پرش به محتوا

کاربر:Mohammadaminrazi/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
Mohammadaminrazi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Mohammadaminrazi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
== سحر و طلسم از نظر اسلام ==
از نظر [[اسلام]] در بسیاری از موارد، سحر و طلسم باعث گمراه ساختن مردم و تحریف حقایق و متزلزل ساختن پایه‌های اعتقادات افراد ساده ذهن می‌شود. در احادیثی که از پیشوایان بزرگ اسلام به ما رسیده است سحر به شدت مذمت و از آن نهی شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وسائل الشیعه|نام خانوادگی=حر عاملی|جلد=1|صفحه=380|فصل=باب25}}</ref>


روایات دینی؛ ساحری را [[کفر]]،<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وسائل الشیعه|نام خانوادگی=حر عاملی|جلد=12|صفحه=107}}</ref> کفر به قرآن،<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وسائل الشیعه|نام خانوادگی=حر عاملی|جلد=12|صفحه=109}}</ref> [[شرک]]،<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وسائل الشیعه|نام خانوادگی=حر عاملی|جلد=12|صفحه=106}}</ref> دوری از رحمت الهی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وسائل الشیعه|نام خانوادگی=حر عاملی|جلد=12|صفحه=107}}</ref> و دین اسلام،<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وسائل الشیعه|نام خانوادگی=حر عاملی|جلد=12|صفحه=108}}</ref> بی‌نیازی از بندگی الهی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وسائل الشیعه|نام خانوادگی=حر عاملی|جلد=12|صفحه=108}}</ref> و مایهٔ ورود به [[جهنم]]<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=بحار انوار|نام=محمد باقر|نام خانوادگی=مجلسی|جلد=58|صفحه=223}}</ref><ref name=":0">{{یادکرد کتاب|عنوان=وسائل الشیعه|جلد=12|صفحه=103}}</ref> و [[ساحر]] را ملعون<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=بحار انوار|نام=محمد باقر|نام خانوادگی=مجلسی|جلد=58|صفحه=223}}</ref><ref name=":0"/> دانسته‌اند.
'''متن شهادت‌طلبی'''


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
'''اجمالی:'''
{{شروع متن}}
{{سوال}}
نظر وهابی‌ها درمورد توسل به قرآن و اهل بیت چیست و چگونه نظر آنان مردود شمرده می‌شود؟
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}


وهابی‌ها درباره [[توسل]] دیدگاه ثابتی ندارند. [[محمد بن عبدالوهاب]] آن را به صورت مطلق ناقض اسلام می‌داند و آن را دلیل بر کفر می‌داند. اما توسل به اسماء و صفات خداوند و قرآن را جایز می‌دانند. وهابی‌های معاصر درباره توسل قائل به تفصیل شده‌اند. مسلمانان غیر وهابی درباره توسل نظر مخالف وهابیان را دارند. همچنین دلایلی  بر جواز توسل هم در قرآن و هم در روایات و سخنان علمای اهل سنت وجود دارد.
شهادت‌طلبی در متون شیعی، مفهومی رفیع و ارزشمند است که ریشه در آموزه‌های قرآنی و سیره اهل بیت (ع) دارد. این مفهوم به معنای مردن صرف نیست، بلکه اوج ایثار و فداکاری در راه حق، عدالت و آرمان‌های الهی است. قرآن کریم و روایات معصومین (ع) جایگاه ویژه‌ای برای شهیدان قائل شده و آنان را زندگانی جاوید در نزد پروردگار معرفی کرده‌اند. شهادت‌طلبی در تشیع، غالباً در بستر «دفاع» از دین، ارزش‌های انسانی و مقابله با ظلم معنا می‌یابد، که نمونه بارز آن، قیام امام حسین (ع) در کربلاست. این مفهوم با اصول بنیادین شیعه همچون عدالت، رحمت، امر به معروف و نهی از منکر سازگاری کامل دارد و هرگز به معنای ترویج خشونت بی‌هدف یا انتحار نیست. برداشت‌های انحرافی و افراطی که منجر به خشونت‌های تروریستی می‌شود، هیچ سنخیتی با آموزه‌های اصیل شیعی ندارد و از دیدگاه فقه و کلام شیعه مردود است.


