پرش به محتوا

عصمت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
روح الله بهمنی (بحث | مشارکت‌ها)
روح الله بهمنی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۵: خط ۱۵:
#'''عصمت به معنای لطف''': شیخ مفید نخستین متکلم امامیه است که به تعریف عصمت پرداخته است. از نظر او عصمت از ناحیه خداوند متعال، همان توفیق و لطف او برای حجت‌های اوست و اعتصام به این عصمت به وسیله حجج الهی برای حفظ دین خداوند از ورود گناهان و خطاها در آن است<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۸.</ref>.
#'''عصمت به معنای لطف''': شیخ مفید نخستین متکلم امامیه است که به تعریف عصمت پرداخته است. از نظر او عصمت از ناحیه خداوند متعال، همان توفیق و لطف او برای حجت‌های اوست و اعتصام به این عصمت به وسیله حجج الهی برای حفظ دین خداوند از ورود گناهان و خطاها در آن است<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۸.</ref>.
#'''عصمت به معنای ملکه''': پس از آنکه شیخ مفید عصمت را به لطف تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، خواجه نصیرالدین طوسی آن را به نقل از فلاسفه، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکه‌ای است که با وجود آن، از صاحبش گناهان صادر نمی‌شود و این بنا بر اندیشه حکماست<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹.</ref>.<ref>محمد حسین فاریاب، عصمت امام، ص۳۴ ـ ۳۵.</ref>
#'''عصمت به معنای ملکه''': پس از آنکه شیخ مفید عصمت را به لطف تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، خواجه نصیرالدین طوسی آن را به نقل از فلاسفه، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکه‌ای است که با وجود آن، از صاحبش گناهان صادر نمی‌شود و این بنا بر اندیشه حکماست<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹.</ref>.<ref>محمد حسین فاریاب، عصمت امام، ص۳۴ ـ ۳۵.</ref>
== پیشینه تاریخی باور به عصمت ==
بحثِ عصمت دارای پیشینه‌ای طولانی بوده و در ادیان الهی و بلکه ادیان غیر وحیانی نیز به نوعی به آن توجه شده است<ref>ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، ص۱۸۴-۱۸۵.</ref>. در دین یهود به عصمت پیامبران توجه شده و برخی سخن ایشان را سخن خداوند دانسته‌اند<ref>کتاب مقدس، سفر خروج، ب۴، ص۱۵.</ref>. در آیین مسیحیت نیز عصمت پیامبر(ص) بلکه عصمت نویسندگان کتاب مقدس و تأیید آنان توسط روح‌القدس مطرح شده است<ref>ضیایی‌فر، سعید، جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص۳۸۶.</ref>.
در دین اسلام، اعتقاد به عصمت، جزو نخستین تعالیم بوده و از همان ابتدای ظهور اسلام میان مسلمانان رواج داشته است. عده‌ای از بزرگان بر این عقیده‌اند که به کار بردن اصطلاح عصمت، همچون بسیاری از اصطلاحات کلامی دیگر، بعد از پیدایش و رشد علم کلام، در زمان امام صادق(ع) بوده است<ref>رسالة التقریب، ش۲، ص۱۳۳.</ref>. ولی می‌توان گفت هر چند این اصطلاح، یک اصطلاح قرآنی نیست، امّا شواهد و قرائن نشان می‌دهد که در صدر اسلام و از زبان خود رسول الله(ص) برای تبیین این مقام معنوی و الهی، از این اصطلاح استفاده می‌شده است<ref>احمد حسین شریفی، حسن یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان، ص۲۶.</ref>.
اوایل قرن دوم هجری قمری، نحله‌ها و مکتب‌های کلامی و فقهی به بحث از عصمت پرداخته‌اند و بخشی از آثار خود را به این بحث اختصاص داده‌اند<ref>طبری امامی، محمد بن جریر، المسترشد فی امامة امیرالمؤمنین، ص۴۰۰ و ۶۰۰.</ref>. در قرن‌های بعد، مفسران<ref>بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۳۳۱ و ۳۷۶.</ref>، محدثان<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۹۸ ـ ۲۰۰؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۶۳۲؛ معانی الاخبار، ص۱۳۲.</ref> و متکلمان شیعی<ref>ابن نوبخت، ابراهیم، الیاقوت فی علم الکلام، ص۷۳-۷۵؛ شیخ مفید، تصحیح اعتقادات، ص۱۲۸؛ سید مرتضی، الشافی، ج۱، ص۳۰۰ ـ ۳۱۴؛ سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۳، ص۱۶۳.</ref> مسئله عصمت را در آثار خود مطرح کرده‌اند<ref>صمدی و باقر صاحبی، مقاله «عصمت»، دانشنامه امام خمینی ج۷، ص۳۲۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۱۶ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۲۳

سؤال

اگر معصوم بودن به‌معنای نداشتن خطا، گناه و اشتباه در تمام عمر است، چگونه می‌توان این ویژگی را برای انسان‌هایی پذیرفت که در شرایط طبیعی و اجتماعی زندگی می‌کردند؟ آیا باور به عصمت مطلق، با اصل اختیار، مسئولیت‌پذیری و تجربه انسانی در تعارض نیست؟


