مدح امام علی(ع) توسط عمر بن خطاب: تفاوت میان نسخه‌ها

Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
از ویکی پاسخ
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جز (ابرابزار)
خط ۱: خط ۱:
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
لطفا احادیث و روایاتی از منزلت حضرت علی نزد خلفای قبل از خود را بیان كنید.
لطفاً احادیث و روایاتی از منزلت حضرت علی نزد خلفای قبل از خود را بیان کنید.
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}


از خلفای سه گانه در باره امام علی ((ع)) چیزی قابل توجهی نقل نشده است. تنها از عمر خلیفه دوم در منزلت و جایگاه علمی امام (علی (ع)) چند جمله در متون اهل سنت منعکس گردیده که به آنها اشاره می‌شود:  
از خلفای سه‌گانه درباره امام علی «ع» چیزی قابل توجهی نقل نشده است. تنها از عمر خلیفه دوم در منزلت و جایگاه علمی امام (علی(ع)) چند جمله در متون اهل سنت منعکس گردیده که به آنها اشاره می‌شود:


۱. روایت شده که در زمان حکومت عمر زنی در شش ماهگی فرزندی به دنیا آورد عمر بر رجم او حکم صادر کرد. علی (ع) به عمر گفت تو علیه این زن نمی‌توانی چنین حکمی بدهی و سپس آیه« وحمله وفصاله ثلاثون شهرا»<ref>احقاف، ۱۵.</ref> را تلاوت کرد. عمر بعد از این سخن علی گفت: «لولا علی لهلك عمر».<ref>سمعانس، منصور بن محمد بن عبد الجبار ، تفسیر السمعانی(تفسیر القرآن)، تحقیق: یاسر بن إبراهیم و غنیم بن عباس بن غنیم، ج۵، ص۱۵۴، دار الوطن ، ریاض ، السعودیه ، چ۱، ۱۴۱۸ق ۱۹۹۷م،.</ref> یعنی اگر علی نبود عمر هلاک می‌شد.
۱. روایت شده که در زمان حکومت عمر زنی در شش ماهگی فرزندی به دنیا آورد عمر بر رجم او حکم صادر کرد. علی(ع) به عمر گفت تو علیه این زن نمی‌توانی چنین حکمی بدهی و سپس آیه «وحمله وفصاله ثلاثون شهرا»<ref>احقاف، ۱۵.</ref> را تلاوت کرد. عمر بعد از این سخن علی گفت: «لولا علی لهلک عمر».<ref>سمعانس، منصور بن محمد بن عبد الجبار، تفسیر السمعانی (تفسیر القرآن)، تحقیق: یاسر بن إبراهیم و غنیم بن عباس بن غنیم، ج۵، ص۱۵۴، دار الوطن، ریاض، السعودیه، چ۱، ۱۴۱۸ق ۱۹۹۷م،</ref> یعنی اگر علی نبود عمر هلاک می‌شد.


۲. از سعید بن مسیب نقل شده است: «كان عمر یتعوذ بالله من معضله لیس لها أبو الحسن» یعنی عمر پیوسته از مشکلی که علی برای آن نبود به خدا پناه می‌برد. و نیز وقتی که عمر بر رجم زن دیوانه حکم صادر کرده بود، علی به عمر گفت: «إن الله رفع القلم عن المجنون» عمر پیوسته می‌گفت: «لولا على لهلك عمر». همچنین هنگامی که از عمر در باره زیارت عمره سوال شد عمر در پاسخ گفت من چیزی غیر از آنچه که علی می‌گوید برای تو نمی‌یابم.<ref>ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله ، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب،، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج۳، ص۱۱۰۳، دار الجیل، بیروت، چ۱، ۱۴۱۲.</ref>
۲. از سعید بن مسیب نقل شده است: «کان عمر یتعوذ بالله من معضله لیس لها أبو الحسن» یعنی عمر پیوسته از مشکلی که علی برای آن نبود به خدا پناه می‌برد؛ و نیز وقتی که عمر بر رجم زن دیوانه حکم صادر کرده بود، علی به عمر گفت: «إن الله رفع القلم عن المجنون» عمر پیوسته می‌گفت: «لولا علی لهلک عمر». همچنین هنگامی که از عمر درباره زیارت عمره سؤال شد عمر در پاسخ گفت من چیزی غیر از آنچه که علی می‌گوید برای تو نمی‌یابم.<ref>ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج۳، ص۱۱۰۳، دار الجیل، بیروت، چ۱، ۱۴۱۲.</ref>


