پرش به محتوا

برج ساختن فرعون برای دیدن خدای موسی

از ویکی پاسخ
نسخهٔ تاریخ ‏۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۲۹ توسط Rezapour (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
سؤال

آیا فرعون برجی ساخت تا به آسمان‌ها رفته خدای موسی(ع) را ببیند؟

فرعون به‌هامان که وزیرش بود،[۱] دستور داد تا ساختمان بلندی بسازد، تا در بالای آن بتواند خدای موسی را ببیند هرچند گمانش بر این بود که موسی دروغ می‌گوید.[۲] این داستان ساختن برج بزرگ پس از ماجرای مبارزه موسی با ساحران بود که فرعون را در موضع ضعف و شکست قرار داد.[۳]

قرآن در دو سوره از این واقعه یاد کرده است:

  • ﴿ای هامان! برای من آجر بپز، برایم برجی بلند (صَرْحًا) بساز شاید بر معبود موسی اطلاع یابم، و البته من او را از دروغگویان می‌پندارم.[۴]﴾
  • ﴿«و فرعون گفت: «ای‌هامان، برای من برجی بلند بساز، … تا از خدای موسی اطلاع حاصل کنم.[۵]﴾

تعبیر «صرح» که در هر دو آیه آمده است به معنای برجی بلند است که از همه جا پیدا باشد.[۶] فرعون خدای موسی را جسمی ساکن در آسمان می‌دانست و امید داشت بر بالای برجی که‌هامان برایش می‌سازد، خدای موسی را ببیند.[۷] همچنین احتمال دارد فرعون حقیقت را می‌دانسته[۸] و تنها خواهان گمراه کردن مردم بوده است.[۷] او پس از شکست در داستان موسی و ساحران به دنبال جنجال بود و به همین جهت قران تعبیر «کَیْدُ فِرْعَوْنَ؛ حیله فرعون»[۹] را استفاده کرده است.[۱۰]

برخی این احتمال را مطرح کرده‌اند که مقصود فرعون ساختن رصدخانه بوده تا بتواند وضعیت ستارگان را دیده و از ستارگان به‌دست‌آورد که پیامبر و فرستاده‌ای مبعوث شده است یا نه و آنچه موسی ادعا می‌کند حقیقت دارد یا نه.[۱۱]

منابع

  1. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۸۱۵.
  2. ↑ سوره قصص، آیه۱۷.
  3. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۱۶، ص۸۵.
  4. ↑ سوره قصص، آیه ۳۸.
  5. ↑ سوره غافر، آیات ۳۶ و ۳۷.
  6. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۷.
  7. ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۷.
  8. ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۸۱۵.
  9. ↑ سور غافر، آیه۳۷.
  10. ↑ قرائتی محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳ش، ج۱۰، ص۲۵۴.
  11. ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۷.