزمایش الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{شاخه
 
| شاخه اصلی = کلام
|شاخه فرعی۱ = عدل الهی
|شاخه فرعی۲ = آزمایش و امتحان الهی
|شاخه فرعی۳ =
}}
{{سوال}}
{{سوال}}
در فلسفه بلایا آمده است که خداوند بندگانش را آزمایش می‌کند، آیا راه‌های دیگری برای آزمایش بندگان وجود ندارد؟
در فلسفه بلایا آمده است که خداوند بندگانش را آزمایش می‌کند، آیا راه‌های دیگری برای آزمایش بندگان وجود ندارد؟
خط ۵۵: خط ۵۰:
== منابع ==
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
 
{{شاخه
| شاخه اصلی = کلام
|شاخه فرعی۱ = عدل الهی
|شاخه فرعی۲ = آزمایش و امتحان الهی
|شاخه فرعی۳ =
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
| شناسه = شد
| شناسه = شد

نسخهٔ ‏۱۹ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۳۹


سؤال

در فلسفه بلایا آمده است که خداوند بندگانش را آزمایش می‌کند، آیا راه‌های دیگری برای آزمایش بندگان وجود ندارد؟

یکی از سنت‌های اجتناب‌ناپذیر الهی که در آیات و روایات بدان اشاره شده، مسئله امتحان و آزمایش مؤمنان است. از مجموع آیات قرآن استفاده می‌شود که امتحان الهی منحصر به نوع خاصی نیست، بلکه هر گروه و هر فردی به نحوی مورد امتحان الهی قرار می‌گیرند و این آزمایش‌ها در شکل‌های گوناگون از جمله بلایا و محرومیت‌ها، نعمت‌ها و ثروت، خانواده و فرزند، جاه و جلال و … به سراغ انسان‌ها می‌آید.

امتحان با بلایا و نقصان‌ها

خداوند برخی افراد را با محرومیت‌ها، بلاها و نقصان‌ها مورد امتحان قرار می‌دهد. در سوره بقره آمده است: ﴿وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ.۝۱۵۵؛ قطعاً شما را با چیزی از ترس ـ گرسنگی ـ زیان مالی و کمبود میوه‌ها آزمایش می‌کنیم و بشارت باد بر صابران

برخی انسان‌ها، در زمان گرفتاری‌ها و مشکلات زندگی، تحمل و صبر را از دست داده و زبان به گلایه در مقابل خدا باز می‌کنند و عدالت و حکمت خداوند را زیر سؤال می‌برند یا از فضل و رحمت الهی ناامید می‌شوند. آنان به جای آن که بیش از پیش به خدا امیدوار باشند و از خدا در رفع این موانع و مشکلات، کمک و یاری بجویند، کاملاً از درگاه الهی دور و ناسپاس می‌شوند. اما برخی از این امتحان پیروز و سر بلند بیرون می‌آیند و خدا هم، گناهان آن‌ها را می‌بخشد و هم درجاتشان را بالا می‌برد.

امتحان با نعمت و ثروت

خداوند برای تربیت انسان او را مورد امتحان قرار می‌دهد و با امور مختلفی او را می‌آزماید؛ و چنین نیست که امتحانات الهی همیشه بوسیله حوادث سخت و ناگوار باشد، بلکه با نعمت‌ها و آسایش‌ها مورد امتحان قرار می‌دهد،[۱] خداوند در سوره انبیاء می‌فرماید: ﴿وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَه».۝۳۵؛ ما شما را بوسیله بدی‌ها و خوبی‌ها امتحان می‌کنیم.

این قسم دارای مصادیق و انواعی است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

امتحان با فرزند و مال و ثروت

از اموری که انسان‌ها با آن امتحان می‌شوند، داشتن مال و فرزند است. خداوند به این نوع امتحان در سوره تغابن اشاره کرده است: ﴿أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَه۝۱۵؛ اموال و اولاد شما، وسیله آزمایش شما هستند. مال و فرزند از مهمترین وسائل امتحان انسان‌ها می‌باشند، زیرا جاذبه اموال و عشق و علاقه به فرزندان، کشش نیرومندی را در انسان ایجاد می‌کند و چه بسا در مواردی رضای خداوند از رضایت آنها جدا می‌شود و انسان سخت در فشار قرار می‌گیرد و برای او تصمیم‌گیری مشکل خواهد شد.[۲]

چگونگی بدست آوردن اموال، چگونگی خرج کردن آنها، طرز نگهداری و میزان دلبستگی و علاقه به آن، همگی میدان‌های آزمایش بشر هستند. بسیار افرادی هستند که از نظر عبادات معمولی و تظاهر به دین و مذهب بسیار سخت گیر و با دقت هستند، اما هنگامی که پای یک مسئله مالی به میان می‌آید، همه چیز را فراموش می‌کنند. یا برای رفاه خانواده و فرزندان دست به هر حرام و کارهای ناحقی می‌زنند.[۳]

امتحان با موقعیت و مقام دنیایی

داشتن پُست و مقام جزو نعمات الهی است که انسان‌ها با آن امتحان و آزمایش می‌شوند، خداوند در این مورد از زبان حضرت سلیمان در سوره نمل چنین می‌آورد: ﴿هذا من فَضْلِ ربّی لیبلونی أاشکر ام اکفر۝۴۰؛ این از لطف خداست برای اینکه من را امتحان کند آیا شکرگزاری می‌کنم یا کفران.

امتحان با نعمت جمال و زیبائی

زیبایی ظاهری یا زیبایی باطنی همانند علم نیز جزو نعمت‌های الهی است که خدا آن را وسیله امتحان برای شخص قرار می‌دهد، که آیا از آن در مسیر صحیح استفاده می‌شود یا آن را وسیله سوء قرار می‌دهد.


مطالعه بیشتر

۱. تفسیر نمونه، جلد۱، ص۵۲۴.

۲. نهج البلاغه، بسیاری از خطبه‌ها از جمله خطبه ۱۵۶.

۳. حکمت‌ها و اندرزهای شهید مطهری، ص۱۳۲.

منابع

  1. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۰۶.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۰۶.
  3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۳۸.