پرش به محتوا

کاربر:Mohammadaminrazi/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
Mohammadaminrazi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Mohammadaminrazi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:


'''متن شهادت‌طلبی'''


{{شروع متن}}
'''اجمالی:'''


{{سوال}}یک مولوی اهل سنت بحث می‌گفت مسئله شهادت حضرت فاطمه زهرا یک افسانه است و در هیچ روایتی نیامده است! آیا اسنادی بر شهادت حضرت فاطمه(ع) در کتب اهل سنت وجود دارد؟{{پایان سوال}}
شهادت‌طلبی در متون شیعی، مفهومی رفیع و ارزشمند است که ریشه در آموزه‌های قرآنی و سیره اهل بیت (ع) دارد. این مفهوم به معنای مردن صرف نیست، بلکه اوج ایثار و فداکاری در راه حق، عدالت و آرمان‌های الهی است. قرآن کریم و روایات معصومین (ع) جایگاه ویژه‌ای برای شهیدان قائل شده و آنان را زندگانی جاوید در نزد پروردگار معرفی کرده‌اند. شهادت‌طلبی در تشیع، غالباً در بستر «دفاع» از دین، ارزش‌های انسانی و مقابله با ظلم معنا می‌یابد، که نمونه بارز آن، قیام امام حسین (ع) در کربلاست. این مفهوم با اصول بنیادین شیعه همچون عدالت، رحمت، امر به معروف و نهی از منکر سازگاری کامل دارد و هرگز به معنای ترویج خشونت بی‌هدف یا انتحار نیست. برداشت‌های انحرافی و افراطی که منجر به خشونت‌های تروریستی می‌شود، هیچ سنخیتی با آموزه‌های اصیل شیعی ندارد و از دیدگاه فقه و کلام شیعه مردود است.


{{درگاه|فاطمی|خانواده}}
'''۱. مفهوم‌شناسی شهادت‌طلبی در تشیع'''


{{پاسخ}}
در فرهنگ اسلامی و به ویژه در مکتب تشیع، «شهادت» مقامی بس رفیع و ارزشمند محسوب می‌شود که فراتر از مفهوم صرف «مردن» است. شهادت، به معنای کشته شدن در راه خدا، حق، حقیقت و آرمان‌های مقدس است؛ به عبارتی، بذل جان در مسیر پاسداری از ارزش‌های الهی و انسانی. درک صحیح و عمیق شهادت‌طلبی در تشیع، نیازمند بازگشت به ریشه‌های قرآنی و روایی آن است که بنیان‌های این مفهوم را تشکیل می‌دهند.
در این مسئله '''شهادت [[حضرت فاطمه(س)|حضرت فاطمه زهرا(س)]]''' نصوصی از اهل سنت وجود دارد، تا روشن شود مسئله هتک حرمت خانه زهرا(ع) و رویدادهای بعدی، امری تاریخی و مسلّم است؛ نه یک افسانه و با اینکه در عصر خلفا نسبت به نگارش فضایل و مناقب اهل بیت(ع) خیلی حساسیت در کار بود ولی با این حال به حکم «حقیقت شیء نگهابان آن است» این حقیقت به‌طور زنده در کتابهای تاریخی و حدیثی محفوظ مانده است.
== مدارک سوءنیّت در کتب اهل سنت ==
در نقل مدارک، ترتیب زمانی را از قرن‌های نخستین تا برسد به نویسندگان عصر حاضر در نظر گرفته شده است.


* [[ابن ابی شیبه]] محدث معروف [[اهل سنت]] نقل می‌کند:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مصنف ابن ابی شیبه|سال=1429|نام=عبدالله بن محمد|نام خانوادگی=ابن ابی شیبه|ناشر=دار الفکر|جلد=7|صفحه=572}}</ref>
'''ریشه‌های قرآنی:'''


هنگامی که مردم با [[ابی بکر]] بیعت کردند، [[علی]] و [[زبیر]] در خانه [[حضرت فاطمه(س)|فاطمه]] به گفتگو و مشاوره می‌پرداختند، و این مطلب به [[عمر بن خطّاب]] رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: ای دختر [[رسول خدا]]، محبوب‌ترین فرد برای ما پدر تو و بعد از پدرت تو هستی؛ ولی سوگند به خدا این محبّت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند. این جمله را گفت و بیرون رفت. وقتی علی(ع) و زبیر به خانه بازگشنتد، دخت گرامی پیامبر به علی(ع) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را هنگامی که شما در آن هستید آتش می‌زنم، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام می‌دهد!
قرآن کریم به کرات از جایگاه والا و منحصر به فرد شهیدان سخن گفته و فضیلت آنان را ستوده است. یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آیاتی که به این موضوع اشاره دارد، آیه ۱۶۹ سوره آل عمران است: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.» (قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۶۹). این آیه شریفه به روشنی بیان می‌دارد که شهیدان، هرگز مرده نیستند، بلکه آنان زندگانی ابدی یافته و در نزد پروردگارشان روزی می‌خورند. این تعبیر از «حیات» و «رزق» برای شهیدان، نشان‌دهنده مراتبی از وجود و نعمت‌های اخروی است که از درک معمول انسان‌ها فراتر است و بر جایگاه ممتاز آنان نزد خالق دلالت دارد.


* [[بلاذری]] محدث بزرگ اهل سنت نقل می‌کند:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=انساب الاشراف|سال=1338|نام=احمد بن یحیی|نام خانوادگی=بلاذزی|ناشر=مؤسسة الأعلمی للمطبوعات|صفحه=586|مکان=بیروت - لبنان}}</ref>
علاوه بر این، قرآن کریم در آیات متعددی، مؤمنان را به ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از حق و مبارزه با ستمگران فرا می‌خواند. به عنوان نمونه، آیه ۳۹ سوره حج، به مؤمنان اجازه نبرد با کسانی را می‌دهد که مورد ستم قرار گرفته‌اند و در تنگنا قرار داده شده‌اند: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ.» (قرآن کریم، سوره حج، آیه ۳۹). این آیه، مبنای فقهی و شرعی برای دفاع مشروع را فراهم می‌آورد و در بستری وسیع‌تر، راه را برای مفهوم شهادت در راه حق هموار می‌سازد. این آیات، مؤمنان را به پاسداری از ارزش‌های دینی و انسانی تشویق کرده و در شرایطی که تجاوز و ستمی روا داشته می‌شود، اجازه مقابله و دفاع را صادر می‌کنند.


ابوبکر به دنبال علی(ع) فرستاد تا بیعت کند؛ ولی علی(ع) از بیت امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتش‌زا) حرکت کرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه رو به رو شد، فاطمه گفت: ای فرزند خطاب، می‌بینم در صدد سوزاندن خانه من هستی؟! عمر گفت:بلی، این کار کمک به چیزی است که پدرت برای آن مبعوث شده است!
'''مفهوم شهادت در روایات:'''


* [[ابن قتیله]] می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الامامه و السیاسه|سال=1410|نام=عبدالله بن مسلم|نام خانوادگی=ابن‌قتیبه|ناشر=دار الأضواء|صفحه=12|مکان=بیروت - لبنان}}</ref>
در منابع روایی شیعه، احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) در فضیلت و عظمت شهادت نقل شده است. این روایات، شهادت را گاه «اکمال دین» و گاه «بهترین مرگ‌ها» توصیف کرده‌اند. این تعابیر، نشان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده شهادت در نگاه دین و اهل بیت (ع) است. به عنوان مثال، در منابع روایی معتبر شیعه مانند کتاب «الکافی» اثر کلینی و «بحارالانوار» اثر علامه مجلسی، احادیث بسیاری وجود دارد که بر عظمت مقام شهیدان، پاداش اخروی آنان و جایگاه ویژه‌شان در نزد خداوند تأکید دارد. این روایات، شهادت را اوج ایثار، فداکاری، شجاعت و تسلیم در راه خدا معرفی می‌کنند و آن را قله‌ای از کمال معنوی می‌شمارند. (کتب روایی اربعه، بحارالانوار)


ابوبکر از کسانی که از بیعت با او سر برتافتند و در خانه علی گرد آمد بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آننان فرستاد، او به در خانه علی(ع) آمد و به همگان را صدا زد که بیرون بیایند و آنان از خروج از خانه امتناع ورزیدند در این موقع عمر هیزم طلبید و گفت: به خدایی که جان عمر در دست اوست بیرون بیایید یا خانه را با شما آتش می‌زنم، مردی به عمر گفت: ای [[ابا حفص]] (کنیه عمر) در این خانه، فاطمه، دختر پیامبر است، گفت: باشد!
'''تمایز میان شهادت و انتحار:'''