۳. در حدیث دیگری نقل شده است که ... «لولا قول علی لهلك عمر و یقول أعوذ بالله من كل معضله لیس لها أبو الحسن»<ref>ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم ، تأویل مختلف الحدیث، تحقیق: محمد زهری النجار ، ج۱، ص۱۶۲دار الجیل ، بیروت، ۱۳۹۳ ق./ ۱۹۷۲.</ref>
۳. در حدیث دیگری نقل شده است که «لولا قول علی لهلک عمر و یقول أعوذ بالله من کل معضله لیس لها أبو الحسن»<ref>ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، تأویل مختلف الحدیث، تحقیق: محمد زهری النجار، ج۱، ص۱۶۲دار الجیل، بیروت، ۱۳۹۳ ق. / ۱۹۷۲.</ref>


۴. همچنین نقل شده که عمر می‌گفت:«لا بقیت لمعضله لیس لها أبو الحسن» و این سخن نیز از عمر نقل شده که «لا یفتین أحد فی المسجد و علی حاضر».<ref>ابن ابی الحدید، عزالدین ابو حامد ، شرح‏نهج‏البلاغه(ابن‏ابى‏الحدید)، مصحح محمد ابوالفضل ‏ابراهیم، ج۱، ص۱۸، قم، كتابخانه‏عمومى‏آیهالله‏مرعشى‏نجفى، چ۱، ۱۳۳۷.‏ ‏.</ref>
۴. همچنین نقل شده که عمر می‌گفت: «لا بقیت لمعضله لیس لها أبو الحسن» و این سخن نیز از عمر نقل شده که «لا یفتین أحد فی المسجد و علی حاضر».<ref>ابن ابی الحدید، عزالدین ابو حامد، شرح‌نهج‌البلاغه (ابن‌ابی‌الحدید)، مصحح محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱، ص۱۸، قم، کتابخانه‌عمومی‌آیهالله‌مرعشی‌نجفی، چ۱، ۱۳۳۷. ‏ ‏.</ref>


۵. همچنین از ابوسعید نقل شده هرگاه عمر از علی سؤالی می‌کرد و علی پاسخش را می‌داد، عمر می‌گفت: «أعوذ بالله أن أعیش فی قوم لیس فیهم أبو الحسن وفی روایه لا أبقانی الله بعدك یا علی» یعنی پناه می‌برم به خدا که در میان قومی زندگی کنم ابوالحسن در آن نباشد و در روایتی آمده که خدا مرا بعد از تو باقی نگذارد یا علی. <ref>مناوی، عبدالرؤوف ، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۴، ص۳۵۷، مصر، المكتبه التجاریه الكبرى، چ۱، ۱۳۵۶ق.</ref>  
۵. همچنین از ابوسعید نقل شده هرگاه عمر از علی سؤالی می‌کرد و علی پاسخش را می‌داد، عمر می‌گفت: «أعوذ بالله أن أعیش فی قوم لیس فیهم أبو الحسن وفی روایه لا أبقانی الله بعدک یا علی» یعنی پناه می‌برم به خدا که در میان قومی زندگی کنم ابوالحسن در آن نباشد و در روایتی آمده که خدا مرا بعد از تو باقی نگذارد یا علی.<ref>مناوی، عبدالرؤوف، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۴، ص۳۵۷، مصر، المکتبه التجاریه الکبری، چ۱، ۱۳۵۶ق.</ref>