درگاه‌ها


معناشناسی

معنای لغوی

عصمت، واژه‌ای عربی و از ماده ««عَصِمَ يَعْصِمُ»» است که در لغت سه معنا برای آن ذکر شده؛ یکی: ««مَسَکَ»» به معنای حفظ و نگهداری[۱]، دوم: ««مَنَعَ»» به معنای مانع شدن[۲] و سوم به معنای وسیله بازداشتن[۳]. با این وجود واژه «عصمت»، به معنای «گرفتن» و «نگهداری» مناسب‌تر از معنای «مانع شدن» است و شاید به همین جهت است که برخی لغویون نیز «اعصم» را به معنای «مَسْک» و «اعتصام» را به «استمساک» معنا کرده‌اند[۴].[۵]

در اصطلاح

در علم کلام دست کم دو معنا برای عصمت ارائه شده است:

  1. عصمت به معنای لطف: شیخ مفید نخستین متکلم امامیه است که به تعریف عصمت پرداخته است. از نظر او عصمت از ناحیه خداوند متعال، همان توفیق و لطف او برای حجت‌های اوست و اعتصام به این عصمت به وسیله حجج الهی برای حفظ دین خداوند از ورود گناهان و خطاها در آن است[۶].
  2. عصمت به معنای ملکه: پس از آنکه شیخ مفید عصمت را به لطف تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، خواجه نصیرالدین طوسی آن را به نقل از فلاسفه، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکه‌ای است که با وجود آن، از صاحبش گناهان صادر نمی‌شود و این بنا بر اندیشه حکماست[۷].[۸]

پیشینه تاریخی باور به عصمت

بحثِ عصمت دارای پیشینه‌ای طولانی بوده و در ادیان الهی و بلکه ادیان غیر وحیانی نیز به نوعی به آن توجه شده است[۹]. در دین یهود به عصمت پیامبران توجه شده و برخی سخن ایشان را سخن خداوند دانسته‌اند[۱۰]. در آیین مسیحیت نیز عصمت پیامبر(ص) بلکه عصمت نویسندگان کتاب مقدس و تأیید آنان توسط روح‌القدس مطرح شده است[۱۱].

در دین اسلام، اعتقاد به عصمت، جزو نخستین تعالیم بوده و از همان ابتدای ظهور اسلام میان مسلمانان رواج داشته است. عده‌ای از بزرگان بر این عقیده‌اند که به کار بردن اصطلاح عصمت، همچون بسیاری از اصطلاحات کلامی دیگر، بعد از پیدایش و رشد علم کلام، در زمان امام صادق(ع) بوده است[۱۲]. ولی می‌توان گفت هر چند این اصطلاح، یک اصطلاح قرآنی نیست، امّا شواهد و قرائن نشان می‌دهد که در صدر اسلام و از زبان خود رسول الله(ص) برای تبیین این مقام معنوی و الهی، از این اصطلاح استفاده می‌شده است[۱۳].

اوایل قرن دوم هجری قمری، نحله‌ها و مکتب‌های کلامی و فقهی به بحث از عصمت پرداخته‌اند و بخشی از آثار خود را به این بحث اختصاص داده‌اند[۱۴]. در قرن‌های بعد، مفسران[۱۵]، محدثان[۱۶] و متکلمان شیعی[۱۷] مسئله عصمت را در آثار خود مطرح کرده‌اند[۱۸].

منابع

  1. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۹ ـ ۵۷۰.
  2. ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، العین ج ۱ ص۳۱۴؛ فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، قاموس محیط، ج۴، ص۱۵۱؛ الجوهری، اسماعیل بن حمّاد، الصحاح، ج۵، ص۱۹۸۶، ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۳.
  3. ↑ لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۵.
  4. ↑ ر.ک: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۳۶ ـ ۳۳۷.
  5. ↑ سید علی حسینی میلانی، عصمت از منظر فریقین، ص۱۴.
  6. ↑ شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۸.
  7. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹.
  8. ↑ محمد حسین فاریاب، عصمت امام، ص۳۴ ـ ۳۵.
  9. ↑ ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، ص۱۸۴-۱۸۵.
  10. ↑ کتاب مقدس، سفر خروج، ب۴، ص۱۵.
  11. ↑ ضیایی‌فر، سعید، جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص۳۸۶.
  12. ↑ رسالة التقریب، ش۲، ص۱۳۳.
  13. ↑ احمد حسین شریفی، حسن یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان، ص۲۶.
  14. ↑ طبری امامی، محمد بن جریر، المسترشد فی امامة امیرالمؤمنین، ص۴۰۰ و ۶۰۰.
  15. ↑ بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۳۳۱ و ۳۷۶.
  16. ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۹۸ ـ ۲۰۰؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۶۳۲؛ معانی الاخبار، ص۱۳۲.
  17. ↑ ابن نوبخت، ابراهیم، الیاقوت فی علم الکلام، ص۷۳-۷۵؛ شیخ مفید، تصحیح اعتقادات، ص۱۲۸؛ سید مرتضی، الشافی، ج۱، ص۳۰۰ ـ ۳۱۴؛ سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۳، ص۱۶۳.
  18. ↑ صمدی و باقر صاحبی، مقاله «عصمت»، دانشنامه امام خمینی ج۷، ص۳۲۱.