ابن قتیله دنباله این داستان را سوزناتر و دردناک‌تر نوشته است، او می‌گوید: عمر همراه گروهی به در خانه فاطمه آمدند، در خانه را زدند، هنگامی که فاطمه صدای آنان را شنید، با صدای بلند گفت: ای رسول خدا پس از تو چه مصیبتهایی به ما از فرزند خطاب و فرزند ابی قحافه رسید، افرادی که همراه عمر بودند هنگامی که صدای زهرا و گریه او را شنیدند برگشتند؛ ولی عمر با گروهی باقی ماند و علی را از خانه بیرون آوردند، نزد ابی بکر بردند و به او گفتند: بیعت کن؛ علی(ع) گفت: اگر بیعت نکنم چه می‌شود؟ گفتند: به خدایی که جز او خدایی نیست، گردن تو را می‌زنیم.
نکته حائز اهمیت در درک مفهوم شهادت‌طلبی، تمایز قاطع میان «شهادت» و «انتحار» (خودکشی) است. در دین مبین اسلام، خودکشی به شدت مذموم، حرام و گناهی نابخشودنی تلقی شده است. دلیل این حرمت، آن است که نفس انسان امانتی الهی است و انسان حق ندارد به اراده خود، به این امانت خیانت کند یا آن را از بین ببرد. این اصل، بیانگر احترام اسلام به جان انسان و ارزش حیات است. اما شهادت، کشته شدن در راه آرمان‌های الهی، دفاع از حق، مقابله با ستم و در مصاف با دشمنان دین و حقیقت است. شهادت‌طلبی در دیدگاه شیعه، هرگز به معنای میل افراطی و ناپسند به مردن یا تمایل به خودکشی نیست، بلکه در شرایطی خاص، به عنوان پاسخی مشروع، شرافتمندانه و گاه ضروری در برابر ظلم، ستم و انحراف، و در جهت حفظ ارزش‌های دینی، اخلاقی و انسانی معنا می‌یابد. این عمل، فداکاری آگاهانه در راه هدفی مقدس است، نه خودفریبی و نابودی.


* [[طبری]] می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تاریخ طبری|سال=303|نام=محمد بن جریر بن یزید|نام خانوادگی=طبری|جلد=2|صفحه=443}}</ref>
'''شهادت‌طلبی به مثابه دفاع:'''


عمر بن خطاب به خانه علی آمد در حالی که گروهی از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وی رو به آنان کرد و گفت: ربیر از خانه بیرون آمد در حالی که شمشیر کشیده بود. ناگهان پای او لغزید، شمشیر از دستش افتاد و دیگران بر او هجوم آوردند و او را گرفتند.
بسیاری از روایات، وقایع تاریخی و سیره عملی ائمه اطهار (ع)، شهادت‌طلبی را در بستر «دفاع» تفسیر می‌کنند. این دفاع می‌تواند شامل دفاع از حریم دین، دفاع از اهل بیت (ع) و خاندان پیامبر، دفاع از ارزش‌های اخلاقی و انسانی، یا مقابله با حکومت‌های ظالم و ستمگر باشد. قیام امام حسین (ع) در کربلا، مشهورترین، گویاترین و ماندگارترین نمونه شهادت‌طلبی در تاریخ تشیع است. در این قیام، امام حسین (ع) برای مقابله با انحراف از مسیر دین، احیای ارزش‌های الهی و جلوگیری از ترویج بدعت‌ها و ظلم، جان خود، خانواده و یارانش را فدا کرد. این امر نشان می‌دهد که شهادت‌طلبی در تشیع، غالباً واکنشی قهرمانانه و از سر ناچاری در برابر ستم، انحراف و تباهی است، نه یک دعوت به خشونت بی‌هدف یا میل به نابودی. (منابع: مقتل الحسین، نهج البلاغه)


* [[ابن عبدربه]] در کتاب [[عقدالفرید]] خود می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=عقد الفرید|سال=1407|نام=احمد بن محمد|نام خانوادگی=ابن عبد ربه|ناشر=دار الکتب العلمیة|جلد=4|صفحه=93|مکان=بیروت - لبنان}}</ref>
'''۲. ابعاد کلامی و فقهی شهادت‌طلبی'''


علی و [[عباس]] و زیبر در خانه فاطمه نشسته بودند که ابوبکر عمر بن خطّاب را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بیرون کند و به او گفت: اگر بیرون نیامدند، با آنان نبرد کن! عمر بن خطّاب با مقداری آتش به سوی خانه فاطمه رهسپار شد تا خانه را بسوزاند، ناگاه با فاطمه رو به رو شد. دختر پیامبر گفت: ای فرزند خطاب آمده‌ای خانه ما را بسوزانی؟ او در پاسخ گفت: بلی مگر اینکه در آنچه امّت وارد شدند، شما نیز وارد شوید!
مفهوم شهادت‌طلبی در تشیع، تنها یک مفهوم اخلاقی یا معنوی نیست، بلکه دارای ابعاد عمیق کلامی و فقهی است که به درک بهتر و صحیح‌تر آن کمک شایانی می‌کند.


* مضمون فوق‌الذکر به مبنی بر اقدام به هجوم به خانه [[وحی به حضرت فاطمه|وحی]] و تهدید به آتش زدن خانه را دیگران از علمای اهل سنت نیز نقل کرده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الاستیعاب|سال=1422|نام=یوسف بن عبدالله|نام خانوادگی=ابن عبد البر|ناشر=دار الکتب العلمیة|جلد=3|صفحه=975|مکان=بیروت - لبنان}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المختصر فبی اخبار البشر|نام=اسماعیل بن علی|نام خانوادگی=ابو الفداء|ناشر=دار المعارف|صفحه=156|مکان=قاهره - مصر}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نهایه الارب|نام=احمد بن عبدالوهاب|نام خانوادگی=نویری|ناشر=وزارة الثقافة و الإرشاد القومی. المؤسسة المصریة العامة|جلد=19|صفحه=40|مکان=قاهره - مصر}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مسند فاطمی سیوطی|سال=1406|نام=جلال‌الدین|نام خانوادگی=سیوطی|ناشر=لجنة أنوار المعارف|صفحه=36|مکان=هند - حیدرآباد}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=کنزالعمال|سال=1419|نام=علی بن حسام‌الدین|نام خانوادگی=متقی|ناشر=دار الکتب العلمیة|جلد=5|صفحه=651|مکان=بیروت - لبنان}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ازابه الخلفاء|نام=احمد بن عبدالرحیم|نام خانوادگی=شاه ولی‌الله|ناشر=دار القلم|جلد=2|صفحه=29}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=دیوان محمد حافظ ابراهیم|سال=1948|نام=محمد حافظ|نام خانوادگی=ابراهیم|ناشر=المطبعة الأمیریة|صفحه=82|مکان=قاهره - مصر}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=اعلام النساء فی عالمی العرب و الإسلام|نام=عمر رضا|نام خانوادگی=کحاله|ناشر=مؤسسة الرسالة|جلد=4|صفحه=114|مکان=بیروت - لبنان}}</ref>
'''دیدگاه‌های کلامی:'''


تا اینجا سخنان آن گروه که نخواستند یا نتوانستند دنباله فاجعه را به‌طور روشن منعکس کنند بود، در حالی که برخی دیگر به اصل فاجعه؛ یعنی یورش به خانه و… اشاره نموده‌اند.
در علم کلام شیعه، شهادت جایگاه ویژه‌ای دارد، به ویژه در مباحث مربوط به امامت، ولایت و ماهیت دین. قیام امام حسین (ع) و شهادت ایشان و یارانشان، به عنوان مصداق بارز شهادت‌طلبی، نه تنها یک حرکت سیاسی و اجتماعی، بلکه تلاشی عمیق کلامی برای حفظ ماهیت دین اسلام، مقابله با بدعت‌ها، انحرافات و تحریفات صورت گرفته توسط حاکمان وقت تلقی می‌شود. شهید کسی است که در راه اثبات حقانیت دین، ترویج معارف الهی و پاسداری از مکتب اهل بیت (ع) جان خود را فدا می‌کند. این مفهوم با ارزش‌هایی چون «ایثار» و «فداکاری» پیوند ناگسستنی دارد؛ ارزش‌هایی که در آن‌ها، فرد، جان، مال و منافع دنیوی خود را بر منافع مادی و زودگذر ترجیح می‌دهد تا ارزش‌های والاتر و ابدی را حفظ و پاسداری کند. این رویکرد کلامی، شهادت را ابزاری برای دفاع از حقیقت و اثبات حقانیت دین در برابر شبهات و انحرافات می‌داند. (منابع: کتب کلامی شیعه، آثار علامه حلی، خواجه نصیرالدین طوسی)


== مدارک هتک حرمت به خانه حضرت فاطمه(س) ==
'''نظریات فقهی:'''
[[پرونده:نقاشی تشییع حضرت فاطمه.jpg|بندانگشتی|نقاشی «لاهوت در تابوت» با تکنیک رنگ روغن، اثر حسن روح‌الامینی|200x200پیکسل]]
اینک به مدارک یورش و هتک حرمت به خانه [[حضرت فاطمه(س)]] پرداخته می‌شود:


* [[ابو عبید]]، [[قاسم بن سلام]] در کتاب [[الاموال]] که مورد اعتماد فقهای اهل سنت است، می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الاموال|نام=احمد بن نصر|نام خانوادگی=داوودی|ناشر=نشر کلیات ازهریة|صفحه=144|مکان=بیروت|فصل=پاورقی 4}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=عقد الفرید|سال=1407|نام=احمد بن محمد|نام خانوادگی=ابن عبد ربه|ناشر=دار الکتب العلمیة|جلد=4|صفحه=93|مکان=بیروت - لبنان}}</ref>
از منظر فقه شیعه، شهادت‌طلبی تابع احکام کلی جهاد و قواعد شرعی مربوط به آن است. جهاد در اسلام به طور کلی بر دو قسم است: جهاد ابتدایی، که برای گسترش اسلام و یا مقابله با ظلم در زمانی که شرایط آن فراهم باشد (و غالباً با حضور معصوم (ع) معنا می‌یابد)، و جهاد دفاعی، که در برابر تجاوز دشمن به سرزمین‌های اسلامی، یا برای دفاع از جان، مال، ناموس و ارزش‌های دینی و انسانی واجب است. شهادت‌طلبی، در بسیاری از موارد، در چارچوب جهاد دفاعی معنا پیدا می‌کند، یا در شرایط اضطراری که مقابله با ظلم و فساد بدون فداکاری نهایی ممکن نیست.