البته جایگاه علمی و فضایل امام علی ((ع)) بر کسی پوشیده نیست. از این رو ابن حجر هیثمی درکتاب «الصواعق المحرقه» که علیه شیعه امامیه نوشته به صراحت می‌گوید فضایل علی بسیار زیاد، بزرگ و مشهور است که حتی احمد بن حنبل گفته است درباره هیچ کسی به اندازه فضایل علی نیامده است. اسماعیل، نسائی و ابو علی نیشابوری گفته‌اند که با سندهای حسن در حق احدی از صحابه بیشتر از آنچه که درباره علی آمده، وارد نشده است. این در حالی است که طائفه‌ای از بنی امیه به تنقیص و سب علی در منابر مشغول بودند و خوارج نیز با آنان موافقت کرده، بلکه او را تکفیر کردند اما اهل‌سنت در انتشار فضایل او همت گماشته تا نصیحتی برای امت و پیروزی برای حق باشد.<ref>ابن حجر هیثمی، ابوالعباس احمد بن محمد ، الصواعق المحرقه على أهل الرفض والضلال والزندقه، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله التركی - كامل محمد الخراط، ج۲، ص۳۵۳، بیروت، مؤسسه الرساله، چ۱، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۷م.</ref>  
البته جایگاه علمی و فضایل امام علی «ع» بر کسی پوشیده نیست. از این رو ابن حجر هیثمی درکتاب «الصواعق المحرقه» که علیه شیعه امامیه نوشته به صراحت می‌گوید فضایل علی بسیار زیاد، بزرگ و مشهور است که حتی احمد بن حنبل گفته است درباره هیچ‌کسی به اندازه فضایل علی نیامده است. اسماعیل، نسائی و ابو علی نیشابوری گفته‌اند که با سندهای حسن در حق احدی از صحابه بیشتر از آنچه که درباره علی آمده، وارد نشده است. این در حالی است که طائفه‌ای از بنی امیه به تنقیص و سب علی در منابر مشغول بودند و خوارج نیز با آنان موافقت کرده، بلکه او را تکفیر کردند اما اهل‌سنت در انتشار فضایل او همت گماشته تا نصیحتی برای امت و پیروزی برای حق باشد.<ref>ابن حجر هیثمی، ابوالعباس احمد بن محمد، الصواعق المحرقه علی أهل الرفض والضلال والزندقه، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج۲، ص۳۵۳، بیروت، مؤسسه الرساله، چ۱، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۷م.</ref>


به هر حال خلفای سه گانه با وجود اینکه در هیچ فضیلتی با علی ((ع)) برابری نداشته اند باز هم در خلافت و حکومت خود را مستحق تر می‌دانسته اند.  
به هر حال خلفای سه‌گانه با وجود اینکه در هیچ فضیلتی با علی «ع» برابری نداشته‌اند باز هم در خلافت و حکومت خود را مستحق تر می‌دانسته‌اند.


{{پایان پاسخ}}
{{پایان پاسخ}}
==منابع==
 
<references />
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی =  
  | شاخه اصلی =
|شاخه فرعی۱ =  
|شاخه فرعی۱ =
|شاخه فرعی۲ =  
|شاخه فرعی۲ =
|شاخه فرعی۳ =  
|شاخه فرعی۳ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
  | شناسه =  
  | شناسه =
  | تیترها =  
  | تیترها =
  | ویرایش =  
  | ویرایش =
  | لینک‌دهی =  
  | لینک‌دهی =
  | ناوبری =  
  | ناوبری =
  | نمایه =  
  | نمایه =
  | تغییر مسیر =  
  | تغییر مسیر =
  | ارجاعات =  
  | ارجاعات =
  | بازبینی =  
  | بازبینی =
  | تکمیل =  
  | تکمیل =
  | اولویت =  
  | اولویت =
  | کیفیت =  
  | کیفیت =
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ ‏۲۸ ژانویهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۴۳

سؤال

لطفاً احادیث و روایاتی از منزلت حضرت علی نزد خلفای قبل از خود را بیان کنید.


از خلفای سه‌گانه درباره امام علی «ع» چیزی قابل توجهی نقل نشده است. تنها از عمر خلیفه دوم در منزلت و جایگاه علمی امام (علی(ع)) چند جمله در متون اهل سنت منعکس گردیده که به آنها اشاره می‌شود:

۱. روایت شده که در زمان حکومت عمر زنی در شش ماهگی فرزندی به دنیا آورد عمر بر رجم او حکم صادر کرد. علی(ع) به عمر گفت تو علیه این زن نمی‌توانی چنین حکمی بدهی و سپس آیه «وحمله وفصاله ثلاثون شهرا»[۱] را تلاوت کرد. عمر بعد از این سخن علی گفت: «لولا علی لهلک عمر».[۲] یعنی اگر علی نبود عمر هلاک می‌شد.

