تدبر در قرآن

نسخهٔ تاریخ ‏۷ مارس ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۵۵ توسط 127.0.0.1 (بحث) (جایگزینی متن - ' | ارجاعات =' به ' | ارجاعات = | بازبینی نویسنده = ')
سؤال

تفکّر و تدبّر در آیات قرآن چگونه و به چه معنایی است؟ در صورتی که وقتی کسی معلوماتی نسبت به آیات قرآن ندارد، چطور باید در قرآن تدبر کند؟

آیات قرآن انسان را به دو نوع تدبر دعوت می‌کنند، تدبر در قرآن و معانی آن و تدبر در جهان هستی و مخلوقات. تدبر در قرآن، دارای ۲ مرحله است، مرحله اول، فهم عمومی از ظاهر قرآن است، که افراد در معانی ظاهری به اندازه فهم خودشان استفاده کنند. مرحله عمیق‌تر، فهم باطنی قرآن است که مختص به عالمان است و دارای مرتبه بالاتری است. قرآن در سه محور، تدبر در خلقت انسان، تدبر در طبیعت و تدبر در آسمان و زمین، انسان را دعوت به تدبر در مخلوقات می‌کند.

تعریف تفکر و تدبر

فکر در لغت به معنای اندیشه، تأمل، اعمال نظر و تدبّر است.[۱] در تعریف اصطلاحی فکر آمده است: «فکر یا اندیشه، اجرای عملیّات عقلی در معلومات، برای دستیابی به مطلوب است.»[۲]

دعوت کردن قرآن به تدبر

آیات قرآن، انسان را به تدبیر در دو چیز دعوت کرده‌اند:

  • دسته ای از آیات، انسان‌ها را تشویق می‌کنند تا در درون قرآن کریم و در مورد خود قرآن کریم تفکّر و تدبّر نمایند.
  • دسته دیگری از آیات، انسان‌ها را تشویق می‌نمایند تا در بیرون قرآن کریم، پیرامون جهان هستی، پیرامون اصل خلقت، پیرامون فلسفه خلقت، پیرامون زندگی و پیرامون دین و دنیا و پیرامون روز حساب و معاد، تفکّر و تدبّر نماید.

تدبر در قرآن

تفکّر در مورد خود قرآن دو صورت دارد:

تدبّر در ظاهر قرآن

قرآن همه انسان‌ها را به تدبّر و تفکر در ظاهر قرآن دعوت می‌کند. در این صورت همه انسان‌ها می‌توانند در آن تفکّر نمایند و از ظاهر قرآن کریم به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بهره ببرند و بهره‌مند شوند.[۳] با اندک توجهی به علوم عربی، روان خوانی و توجّه به ترجمه و معانی قرآن کریم، می‌توان از قرآن استفاده کرد. دعوت به این تدبر، برای برداشت بیشتر و فهم بهتر از قرآن است.

تفکر در باطن قرآن

تفکّر و تدبّر در باطن قرآن کریم و دست یافتن به لایه‌های درونی آن، کار عموم نیست. تفکّر و تدبّر در این عرصه و فضای معنوی قرآن کریم، کار کارشناسان و متخصصان و راسخان در علم است.[۴] در این صورت فردی که می‌خواهد در قرآن تفکّر و تدبّر نماید باید از علوم پایه از جمله فراگیری علم لغت، ادبیات عرب، علم قرائت، فراگیری اصول فقه، فراگیری اسباب نزول و شأن نزول، ناسخ و منسوخ، فراگیری علم فقه، مجمل و مبین، فراگیری آیات محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقیّد، مفهوم و منطوق، حقیقت و مجاز، فراگیری تشبیه‌ها و استعاره‌های قرآنی، تسلط بر روایات و …، از جمله علوم پایه و پیرامونی هستند که فرد را در تفکّر و تدبّر درست در قرآن کریم یاری می‌دهند.[۵]

با فراگیری این علوم و جهت روشن شدن معانی قرآن کریم، اوّل باید از خود قرآن و در مرحله ثانی از سنّت معصومین و سپس از عقل برهانی و قلب سلیم بهره گرفت تا بتوان به معانی پنهان قرآن کریم و لایه‌های درونی آن دست یافت.[۶]

تدبر در مخلوقات

آیاتی از قرآن انسان‌ها را به تفکّر و تدبّر در جهان طبیعت و جهان هستی دعوت می‌نماید، از جمله:

  • تفکّر و تدبّر، پیرامون خودشناسی: ﴿أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ؛ آیا شما آن را آفرینش می‌دهید یا ما آفریدگاریم؟(واقعه:۵۹)
  • تفکّر و تدبّر، پیرامون طبیعت: ﴿أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ۝۶۸أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ۝۶۹؛ آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟ (۶۸) آیا شما آن را از ابر نازل می‌کنید؟ یا ما نازل می‌کنیم؟ (۶۹)(واقعه:۶۸ و ۶۹)
  • تفکّر و تدبّر پیرامون زمین و آسمان: ﴿إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ؛ محققا در خلقت آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز دلائل روشنی است برای خردمندان عالم(آل عمران:۱۹۰)

انسان در این دعوت به تفکر، در واقع دعوت به خداشناسی می‌شود، یعنی مقصود اصلی از دعوت به دقت در آسمان و زمین، توحید و اعتقاد به یگانگی خدا است.


مطالعه بیشتر

۱. کتاب قرآن در قرآن، تفسیر موضوعی، ج۱، اثر استاد جوادی آملی.


منابع

  1. قرشی، سیدعلی اکبر، قاموس قرآن، ج۵، تهران: دارالکتب الاسلامیه، هشتم، ۱۳۶۱، ص۱۹۹.
  2. مظفر، محمدرضا، المنطق، ترجمه علی شیروانی، قم: دارالعلم، دوازدهم، ۱۳۸۲، ص۳۹.
  3. موسوی خمینی، روح الله، تفسیر سوره حمد، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ششم، ۱۳۸۱، ص۱۷.
  4. آل عمران: ۳/۷.
  5. سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن، الاتقان فی علوم القرآن، ترجمه مهدی حائری قزوینی، تهران، امیرکبیر، چاپ سوم، ۱۳۸۰، ص۵۷۰–۵۷۱.
  6. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، انتشارات اسراء، چاپ اول، ۱۳۷۸، ج۱، ص۵۷.