[[عبد الرحمن بن عوف]] می‌گوید: در بیماری ابوبکر عیادتش به خانه او رفتم. پس از گفتگوی زیاد گفت: ای کاش سه چیز را که انجام داده‌ام، انجام نمی‌دادم، ای کاش سه چیز را که انجام نداده‌ام، انجام می‌دادم. همچنین آرزو می‌کنم سه چیز را از پیامبر سؤال می‌کردم؛ یکی از آن سه چیزی که انجام داده‌ام و آرزو می‌کنم ای کاش انجام نمی‌دادم این است که: «وددت أنّی لم أکشف بیت فاطمة و ترکته و إن أغلق علی الحرب؛ ای کاش پرده حرمت خانه فاطمه را نمی‌گشودم و آن را به حال خود وا می‌گذاشتم، هر چند برای جنگ بسته شده بود.
فقهای شیعه همواره بر اصل «حفظ نفس» تأکید فراوان دارند. این اصل، یکی از ضروریات دین اسلام و از مقاصد شریعت است که حفظ جان انسان را در اولویت قرار می‌دهد. بنابراین، شهادت‌طلبی نباید به معنای نادیده گرفتن یا بی‌ارزش شمردن این اصل تلقی شود. بلکه در مواردی خاص و استثنایی، که بقای دین، عزت مسلمین، حفظ ارزش‌های الهی و کرامت انسانی متوقف بر فداکاری نهایی باشد، و هیچ راه دیگری برای حفظ این مقدسات وجود نداشته باشد، شهادت و جانبازی، رجحان یافته و حتی ممکن است به وجوب شرعی تبدیل شود. این امر یک محاسبه دقیق ارزشی است که در آن، حفظ ارزش‌های معنوی و ابدی، بر بقای فانی و گذرا در این دنیا ترجیح داده می‌شود.


ابو عبید هنگامی که به آنجا می‌رسد به جای جمله: «لم أکشف بیت فاطمة و ترکته …» می‌گوید: «کذا و کذا» و اضافه می‌کند من مایل به ذکر آن نیستم. ابو عبید هر چند روی تعصّب مذهبی یا علّت دیگر از نقل حقیقت سر برتافته؛ ولی محققان کتاب الاموال در پاورقی می‌گویند: جمله‌های حذف شده در کتاب [[میزان الاعتدال]] وارد شده است، افزون بر آن، طبرانی در [[معجم]] خود و [[ابن عبد رتبه عقد الفرید]] افراد دیگر جمله‌های حذف شده را آورده‌اند.
فتاوای فقها، میان شهادت در راه خدا که عملی ارزشمند و گاه واجب است، و انتحار (خودکشی) که عملی حرام و گناهی کبیره است، تمایز قاطع قائل می‌شوند. انتحار، تسلیم شدن در برابر مشکلات و ناامیدی از رحمت الهی است، در حالی که شهادت، اوج رشادت، فداکاری و تسلیم در برابر اراده الهی در دفاع از حق است. (منابع: کتب فقهی مانند «شرایع الاسلام» محقق حلی، «جواهر الکلام» نجفی، «تحریر الوسیله» امام خمینی)


* [[طبرانی]] نقل می‌کند:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=معجم کبیر طبرانی|نام=سلیمان بن احمد|نام خانوادگی=طبرانی|ناشر=مکتبة ابن تیمیة|صفحه=62|مکان=قاهره - مصر}}</ref>
'''۳. سازگاری شهادت‌طلبی با دیگر اصول شیعی'''


ابوبکر به هنگام مرگ اموری را تمنا کرد و گفت: ای کاش سه چیز را انجام نمی‌دادم، سه چیز را انجام می‌دادم و سه چیز را از رسول خدا سؤال می‌کردم: «أمّا الثّلاث اللّائی وددت أنّی لم أفعلهنّ، فوددت أنّی لم أکن أکشف بیت فاطمة و ترکته…» آن سه چیزی که آرزو می‌کنم که ای کاش انجام نمی‌دادم، آرزو می‌کنم ای کاش حرمت خانه فاطمه را هتک نمی‌کردم و آن را به حال خود واگذار می‌کردم!
شهادت‌طلبی در تشیع، نه تنها با اصول بنیادین این مکتب در تضاد نیست، بلکه در بسیاری از موارد، جلوه‌ای از تحقق و عینیت بخشیدن به این اصول است.


این تعبیرات به خوبی نشان می‌دهد که تهدیدهای عمر عملی شد و در خانه را بهزود (یا با آتش زدن) گشودند.
'''اصل عدالت:'''


* [[ابن عبد ربّه اندلسی]] مؤلف کتاب [[العقد الفرید]] در کتاب خود از عبد الرحمن بن عوف نقل می‌کند:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=عقد الفرید|نام=احمد بن محمد|نام خانوادگی=ابن عبد ربه|سال=1407|ناشر=دار الکتب العلمیة|مکان=بیروت - لبنان|جلد=4|صفحه=93}}</ref>
بسیاری از قیام‌ها و مبارزاتی که در تاریخ شیعه به شهادت ختم شده‌اند، در راستای برقراری عدالت، مبارزه با ظلم و ستم و احقاق حقوق ستمدیدگان صورت گرفته‌اند. قیام امام حسین (ع) در کربلا، که نماد بارز شهادت‌طلبی است، با هدف «طلب الاصلاح فی امت جدی» (اصلاح امت جدم) و «اراده خدا» و «امر به معروف و نهی از منکر» صورت گرفت. (منابع: وصیت‌نامه امام حسین (ع)، الخطبة الاولی فی کربلا). این امر نشان می‌دهد که شهادت‌طلبی، گاه ابزاری ضروری و مقدس برای تحقق عدالت در برابر حاکمان ظالم و فاسد است و هنگامی که راه‌های مسالمت‌آمیز به نتیجه نرسد، فداکاری جان، لازمه برقراری عدل الهی می‌شود.


من در بیماری ابی بکر بر او وارد شدم تا از او عیادت کنم، او گفت: آرزو می‌کنم که ای کاش سه چیز را انجام نمی‌دادم و یکی از آن سه چیز این است: کاش خانه فاطمه را نمی‌گشودم، هر چند آنان برای نبرد در خانه را بسته بودند.
'''اصل رحمت و حفظ نفس:'''


* [[ابراهیم بن سیار]] نظام معتزلی که به دلیل زیبایی کلامش در نظم و نشر به نظام معروف شده است در کتابهای متعددی، واقعه بعد از حضور در خانه فاطمه(س) را نقل می‌کند، او می‌گوید:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الوافی بالوفیات|سال=1420|نام=خلیل بن ایبک|نام خانوادگی=صفدی|ناشر=دار إحیاء التراث العربی|جلد=6|صفحه=17|مکان=بیروت لبنان}}</ref>
همانطور که در بخش فقهی اشاره شد، اسلام به حفظ نفس انسانی و کرامت او بسیار اهمیت می‌دهد. اما این اصل در مواقعی که حفظ ارزش‌های والاتر، مانند حفظ دین، کیان امت اسلامی، کرامت انسانی و استقرار عدالت، مستلزم فداکاری و جانبازی باشد، تعدیل و مقید می‌شود. شهادت‌طلبی، به معنای نادیده گرفتن اصل حفظ نفس نیست، بلکه در شرایط اضطرار و زمانی که حفظ مقدسات و آرمان‌ها، تنها با فدا شدن ممکن باشد، این فداکاری بر بقای ظاهری در شرایط ذلت و ستم ترجیح داده می‌شود. این فداکاری، خود تجلی رحمت الهی و عشق به حقیقت است که فرد را قادر می‌سازد تا از جان خود در راه هدفی متعالی بگذرد، نه یک میل به نابودی یا خودآزاری.


«إنّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتّی ألقت المحسن من بطنها؛ عمر در روز اخذ بیعت برای ابی بکر بر شکم فاطمه زد، او فرزندی که در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط کرد!
'''اصل امر به معروف و نهی از منکر:'''


* [[ابن ابی الحدید]] می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=شرح نهج البلاغه|سال=1363|نام=عبد الحمید بن هبه الله|نام خانوادگی=ابن ابی الحدید|ناشر=مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی (ره)|جلد=2|صفحه=46|مکان=قم - ایران}}</ref>
این فریضه الهی، یکی از پایه‌های اساسی در جامعه اسلامی است و گاه مستلزم تحمل سختی‌ها، فداکاری‌ها و حتی شهادت است. زمانی که انحرافات، مفاسد و منکرات به حدی فراگیر می‌شوند که سکوت در برابر آن‌ها، به معنای تایید ظلم، تباهی جامعه و از بین رفتن ارزش‌های دینی است، و هیچ راه دیگری برای مقابله با آن، حتی به قیمت جان، وجود ندارد، شهادت‌طلبی در راستای انجام این فریضه الهی معنا و مفهوم پیدا می‌کند. قیام عاشورا، بزرگترین و گویاترین نمونه امر به معروف و نهی از منکر است که به شهادت سرور آزادگان و خاندان پاکش انجامید، و این حرکت، الگویی ماندگار برای مبارزه با ظلم و فساد در طول تاریخ شد. (منابع: سخنان امام حسین (ع) پیش از قیام)


[[محمد بن یزید بن عبد الاکبر بغدادی]] ادیب، و نویسنده معروف و صاحب آثار مشهور، در کتاب [[الکامل]]، از عبد الرحمن بن عرف داستان آرزوهای خلیفه را می‌نویسد، و چنین یادآورد می‌شود: «وددت أنّی لم أکن کشفت عن بیت فاطة و ترکته و لو أغلق علی الحرب».
'''اصل تقیه:'''


* [[مسعودی در مروج الذهب]] می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مروج الذهب|سال=1409|نام=علی بن حسین|نام خانوادگی=مسعودی|ناشر=مؤسسة دار الهجرة|جلد=2|صفحه=301|مکان=قم - ایران}}</ref>
تقیه، به معنای پنهان کردن عقیده واقعی یا تظاهر به عقیده‌ای مخالف برای حفظ جان در شرایط اختناق، فشار و خطر شدید است. این اصل، ابزاری برای حفظ بقای فرد و دین در جوامع ستمگر است. اما شهادت‌طلبی، در مواردی رخ می‌دهد که دیگر امکان تقیه وجود ندارد، یا حفظ دین، ارزش‌ها و آرمان‌ها، مستلزم فداکاری نهایی است و بقا در آن شرایط، با ذلت و تضییع دین همراه است. بنابراین، تقیه و شهادت‌طلبی، دو ابزار متفاوت برای حفظ دین در شرایط گوناگون هستند. تقیه برای بقا و حفظ دین در شرایط دشوار و پرخطر است، و شهادت‌طلبی برای دفاع از آرمان‌ها و اصول در جایی که بقا با اصول منافات داشته باشد و فداکاری، راهی برای حفظ عزت و حقیقت باشد.


«آنگاه که ابوبکر در حال احتضار بود چنین گفت: سه چیز انجام دادم و تمنّا می‌کردم که ای کاش انجام نمی‌دادم؛ یکی از آن سه چیز این بود: «فوددت أنّی لم أکن فتّشت بیت فاطمة و ذکر فی ذلک کلاما کثیرا؛ آرزو می‌کردم ای کاش حرمت خانه زهرا را هتک نمی‌کردم. وی در این مورد سخن زیادی گفته است.
'''۴. نقد و بررسی دیدگاه‌های انحرافی'''


* [[ذهبی]] در کتاب [[میزان الاعتدال]] از [[محمد بن احمد کوفی]] حافظ نقل می‌کند که در محضر احمد بن محمد معروف به بن ابی دارم، محدّث کوفی این خبر خوانده شد:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=میزان الاعتدال|نام=محمد بن احمد|نام خانوادگی=ذهبی|ناشر=دار الفکر|صفحه=139|مکان=بیروت - لبنان}}</ref>
مفهوم متعالی و ارزشمند شهادت‌طلبی در تشیع، متأسفانه گاه مورد سوءاستفاده گروه‌های افراطی و انحرافی قرار گرفته است. این گروه‌ها با برداشت‌های نادرست و وارونه از آموزه‌های دینی، اقدام به ترویج خشونت‌های بی‌رویه، اقدامات تروریستی و انتحاری کرده‌اند که هیچ سنخیتی با تعالیم اصیل اسلام و سیره نورانی اهل بیت (ع) ندارد. این گونه اقدامات، که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه، تخریب چهره دین مبین اسلام و ایجاد تفرقه صورت می‌گیرد، نه تنها با روح حقیقی شهادت‌طلبی سازگار نیست، بلکه مصداق بارز «افساد فی الارض» و حرمت شرعی انتحار و خودکشی محسوب می‌شود.


«إنّ عمر رفس فاطمة حتّی أسقطت بمحسن؛ عمر لگدی بر فاطمة زد و او فرزندی که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد»
خشونت‌گرایی افراطی، تروریسم و اقداماتی که منجر به ریخته شدن خون بی‌گناهان می‌شود، از دیدگاه قاطبه علمای شیعه، به شدت مردود، مطرود و حرام است. شهادت‌طلبی اصیل، مبتنی بر آگاهی عمیق دینی، هدف الهی و مقدس، دفاع مشروع در چارچوب موازین شرعی و اخلاقی، و غالباً در شرایط اضطرار و ناچاری رخ می‌دهد. در مقابل، خشونت‌های افراطی، اغلب با جهل، تعصبات کور، انگیزه‌های سیاسی یا جناحی، و بدون توجه به اصول اخلاقی و دینی همراه است و صرفاً منجر به تباهی و تباهی بیشتر می‌شود. بنابراین، تمایز قاطع میان شهادت‌طلبیِ مبتنی بر آموزه‌های ناب دینی و خشونت‌گراییِ افراطی و تروریستی، امری کاملاً ضروری و حیاتی است تا بتوان از آموزه‌های دینی در برابر تحریف و سوءاستفاده محافظت کرد.


* [[عبدالفتاح عبد المقصود]] و کتاب [[الامام علی]]، وی هجوم به خانه وحی را در دو مورد از کتاب خود آورده است و ما به نقل یکی از آنها بسنده می‌کنیم:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=علی بن ابی طالب|نام=عبدالفتاح|نام خانوادگی=عبدالمقصود|ناشر=مکتبة الروضة الحیدریة|جلد=4|صفحه‌ها=277-276}}</ref>
'''منابع:'''


قسم به کسی که جان عمر در دست اوست یا باید بیرون بیایید یا خانه را بر ساکنانش آتش می‌زنم. عدّه ای که از خدا می‌ترسیدند و پس از پیامبر(ص) رعایت منزلت او را می‌کردند گفتند: ابا حفص، فاطمه در این خانه است. بی پروا فریاد زد: باشد. نزدیک شد، در زد، سپس بر در کوبید و وارد خانه شد. علی(ع) پیدا شد … طنین صدای زهرا در نزدیکی مدخل بلند شد … این ناله استغاثه او بود ….
* '''قرآن کریم:''' آیات ذکر شده در متن (مانند آل عمران ۱۶۹، حج ۳۹).
* '''نهج البلاغه:''' خطبه‌ها، نامه‌ها و کلمات قصار امیرالمؤمنین (ع) در باب جهاد، عدالت، ستم‌ستیزی و اهمیت شهادت.


* این بحث را با حدیث دیگری از مقاتل ابن عطیّه در کتاب الامامة و الخلافه ادامه می‌دهیم. او در این کتاب چنین می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الامامه و الخلافه|نام=ابی الهیجاء شبل الدوله|نام خانوادگی=منسوب به مُقاتِل بن عَطیّه|ناشر=موسسه البلاغ|صفحه‌ها=160-161|مکان=بیروت}}</ref>
'''کتب روایی شیعه:'''


«هنگامی که ابوبکر از مردم با تهدید و شمشیر و زور بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به سوی خانه علی(ع) فرستاد. عمر هیزم جمع کرد و در خانه را آتش زد.
* «الکافی» اثر شیخ محمد بن یعقوب کلینی (مخصوصاً ابواب جهاد، فضیلت شهادت، امر به معروف و نهی از منکر).
* «من لایحضره الفقیه» اثر شیخ صدوق.
* «تهذیب الاحکام» و «الاستبصار» اثر شیخ طوسی.
* «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار» اثر علامه محمدباقر مجلسی (مخصوصاً مجلدات مربوط به جهاد، کربلا و فضائل).
* «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه» اثر شیخ حر عاملی (مخصوصاً ابواب جهاد و امر به معروف و نهی از منکر).


* [[جوینی]] از بزرگان اهل سنت از پیامبر چنین نقل می‌کند که می‌فرمود:<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=فرائد السمطین|سال=۱۴۰۰|نام=ابراهیم بن محمد|نام خانوادگی=جوینی|ناشر=مؤسسة المحمودی|جلد=2|صفحه‌ها=34-35|مکان=بیروت}}</ref>
'''کتب تاریخی و مقاتل:'''


«هرگاه فاطمه را می‌بینم به یاد مصیبت‌هایی که پس از من بر او وارد می‌شود می‌افتم و گویی که من خود شاهد آن اتفاقات هستم و می‌بینم که ذلت به خانه او وارد شده و حرمتش را هتک نمویده و حق او را غصب وارث او را منع و پهلویش را شکسته و جنین او را سقط نموده‌اند.
* «مقتل الحسین» اثر ابومخنف (و سایر منابع معتبر تاریخی واقعه کربلا).
* «الملهوف علی قتلی الطفوف» اثر سید بن طاووس.