۲. از سعید بن مسیب نقل شده است: «کان عمر یتعوذ بالله من معضله لیس لها أبو الحسن» یعنی عمر پیوسته از مشکلی که علی برای آن نبود به خدا پناه می‌برد؛ و نیز وقتی که عمر بر رجم زن دیوانه حکم صادر کرده بود، علی به عمر گفت: «إن الله رفع القلم عن المجنون» عمر پیوسته می‌گفت: «لولا علی لهلک عمر». همچنین هنگامی که از عمر درباره زیارت عمره سؤال شد عمر در پاسخ گفت من چیزی غیر از آنچه که علی می‌گوید برای تو نمی‌یابم.[۳]

۳. در حدیث دیگری نقل شده است که … «لولا قول علی لهلک عمر و یقول أعوذ بالله من کل معضله لیس لها أبو الحسن»[۴]

۴. همچنین نقل شده که عمر می‌گفت: «لا بقیت لمعضله لیس لها أبو الحسن» و این سخن نیز از عمر نقل شده که «لا یفتین أحد فی المسجد و علی حاضر».[۵]

۵. همچنین از ابوسعید نقل شده هرگاه عمر از علی سؤالی می‌کرد و علی پاسخش را می‌داد، عمر می‌گفت: «أعوذ بالله أن أعیش فی قوم لیس فیهم أبو الحسن وفی روایه لا أبقانی الله بعدک یا علی» یعنی پناه می‌برم به خدا که در میان قومی زندگی کنم ابوالحسن در آن نباشد و در روایتی آمده که خدا مرا بعد از تو باقی نگذارد یا علی.[۶]

البته جایگاه علمی و فضایل امام علی «ع» بر کسی پوشیده نیست. از این رو ابن حجر هیثمی درکتاب «الصواعق المحرقه» که علیه شیعه امامیه نوشته به صراحت می‌گوید فضایل علی بسیار زیاد، بزرگ و مشهور است که حتی احمد بن حنبل گفته است درباره هیچ‌کسی به اندازه فضایل علی نیامده است. اسماعیل، نسائی و ابو علی نیشابوری گفته‌اند که با سندهای حسن در حق احدی از صحابه بیشتر از آنچه که درباره علی آمده، وارد نشده است. این در حالی است که طائفه‌ای از بنی امیه به تنقیص و سب علی در منابر مشغول بودند و خوارج نیز با آنان موافقت کرده، بلکه او را تکفیر کردند اما اهل‌سنت در انتشار فضایل او همت گماشته تا نصیحتی برای امت و پیروزی برای حق باشد.[۷]

به هر حال خلفای سه‌گانه با وجود اینکه در هیچ فضیلتی با علی «ع» برابری نداشته‌اند باز هم در خلافت و حکومت خود را مستحق تر می‌دانسته‌اند.


منابع

  1. احقاف، ۱۵.
  2. سمعانس، منصور بن محمد بن عبد الجبار، تفسیر السمعانی (تفسیر القرآن)، تحقیق: یاسر بن إبراهیم و غنیم بن عباس بن غنیم، ج۵، ص۱۵۴، دار الوطن، ریاض، السعودیه، چ۱، ۱۴۱۸ق ۱۹۹۷م،
  3. ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج۳، ص۱۱۰۳، دار الجیل، بیروت، چ۱، ۱۴۱۲.
  4. ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، تأویل مختلف الحدیث، تحقیق: محمد زهری النجار، ج۱، ص۱۶۲دار الجیل، بیروت، ۱۳۹۳ ق. / ۱۹۷۲.
  5. ابن ابی الحدید، عزالدین ابو حامد، شرح‌نهج‌البلاغه (ابن‌ابی‌الحدید)، مصحح محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱، ص۱۸، قم، کتابخانه‌عمومی‌آیهالله‌مرعشی‌نجفی، چ۱، ۱۳۳۷. ‏ ‏.
  6. مناوی، عبدالرؤوف، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۴، ص۳۵۷، مصر، المکتبه التجاریه الکبری، چ۱، ۱۳۵۶ق.
  7. ابن حجر هیثمی، ابوالعباس احمد بن محمد، الصواعق المحرقه علی أهل الرفض والضلال والزندقه، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج۲، ص۳۵۳، بیروت، مؤسسه الرساله، چ۱، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۷م.