Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png

تفسیر آیه ازدواج افراد زناکار با زناکار یا مشرک

از ویکی پاسخ
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سؤال

منظور از آیه ۳ سوره نور که می‌فرماید مرد زناکار به جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‌کند، چیست؟ و آیا زن و شوهر در تقدیر الهی قسمت هم بوده‌اند؟

خداوند در آیه ۳ سوره نور می‌فرماید افراد زناکار ازدواج نمی‌کنند مگر با زناکار یا مُشرِک و ازدواج مؤمنان با این افراد ممنوع است. این آیه، حکم افراد زناکاری است که در اثر ارتکاب زنا، حد شرعی بر آنان جاری شده، ولی باز هم به عمل خود ادامه داده‌اند. این آیه چنین شخصی را شایسته ازدواج با بانوان مسلمان و پاکدامن نمی‌داند، همین‌طور زن زناکاری که حد زنا بر او جاری شده و پس از آن، رابطه نامشروع را رها نکرده است، از این که به عقد ازدواج جوان مسلمان درآید، محروم است.

متن آیه

شأن نزول

امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در شأن نزول این آیه فرموده‌اند این آیه در مورد زنانی نازل شد که در زمان رسول خدا(ص) آلوده به زنا بودند، خداوند مسلمانان را از ازدواج با آن‌ها نهی کرد. هم اكنون نيز اين حكم شامل مردم می‌شود؛ هر فردی مشهور به اين عمل شود، و حد الهى به او جارى گردد، با او ازدواج نكنيد تا توبه‌‏اش ثابت شود. [۱]

معنای آیه

این آیه حکم افراد زناکاری است که در اثر ارتکاب زنا، حد شرعی بر آنان جاری شده، ولی باز هم به عمل خود ادامه داده‌اند. این آیه چنین شخصی را شایسته ازدواج با بانوان مسلمان و پاکدامن نمی‌داند، همین‌طور زن زناکاری که حد زنا بر او جاری شده و پس از آن، رابطه نامشروع را رها نکرده است، از این که به عقد نکاح جوان مسلمان درآید، محروم است.

خداوند در آیه ۲۶ سوره نور می‌فرمایند: ﴿زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاک هستند.

در مورد مقدر بودن ازدواج باید توجه شود که انسان، بر اساس برهان‌های نقلی و عقلی، موجودی است آزاد، دارای اراده و انتخاب، و تقدیر الهی به معنای سلب آزادی و انتخاب از انسان نیست، بلکه تقدیر هیچ منافاتی با اراده و انتخاب انسان ندارد. مسئله قسمت و تقدیر به این معنا که انسان بدون اختیار و انتخاب به سوی سرنوشتی حرکت کند که خودش هیچ گونه دخالتی در آن نداشته باشد، چیزی است که عقل و نقل، آن را تأیید نمی‌کند.

منابع

  1. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالحدیث الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۱۴، ص۳۶۳.