* آرزوی ابوبکر در پایان عمر مبنی بر آرزوی عدم هتک حرمت خانه حضرت زهرا را دیگران از علمای اهل سنت هم نقل کرده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تاریخ الاسلام|سال=1409|نام=محمد بن احمد|نام خانوادگی=ذهبی|ناشر=دار الکتاب العربی|جلد=3|صفحه=117|مکان=بیروت - لبنان}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مختصر تاریخ دمشق|سال=1404|نام=محمد بن مکرم|نام خانوادگی=ابن منظور|ناشر=دار الفکر|جلد=13|صفحه=122|مکان=دمشق - سوریه}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب مجمع الزوائد ومنبع الفوائد|سال=1408|نام=علی بن ابوبکر|نام خانوادگی=هیثمی|ناشر=دار الکتب العلمیة|جلد=5|صفحه=202|مکان=بیروت - لبنان}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=لسان المیزان|نام=احمد بن علی|نام خانوادگی=ابن حجر عسقلانی|ناشر=دار الفکر|جلد=4|صفحه=189|مکان=بیروت - لبنان}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=کنز العمال|سال=1419|نام=علی بن حسام‌الدین|نام خانوادگی=متقی|ناشر=دار الکتب العلمیة|جلد=5|صفحه=631|مکان=بیروت - لبنان}}</ref>
'''کتب کلامی شیعه:'''


== جستارهای وابسته ==
* آثار علمای بزرگ شیعه مانند شیخ مفید، سید مرتضی علم الهدی، شیخ طوسی، علامه حلی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه طباطبایی و دیگر متکلمان برجسته.
{{ستون|۲}}
* [[عصمت حضرت زهرا(س)]]
* [[برتری حضرت فاطمه(س) بر خلائق]]
* [[برتری حضرت زهرا(س) بر فرشتگان]]
* [[حضرت فاطمه(س)]]
* [[وحی به حضرت فاطمه]]
* [[دلیل نامگذاری دختر پیامبر(ص) به فاطمه]]


{{پایان}}
'''کتب فقهی:'''
 
* «شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام» اثر محقق حلی.
* «جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام» اثر شیخ محمدحسن نجفی.
* «تحریر الوسیله» اثر امام خمینی (ره) (مخصوصاً مباحث مربوط به جهاد و امر به معروف و نهی از منکر).
* رساله‌های عملیه فقهای عظام شیعه.


== منابع ==
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
مجموعه آثار<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجموعه آثار|نام=مرتضی|نام خانوادگی=مطهری|جلد=22|صفحه=۷۶۴و۷۶۵|سال=۱۳۸۹}}</ref> الکافی<ref name=":0">{{یادکرد کتاب|عنوان=الکافی|سال=1363|نام=محمد بن یعقوب|نام خانوادگی=کلینی|ناشر=دار الکتب الإسلامیة|صفحه‌ها=11|مکان=تهران}}</ref> المیزان فی تفسیر القرآن<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المیزان فی تفسیر القرآن|نام=محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|ناشر=مؤسسة الأعلمي للمطبوعات|جلد=5|صفحه=255|مکان=بیروت}}</ref> مفردات<sup><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفردات|صفحه=۶۴۳|نام خانوادگی=راغب اصفهانی|سال=۱۴۱۲|مکان=دمشق|نام=حسین بن محمد|ناشر=دارالقلم|کوشش=صفوان داودى}}</ref></sup> شرح منظومه<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=شرح منظومه|صفحه=۸۴|نام خانوادگی=سبزوارى|سال=۱۴۱۷|مکان=تهران|نام=هادی|ناشر=دارالكتب الاسلامية|کوشش=حسن زاده آملى}}</ref> نثر طوبى<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نثر طوبى|صفحه=270|نام خانوادگی=شعرانی|سال=۱۳۹۸|مکان=تهران|نام=ابوالحسن|جلد=2|ناشر=دارالكتب الاسلامية}}</ref> عروةالوثقی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=عروةالوثقی|سال=١٤١٧|نام=سید محمد کاظم|نام خانوادگی=طباطبائی یزدی|صفحه=4}}</ref> الصحاح<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الصحاح|سال=۱۴۰۷|نام خانوادگی=الجوهری|ناشر=دارالعلم للملایین|جلد=2|صفحه=۷۸۳|مکان=بیروت|کوشش=عبدالغفور العطاری}}</ref> لسان العرب<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=لسان العرب|سال=۱۴۰۸|نام=محمد بن مکرم|نام خانوادگی=ابن منظور|ناشر=دار احیاء التراث العربی|جلد=5|صفحه=65|مکان=بیروت|کوشش=علی شیری}}</ref> تفسير العياشی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسير العياشی|نام=محمد بن مسعود|نام خانوادگی=عياشی|جلد=2|صفحه=208}}</ref> استفتاءات خمینی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=استفتاءات|سال=1392|نام=روح الله|نام خانوادگی=خمینی|ناشر=مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)|صفحه=7|مکان=تهران}}</ref> المنجد<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المنجد|نام=علی|نام خانوادگی=هنایی|صفحه=۹۰۰|فصل=ماده وسل}}</ref> الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة|نام=اسماعیل بن حماد|نام خانوادگی=جوهری|فصل=ذیل واژه «وسل»}}</ref> التأمل فی حقیقة التوسل<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=التأمل فی حقیقة التوسل|سال=۱۴۲۸|نام=عیسی بن عبدالله|نام خانوادگی=حمیری|صفحه=16}}</ref> پاسخ به شبهات وهابیت<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=پاسخ به شبهات وهابیت|سال=۱۳۸۶|نام=سیدحسن|نام خانوادگی=طاهری خرم آبادی|ناشر=دفتر انتشارات اسلامی|جلد=2|مکان=قم}}</ref> اصول کافی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=اصول کافی|سال=1365|نام=محمدبن یعقوب|نام خانوادگی=کلینی|ناشر=دارالکتب اسلامیه|صفحه=183|مکان=تهران}}</ref> عدل الهی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=عدل الهی|سال=1402|نام=مرتضی|نام خانوادگی=مطهری|ناشر=صدرا|صفحه=۲۳۹|مکان=تهران}}</ref> آیین وهابیت<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=آیین وهابیت|سال=۱۳۷۵|نام=جعفر|نام خانوادگی=سبحانی تبریزی|ناشر=جامعه مدرسین حوزه علمیه قم|صفحه=۱۴۶|مکان=قم}}</ref> مجموع فتاوی ابن‌باز<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجموع فتاوی ابن‌باز|سال=۱۴۲۰|نام=عبد العزيز بن عبد الله|نام خانوادگی=ابن‌باز|جلد=5|صفحه=322}}</ref> شفاء السقام في زيارة خير الأنام<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=شفاء السقام في زيارة خير الأنام|سال=1419|نام=علی بن عبد الکافی|نام خانوادگی=سبکی|ناشر=دار المصطفی|صفحه=۳۰۵}}</ref> وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى|سال=۱۴۱۹|نام=علی ‌بن‌ عبدالله‌|نام خانوادگی=سمهودی|ناشر=مؤسسة الفرقان للتراث الإسلامی|جلد=4|صفحه=۱۹۶|مکان=عربستان}}</ref> صحیح بخاری<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=صحیح بخاری|سال=۱۴۲۲|نام=محمد بن اسماعیل|نام خانوادگی=بخاری|جلد=2|صفحه=27}}</ref> التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء|نام خانوادگی=سبحانی|نام=جعفر|مکان=قم|ناشر=نشر مشعر|سال=۱۳۷۴|صفحه=8۲}}</ref> تفسیر قمی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر قمی|سال=۱۴۰۴|نام=علی بن ابراهیم|نام خانوادگی=قمی|ناشر=دار الکتاب|صفحه=۱۶۸|مکان=قم}}</ref> البرهان في تفسير القرآن<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=البرهان في تفسير القرآن|نام خانوادگی=بحرانی|سال=۱۴۱۵|صفحه=۲۹۲|ناشر=بنياد بعثت. مرکز چاپ و نشر|مکان=قم|جلد=2|نام=هاشم بن سلیمان}}</ref> بحار الانوار<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=بحار الانوار|سال=۱۴۰۳|نام=محمدباقر بن محمدتقی|نام خانوادگی=علامه مجلسی|جلد=102|صفحه=۲۴۷و۲۴۹}}</ref> التبیان<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=التبيان فی تفسير القرآن|نام خانوادگی=شیخ طوسی|نام=محمد بن حسن|صفحه=213|ناشر=دار إحیاء التراث العربی|مکان=بیروت}}</ref>
{{شاخه
 
  | شاخه اصلی =زنان اسوه
______________________________________________________________________________
  | شاخه فرعی۱ =حضرت فاطمه
 
