برج ساختن فرعون برای دیدن خدای موسی

Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
از ویکی پاسخ
سؤال

آیا فرعون برجی ساخت تا به آسمان‌ها رفته خدای موسی(ع) را ببیند؟

فرعون دستور بر ساخت ساختمان بلندی داد تا بتواند در بالای آن خدای موسی را ببیند.[۱] این داستان ساختن برج بزرگ پس از ماجرای مبارزه موسی با ساحران بود که فرعون را در موضع ضعف و شکست قرار داد.[۲] البته فرعون در ادامه این دستور گفته بود که به کلام موسی اطمینان ندارد.[۳] این دستور خطاب به هامان بود که وزیر او بود.[۴]

قرآن در دو سوره از این واقعه یاد کرده است:

  • ﴿ای هامان! برای من آجر بپز، برایم برجی بلند (صَرْحًا) بساز شاید بر معبود موسی اطلاع یابم، و البته من او را از دروغگویان می‌پندارم.[۵]
  • ﴿«و فرعون گفت: «ای‌هامان، برای من برجی بلند بساز، … تا از خدای موسی اطلاع حاصل کنم.[۶]

تعبیر «صرح» که در هر دو آیه آمده است به معنای برجی بلند است که از همه جا پیدا باشد.[۷] فرعون خدای موسی را جسمی ساکن در آسمان می‌دانست و امید داشت بر بالای برجی که‌هامان برایش می‌سازد، خدای موسی را ببیند.[۸] همچنین احتمال دارد فرعون حقیقت را می‌دانسته[۹] و تنها خواهان گمراه کردن مردم بوده است.[۸] او پس از شکست در داستان موسی و ساحران به دنبال جنجال بود و به همین جهت قران تعبیر «کَیْدُ فِرْعَوْنَ؛ حیله فرعون»[۱۰] را استفاده کرده است.[۱۱]

برخی این احتمال را مطرح کرده‌اند که مقصود فرعون ساختن رصدخانه بوده تا بتواند وضعیت ستارگان را دیده و از ستارگان به‌دست‌آورد که پیامبر و فرستاده‌ای مبعوث شده است یا نه و آنچه موسی ادعا می‌کند حقیقت دارد یا نه.[۱۲]

منابع

  1. سوره قصص، آیه۱۷.
  2. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۱۶، ص۸۵.
  3. سوره قصص، آیه۱۷.
  4. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۸۱۵.
  5. سوره قصص، آیه ۳۸.
  6. سوره غافر، آیات ۳۶ و ۳۷.
  7. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۷.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۷.
  9. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۸۱۵.
  10. سور غافر، آیه۳۷.
  11. قرائتی محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳ش، ج۱۰، ص۲۵۴.
  12. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۷.