  | شاخه فرعی۲ =
'''پانویس'''
  | شاخه فرعی۳ =
* ژورنال<ref>{{پک|حقانی فضل|۱۳۹۱|ک=نقد و نظر|ف=جابر جعفی؛ غالی یا متهم به غلو}}</ref>
}}
*کتاب<ref>{{پک|شیخ صدوق|1404|ک=توحید صدوق|ص=150}}</ref>
{{تکمیل مقاله
*وب بدون نویسنده (فارسی)<ref>{{پک/بن|تست|ک=خبرگزاری ایسنا|ف=ترس و امید شیعیان از زندگی تحت لوای حاکمان جدید سوریه؛ بر علویان چه می‌گذرد؟|زبان=}}</ref> (انگلیسی)<ref>{{پک/بن|DAFTAR|ک=Pusat Pelaporan dan Analisis Transaksi Keuangan|ف=DAFTAR TERDUGA TERORIS DAN ORGANISASI TERORIS No. DTTOT|زبان=en}}</ref> (عربی)<ref>{{پک/بن|huffpost|ک=huffpost arabi|ف=الجولانی قائداً مؤقتاً لهیئة "تحریر الشام"|زبان=ar}}</ref>
  | شناسه =  
'''منبع'''
  | تیترها =
*'''ژورنال:''' {{یادکرد ژورنال|نام۱=یوسف|نام خانوادگی۱=فاری|دوره=هفدهم|شماره=سی و سوم|صفحات=۲۱۵–۲۳۳|عنوان=بررسی ساختار|تاریخ=۱۳۹۷|ژورنال=مطالعات ایرانی|پیوند=http://ensani.ir/fa/article/385529/}}
  | ویرایش =
*'''کتاب:''' {{یادکرد کتاب|عنوان=تاریخ نیشابور|سال=۱۳۳۲|پیوند=|نام=احمد بن محمد|نام خانوادگی=حاکم نیشابوری|پیوند نویسنده=|ناشر=ابن سینا|مکان=تهران|کوشش=بهمن کریمی|مترجم=گودرزی، محمد}}
| لینک‌دهی =
*'''وب:''' {{یادکرد وب|عنوان=کتابشناسی امام رضا(ع)|نشانی=https://bokroom.ir/news/31729/کتاب-شناسی-امام-رضا-ع|تاریخ=۱۳۹۴|تاریخ بازبینی=10 مهر 1399|شناسه={{شناسه یادکرد|پاتوق۱}}|نویسنده=پاتوق کتاب فردا|کد زبان=|وبگاه=bokroom.ir}}
| ناوبری =
| نمایه =
| تغییر مسیر =
| ارجاعات =
| بازبینی نویسنده =
| بازبینی =
| تکمیل =
| اولویت = ب
| کیفیت = ب
}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۴۹

متن شهادت‌طلبی

اجمالی:

شهادت‌طلبی در متون شیعی، مفهومی رفیع و ارزشمند است که ریشه در آموزه‌های قرآنی و سیره اهل بیت (ع) دارد. این مفهوم به معنای مردن صرف نیست، بلکه اوج ایثار و فداکاری در راه حق، عدالت و آرمان‌های الهی است. قرآن کریم و روایات معصومین (ع) جایگاه ویژه‌ای برای شهیدان قائل شده و آنان را زندگانی جاوید در نزد پروردگار معرفی کرده‌اند. شهادت‌طلبی در تشیع، غالباً در بستر «دفاع» از دین، ارزش‌های انسانی و مقابله با ظلم معنا می‌یابد، که نمونه بارز آن، قیام امام حسین (ع) در کربلاست. این مفهوم با اصول بنیادین شیعه همچون عدالت، رحمت، امر به معروف و نهی از منکر سازگاری کامل دارد و هرگز به معنای ترویج خشونت بی‌هدف یا انتحار نیست. برداشت‌های انحرافی و افراطی که منجر به خشونت‌های تروریستی می‌شود، هیچ سنخیتی با آموزه‌های اصیل شیعی ندارد و از دیدگاه فقه و کلام شیعه مردود است.

۱. مفهوم‌شناسی شهادت‌طلبی در تشیع

در فرهنگ اسلامی و به ویژه در مکتب تشیع، «شهادت» مقامی بس رفیع و ارزشمند محسوب می‌شود که فراتر از مفهوم صرف «مردن» است. شهادت، به معنای کشته شدن در راه خدا، حق، حقیقت و آرمان‌های مقدس است؛ به عبارتی، بذل جان در مسیر پاسداری از ارزش‌های الهی و انسانی. درک صحیح و عمیق شهادت‌طلبی در تشیع، نیازمند بازگشت به ریشه‌های قرآنی و روایی آن است که بنیان‌های این مفهوم را تشکیل می‌دهند.

ریشه‌های قرآنی:

قرآن کریم به کرات از جایگاه والا و منحصر به فرد شهیدان سخن گفته و فضیلت آنان را ستوده است. یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آیاتی که به این موضوع اشاره دارد، آیه ۱۶۹ سوره آل عمران است: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.» (قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۶۹). این آیه شریفه به روشنی بیان می‌دارد که شهیدان، هرگز مرده نیستند، بلکه آنان زندگانی ابدی یافته و در نزد پروردگارشان روزی می‌خورند. این تعبیر از «حیات» و «رزق» برای شهیدان، نشان‌دهنده مراتبی از وجود و نعمت‌های اخروی است که از درک معمول انسان‌ها فراتر است و بر جایگاه ممتاز آنان نزد خالق دلالت دارد.

علاوه بر این، قرآن کریم در آیات متعددی، مؤمنان را به ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از حق و مبارزه با ستمگران فرا می‌خواند. به عنوان نمونه، آیه ۳۹ سوره حج، به مؤمنان اجازه نبرد با کسانی را می‌دهد که مورد ستم قرار گرفته‌اند و در تنگنا قرار داده شده‌اند: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ.» (قرآن کریم، سوره حج، آیه ۳۹). این آیه، مبنای فقهی و شرعی برای دفاع مشروع را فراهم می‌آورد و در بستری وسیع‌تر، راه را برای مفهوم شهادت در راه حق هموار می‌سازد. این آیات، مؤمنان را به پاسداری از ارزش‌های دینی و انسانی تشویق کرده و در شرایطی که تجاوز و ستمی روا داشته می‌شود، اجازه مقابله و دفاع را صادر می‌کنند.

مفهوم شهادت در روایات:

در منابع روایی شیعه، احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) در فضیلت و عظمت شهادت نقل شده است. این روایات، شهادت را گاه «اکمال دین» و گاه «بهترین مرگ‌ها» توصیف کرده‌اند. این تعابیر، نشان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده شهادت در نگاه دین و اهل بیت (ع) است. به عنوان مثال، در منابع روایی معتبر شیعه مانند کتاب «الکافی» اثر کلینی و «بحارالانوار» اثر علامه مجلسی، احادیث بسیاری وجود دارد که بر عظمت مقام شهیدان، پاداش اخروی آنان و جایگاه ویژه‌شان در نزد خداوند تأکید دارد. این روایات، شهادت را اوج ایثار، فداکاری، شجاعت و تسلیم در راه خدا معرفی می‌کنند و آن را قله‌ای از کمال معنوی می‌شمارند. (کتب روایی اربعه، بحارالانوار)

تمایز میان شهادت و انتحار:

نکته حائز اهمیت در درک مفهوم شهادت‌طلبی، تمایز قاطع میان «شهادت» و «انتحار» (خودکشی) است. در دین مبین اسلام، خودکشی به شدت مذموم، حرام و گناهی نابخشودنی تلقی شده است. دلیل این حرمت، آن است که نفس انسان امانتی الهی است و انسان حق ندارد به اراده خود، به این امانت خیانت کند یا آن را از بین ببرد. این اصل، بیانگر احترام اسلام به جان انسان و ارزش حیات است. اما شهادت، کشته شدن در راه آرمان‌های الهی، دفاع از حق، مقابله با ستم و در مصاف با دشمنان دین و حقیقت است. شهادت‌طلبی در دیدگاه شیعه، هرگز به معنای میل افراطی و ناپسند به مردن یا تمایل به خودکشی نیست، بلکه در شرایطی خاص، به عنوان پاسخی مشروع، شرافتمندانه و گاه ضروری در برابر ظلم، ستم و انحراف، و در جهت حفظ ارزش‌های دینی، اخلاقی و انسانی معنا می‌یابد. این عمل، فداکاری آگاهانه در راه هدفی مقدس است، نه خودفریبی و نابودی.

شهادت‌طلبی به مثابه دفاع:

بسیاری از روایات، وقایع تاریخی و سیره عملی ائمه اطهار (ع)، شهادت‌طلبی را در بستر «دفاع» تفسیر می‌کنند. این دفاع می‌تواند شامل دفاع از حریم دین، دفاع از اهل بیت (ع) و خاندان پیامبر، دفاع از ارزش‌های اخلاقی و انسانی، یا مقابله با حکومت‌های ظالم و ستمگر باشد. قیام امام حسین (ع) در کربلا، مشهورترین، گویاترین و ماندگارترین نمونه شهادت‌طلبی در تاریخ تشیع است. در این قیام، امام حسین (ع) برای مقابله با انحراف از مسیر دین، احیای ارزش‌های الهی و جلوگیری از ترویج بدعت‌ها و ظلم، جان خود، خانواده و یارانش را فدا کرد. این امر نشان می‌دهد که شهادت‌طلبی در تشیع، غالباً واکنشی قهرمانانه و از سر ناچاری در برابر ستم، انحراف و تباهی است، نه یک دعوت به خشونت بی‌هدف یا میل به نابودی. (منابع: مقتل الحسین، نهج البلاغه)

۲. ابعاد کلامی و فقهی شهادت‌طلبی

مفهوم شهادت‌طلبی در تشیع، تنها یک مفهوم اخلاقی یا معنوی نیست، بلکه دارای ابعاد عمیق کلامی و فقهی است که به درک بهتر و صحیح‌تر آن کمک شایانی می‌کند.

دیدگاه‌های کلامی:

در علم کلام شیعه، شهادت جایگاه ویژه‌ای دارد، به ویژه در مباحث مربوط به امامت، ولایت و ماهیت دین. قیام امام حسین (ع) و شهادت ایشان و یارانشان، به عنوان مصداق بارز شهادت‌طلبی، نه تنها یک حرکت سیاسی و اجتماعی، بلکه تلاشی عمیق کلامی برای حفظ ماهیت دین اسلام، مقابله با بدعت‌ها، انحرافات و تحریفات صورت گرفته توسط حاکمان وقت تلقی می‌شود. شهید کسی است که در راه اثبات حقانیت دین، ترویج معارف الهی و پاسداری از مکتب اهل بیت (ع) جان خود را فدا می‌کند. این مفهوم با ارزش‌هایی چون «ایثار» و «فداکاری» پیوند ناگسستنی دارد؛ ارزش‌هایی که در آن‌ها، فرد، جان، مال و منافع دنیوی خود را بر منافع مادی و زودگذر ترجیح می‌دهد تا ارزش‌های والاتر و ابدی را حفظ و پاسداری کند. این رویکرد کلامی، شهادت را ابزاری برای دفاع از حقیقت و اثبات حقانیت دین در برابر شبهات و انحرافات می‌داند. (منابع: کتب کلامی شیعه، آثار علامه حلی، خواجه نصیرالدین طوسی)

نظریات فقهی:

از منظر فقه شیعه، شهادت‌طلبی تابع احکام کلی جهاد و قواعد شرعی مربوط به آن است. جهاد در اسلام به طور کلی بر دو قسم است: جهاد ابتدایی، که برای گسترش اسلام و یا مقابله با ظلم در زمانی که شرایط آن فراهم باشد (و غالباً با حضور معصوم (ع) معنا می‌یابد)، و جهاد دفاعی، که در برابر تجاوز دشمن به سرزمین‌های اسلامی، یا برای دفاع از جان، مال، ناموس و ارزش‌های دینی و انسانی واجب است. شهادت‌طلبی، در بسیاری از موارد، در چارچوب جهاد دفاعی معنا پیدا می‌کند، یا در شرایط اضطراری که مقابله با ظلم و فساد بدون فداکاری نهایی ممکن نیست.

فقهای شیعه همواره بر اصل «حفظ نفس» تأکید فراوان دارند. این اصل، یکی از ضروریات دین اسلام و از مقاصد شریعت است که حفظ جان انسان را در اولویت قرار می‌دهد. بنابراین، شهادت‌طلبی نباید به معنای نادیده گرفتن یا بی‌ارزش شمردن این اصل تلقی شود. بلکه در مواردی خاص و استثنایی، که بقای دین، عزت مسلمین، حفظ ارزش‌های الهی و کرامت انسانی متوقف بر فداکاری نهایی باشد، و هیچ راه دیگری برای حفظ این مقدسات وجود نداشته باشد، شهادت و جانبازی، رجحان یافته و حتی ممکن است به وجوب شرعی تبدیل شود. این امر یک محاسبه دقیق ارزشی است که در آن، حفظ ارزش‌های معنوی و ابدی، بر بقای فانی و گذرا در این دنیا ترجیح داده می‌شود.

فتاوای فقها، میان شهادت در راه خدا که عملی ارزشمند و گاه واجب است، و انتحار (خودکشی) که عملی حرام و گناهی کبیره است، تمایز قاطع قائل می‌شوند. انتحار، تسلیم شدن در برابر مشکلات و ناامیدی از رحمت الهی است، در حالی که شهادت، اوج رشادت، فداکاری و تسلیم در برابر اراده الهی در دفاع از حق است. (منابع: کتب فقهی مانند «شرایع الاسلام» محقق حلی، «جواهر الکلام» نجفی، «تحریر الوسیله» امام خمینی)

۳. سازگاری شهادت‌طلبی با دیگر اصول شیعی

شهادت‌طلبی در تشیع، نه تنها با اصول بنیادین این مکتب در تضاد نیست، بلکه در بسیاری از موارد، جلوه‌ای از تحقق و عینیت بخشیدن به این اصول است.

اصل عدالت:

بسیاری از قیام‌ها و مبارزاتی که در تاریخ شیعه به شهادت ختم شده‌اند، در راستای برقراری عدالت، مبارزه با ظلم و ستم و احقاق حقوق ستمدیدگان صورت گرفته‌اند. قیام امام حسین (ع) در کربلا، که نماد بارز شهادت‌طلبی است، با هدف «طلب الاصلاح فی امت جدی» (اصلاح امت جدم) و «اراده خدا» و «امر به معروف و نهی از منکر» صورت گرفت. (منابع: وصیت‌نامه امام حسین (ع)، الخطبة الاولی فی کربلا). این امر نشان می‌دهد که شهادت‌طلبی، گاه ابزاری ضروری و مقدس برای تحقق عدالت در برابر حاکمان ظالم و فاسد است و هنگامی که راه‌های مسالمت‌آمیز به نتیجه نرسد، فداکاری جان، لازمه برقراری عدل الهی می‌شود.

اصل رحمت و حفظ نفس:

همانطور که در بخش فقهی اشاره شد، اسلام به حفظ نفس انسانی و کرامت او بسیار اهمیت می‌دهد. اما این اصل در مواقعی که حفظ ارزش‌های والاتر، مانند حفظ دین، کیان امت اسلامی، کرامت انسانی و استقرار عدالت، مستلزم فداکاری و جانبازی باشد، تعدیل و مقید می‌شود. شهادت‌طلبی، به معنای نادیده گرفتن اصل حفظ نفس نیست، بلکه در شرایط اضطرار و زمانی که حفظ مقدسات و آرمان‌ها، تنها با فدا شدن ممکن باشد، این فداکاری بر بقای ظاهری در شرایط ذلت و ستم ترجیح داده می‌شود. این فداکاری، خود تجلی رحمت الهی و عشق به حقیقت است که فرد را قادر می‌سازد تا از جان خود در راه هدفی متعالی بگذرد، نه یک میل به نابودی یا خودآزاری.

اصل امر به معروف و نهی از منکر:

این فریضه الهی، یکی از پایه‌های اساسی در جامعه اسلامی است و گاه مستلزم تحمل سختی‌ها، فداکاری‌ها و حتی شهادت است. زمانی که انحرافات، مفاسد و منکرات به حدی فراگیر می‌شوند که سکوت در برابر آن‌ها، به معنای تایید ظلم، تباهی جامعه و از بین رفتن ارزش‌های دینی است، و هیچ راه دیگری برای مقابله با آن، حتی به قیمت جان، وجود ندارد، شهادت‌طلبی در راستای انجام این فریضه الهی معنا و مفهوم پیدا می‌کند. قیام عاشورا، بزرگترین و گویاترین نمونه امر به معروف و نهی از منکر است که به شهادت سرور آزادگان و خاندان پاکش انجامید، و این حرکت، الگویی ماندگار برای مبارزه با ظلم و فساد در طول تاریخ شد. (منابع: سخنان امام حسین (ع) پیش از قیام)

اصل تقیه:

تقیه، به معنای پنهان کردن عقیده واقعی یا تظاهر به عقیده‌ای مخالف برای حفظ جان در شرایط اختناق، فشار و خطر شدید است. این اصل، ابزاری برای حفظ بقای فرد و دین در جوامع ستمگر است. اما شهادت‌طلبی، در مواردی رخ می‌دهد که دیگر امکان تقیه وجود ندارد، یا حفظ دین، ارزش‌ها و آرمان‌ها، مستلزم فداکاری نهایی است و بقا در آن شرایط، با ذلت و تضییع دین همراه است. بنابراین، تقیه و شهادت‌طلبی، دو ابزار متفاوت برای حفظ دین در شرایط گوناگون هستند. تقیه برای بقا و حفظ دین در شرایط دشوار و پرخطر است، و شهادت‌طلبی برای دفاع از آرمان‌ها و اصول در جایی که بقا با اصول منافات داشته باشد و فداکاری، راهی برای حفظ عزت و حقیقت باشد.

۴. نقد و بررسی دیدگاه‌های انحرافی

مفهوم متعالی و ارزشمند شهادت‌طلبی در تشیع، متأسفانه گاه مورد سوءاستفاده گروه‌های افراطی و انحرافی قرار گرفته است. این گروه‌ها با برداشت‌های نادرست و وارونه از آموزه‌های دینی، اقدام به ترویج خشونت‌های بی‌رویه، اقدامات تروریستی و انتحاری کرده‌اند که هیچ سنخیتی با تعالیم اصیل اسلام و سیره نورانی اهل بیت (ع) ندارد. این گونه اقدامات، که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه، تخریب چهره دین مبین اسلام و ایجاد تفرقه صورت می‌گیرد، نه تنها با روح حقیقی شهادت‌طلبی سازگار نیست، بلکه مصداق بارز «افساد فی الارض» و حرمت شرعی انتحار و خودکشی محسوب می‌شود.

خشونت‌گرایی افراطی، تروریسم و اقداماتی که منجر به ریخته شدن خون بی‌گناهان می‌شود، از دیدگاه قاطبه علمای شیعه، به شدت مردود، مطرود و حرام است. شهادت‌طلبی اصیل، مبتنی بر آگاهی عمیق دینی، هدف الهی و مقدس، دفاع مشروع در چارچوب موازین شرعی و اخلاقی، و غالباً در شرایط اضطرار و ناچاری رخ می‌دهد. در مقابل، خشونت‌های افراطی، اغلب با جهل، تعصبات کور، انگیزه‌های سیاسی یا جناحی، و بدون توجه به اصول اخلاقی و دینی همراه است و صرفاً منجر به تباهی و تباهی بیشتر می‌شود. بنابراین، تمایز قاطع میان شهادت‌طلبیِ مبتنی بر آموزه‌های ناب دینی و خشونت‌گراییِ افراطی و تروریستی، امری کاملاً ضروری و حیاتی است تا بتوان از آموزه‌های دینی در برابر تحریف و سوءاستفاده محافظت کرد.

منابع:

  • قرآن کریم: آیات ذکر شده در متن (مانند آل عمران ۱۶۹، حج ۳۹).
  • نهج البلاغه: خطبه‌ها، نامه‌ها و کلمات قصار امیرالمؤمنین (ع) در باب جهاد، عدالت، ستم‌ستیزی و اهمیت شهادت.

کتب روایی شیعه:

  • «الکافی» اثر شیخ محمد بن یعقوب کلینی (مخصوصاً ابواب جهاد، فضیلت شهادت، امر به معروف و نهی از منکر).
  • «من لایحضره الفقیه» اثر شیخ صدوق.
  • «تهذیب الاحکام» و «الاستبصار» اثر شیخ طوسی.
  • «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار» اثر علامه محمدباقر مجلسی (مخصوصاً مجلدات مربوط به جهاد، کربلا و فضائل).
  • «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه» اثر شیخ حر عاملی (مخصوصاً ابواب جهاد و امر به معروف و نهی از منکر).

کتب تاریخی و مقاتل:

  • «مقتل الحسین» اثر ابومخنف (و سایر منابع معتبر تاریخی واقعه کربلا).
  • «الملهوف علی قتلی الطفوف» اثر سید بن طاووس.

کتب کلامی شیعه:

  • آثار علمای بزرگ شیعه مانند شیخ مفید، سید مرتضی علم الهدی، شیخ طوسی، علامه حلی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه طباطبایی و دیگر متکلمان برجسته.

کتب فقهی:

  • «شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام» اثر محقق حلی.
  • «جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام» اثر شیخ محمدحسن نجفی.
  • «تحریر الوسیله» اثر امام خمینی (ره) (مخصوصاً مباحث مربوط به جهاد و امر به معروف و نهی از منکر).
  • رساله‌های عملیه فقهای عظام شیعه.

منابع

مجموعه آثار[۱] الکافی[۲] المیزان فی تفسیر القرآن[۳] مفردات[۴] شرح منظومه[۵] نثر طوبى[۶] عروةالوثقی[۷] الصحاح[۸] لسان العرب[۹] تفسير العياشی[۱۰] استفتاءات خمینی[۱۱] المنجد[۱۲] الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة[۱۳] التأمل فی حقیقة التوسل[۱۴] پاسخ به شبهات وهابیت[۱۵] اصول کافی[۱۶] عدل الهی[۱۷] آیین وهابیت[۱۸] مجموع فتاوی ابن‌باز[۱۹] شفاء السقام في زيارة خير الأنام[۲۰] وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى[۲۱] صحیح بخاری[۲۲] التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء[۲۳] تفسیر قمی[۲۴] البرهان في تفسير القرآن[۲۵] بحار الانوار[۲۶] التبیان[۲۷]

______________________________________________________________________________

پانویس

منبع

  • ژورنال: فاری، یوسف (۱۳۹۷). «بررسی ساختار». مطالعات ایرانی. هفدهم (سی و سوم): ۲۱۵–۲۳۳.
  • کتاب: حاکم نیشابوری، احمد بن محمد (۱۳۳۲). تاریخ نیشابور. ترجمهٔ گودرزی، محمد. به کوشش بهمن کریمی. تهران: ابن سینا.
  • وب: پاتوق کتاب فردا (۱۳۹۴). «کتابشناسی امام رضا(ع)». bokroom.ir. دریافت‌شده در ۱۰ مهر ۱۳۹۹.
  1. مطهری، مرتضی (۱۳۸۹). مجموعه آثار. ج۲۲. ص۷۶۴و۷۶۵.
  2. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۶۳). الکافی. تهران: دار الکتب الإسلامیة. صص۱۱.
  3. طباطبایی، محمد حسین. المیزان فی تفسیر القرآن. ج۵. بیروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات. ص۲۵۵.
  4. راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲). مفردات. به کوشش صفوان داودى. دمشق: دارالقلم. ص۶۴۳.
  5. سبزوارى، هادی (۱۴۱۷). شرح منظومه. به کوشش حسن زاده آملى. تهران: دارالكتب الاسلامية. ص۸۴.
  6. شعرانی، ابوالحسن (۱۳۹۸). نثر طوبى. ج۲. تهران: دارالكتب الاسلامية. ص۲۷۰.
  7. طباطبائی یزدی، سید محمد کاظم (١٤١٧). عروةالوثقی. ص۴.
  8. الجوهری (۱۴۰۷). الصحاح. ج۲. به کوشش عبدالغفور العطاری. بیروت: دارالعلم للملایین. ص۷۸۳.
  9. ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۰۸). لسان العرب. ج۵. به کوشش علی شیری. بیروت: دار احیاء التراث العربی. ص۶۵.
  10. عياشی، محمد بن مسعود. تفسير العياشی. ج۲. ص۲۰۸.
  11. خمینی، روح الله (۱۳۹۲). استفتاءات. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س). ص۷.
  12. هنایی، علی. «ماده وسل». المنجد. ص۹۰۰.
  13. جوهری، اسماعیل بن حماد. «ذیل واژه «وسل»». الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة.
  14. حمیری، عیسی بن عبدالله (۱۴۲۸). التأمل فی حقیقة التوسل. ص۱۶.
  15. طاهری خرم آبادی، سیدحسن (۱۳۸۶). پاسخ به شبهات وهابیت. ج۲. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
  16. کلینی، محمدبن یعقوب (۱۳۶۵). اصول کافی. تهران: دارالکتب اسلامیه. ص۱۸۳.
  17. مطهری، مرتضی (۱۴۰۲). عدل الهی. تهران: صدرا. ص۲۳۹.
  18. سبحانی تبریزی، جعفر (۱۳۷۵). آیین وهابیت. قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ص۱۴۶.
  19. ابن‌باز، عبد العزيز بن عبد الله (۱۴۲۰). مجموع فتاوی ابن‌باز. ج۵. ص۳۲۲.
  20. سبکی، علی بن عبد الکافی (۱۴۱۹). شفاء السقام في زيارة خير الأنام. دار المصطفی. ص۳۰۵.
  21. سمهودی، علی ‌بن‌ عبدالله‌ (۱۴۱۹). وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى. ج۴. عربستان: مؤسسة الفرقان للتراث الإسلامی. ص۱۹۶.
  22. بخاری، محمد بن اسماعیل (۱۴۲۲). صحیح بخاری. ج۲. ص۲۷.
  23. سبحانی، جعفر (۱۳۷۴). التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء. قم: نشر مشعر. ص۸۲.
  24. قمی، علی بن ابراهیم (۱۴۰۴). تفسیر قمی. قم: دار الکتاب. ص۱۶۸.
  25. بحرانی، هاشم بن سلیمان (۱۴۱۵). البرهان في تفسير القرآن. ج۲. قم: بنياد بعثت. مرکز چاپ و نشر. ص۲۹۲.
  26. علامه مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی (۱۴۰۳). بحار الانوار. ج۱۰۲. ص۲۴۷و۲۴۹.
  27. شیخ طوسی، محمد بن حسن. التبيان فی تفسير القرآن. بیروت: دار إحیاء التراث العربی. ص۲۱۳.
  28. حقانی فضل، «جابر جعفی؛ غالی یا متهم به غلو»، نقد و نظر.
  29. شیخ صدوق، توحید صدوق، 150.
  30. «ترس و امید شیعیان از زندگی تحت لوای حاکمان جدید سوریه؛ بر علویان چه می‌گذرد؟»، خبرگزاری ایسنا.
  31. “DAFTAR TERDUGA TERORIS DAN ORGANISASI TERORIS No. DTTOT”, Pusat Pelaporan dan Analisis Transaksi Keuangan.
  32. "الجولانی قائداً مؤقتاً لهیئة "تحریر الشام""، huffpost arabi.