== دیدگاه محمد بن عبدالوهاب درباره توسل ==
'''۱. مفهوم‌شناسی شهادت‌طلبی در تشیع'''
محمد بن عبدالوهاب توسل را از نواقض اسلام می‌داند. او می‌گوید اگر کسی بین خود و خدا وسائطی قرار دهد و از آنان [[شفاعت]] بخواهد موجب کفر می‌شود؛ یعنی اعتقاد به شفاعت و توسل از دیدگاه او کفر است و معتقد به آن را باید تکفیر کرد.<ref>محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان تمیمی نجدی، مجموعه رسائل فی التوحید والإیمان، ریاض، جامعه الإمام محمد بن سعود، محقق: إسماعیل بن محمد الأنصاری، ج۱، ص۳۸۵.</ref>


برخی از وهابی‌ها توسل را به مشروع و غیر مشروع تقسیم کرده‌اند. یکی از توسل‌های مشروع توسل به [[فهرست اسماء الهی|اسماء]] و [[صفات الهی]] است؛ یعنی از نظر وهابی‌ها توسل به خدا به وسیله اسماء و صفات خداوند جایز است، آیه شریفه که می‌فرماید «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی فَادْعُوهُ بِهَا»<ref>اعراف: ۱۸۰.</ref> بر این مطلب دلالت دارد.<ref>أحمد بن علی الزاملی عسیری، منهج الشیخ عبد الرزاق عفیفی وجهوده فی تقریر العقیده والرد علی المخالفین، ریاض، جامعه الإمام محمد بن سعود الإسلامیه، کلیه أصول الدین، تحت إشراف: عبد الرحمن بن عبدالله بن عبد المحسن الترکی، ۱۴۳۱ق، ص۲۷۶.</ref>
در فرهنگ اسلامی و به ویژه در مکتب تشیع، «شهادت» مقامی بس رفیع و ارزشمند محسوب می‌شود که فراتر از مفهوم صرف «مردن» است. شهادت، به معنای کشته شدن در راه خدا، حق، حقیقت و آرمان‌های مقدس است؛ به عبارتی، بذل جان در مسیر پاسداری از ارزش‌های الهی و انسانی. درک صحیح و عمیق شهادت‌طلبی در تشیع، نیازمند بازگشت به ریشه‌های قرآنی و روایی آن است که بنیان‌های این مفهوم را تشکیل می‌دهند.


بنابراین وهابی‌ها توسل به قرآن را از باب اینکه قرآن از صفات خداوند به‌شمار می‌آید جایز می‌دانند. آنان می‌گویند که توسل به [[قرآن]] جایز است زیرا قرآن از حیث لفظ و معنا کلام خدا است و [[کلام خدا]] صفتی از صفات خدا است. پس توسل به قرآن توسل به صفتی از صفات خداوند به سوی خدا است. و این مسئله با توحید منافات ندارد و به شرک منجر نمی‌شود.<ref>اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه والإفتاء، فتاوی اللجنه الدائمه، المجموعه الأولی، عربستان، ریاض، رئاسه إداره البحوث العلمیه والإفتاء - الإداره العامه للطبع، جمع وترتیب: أحمد بن عبد الرزاق الدویش، ج۱، ص۵۱۹.</ref>
'''ریشه‌های قرآنی:'''


اما توسل به اولیا، پیامبران و اهل بیت رسول خدا را جایز نمی‌دانند. محمد بن عبدالوهاب می‌گوید: اگر کسی بگوید ای خدا به وسیله پیغمبرت(ص) به تو متوسل می‌شوم که مرا مشمول رحمت خود قرار دهی، چنین شخصی به راه شرک رفته و عقیده او همان عقیده اهل شرک است.<ref>محمد بن عبدالوهاب، تطهیر الاعتقاد، بی‌نا، بی‌نا، ص۳۶؛ رسائل عملیه، بی‌نا، بی‌تا، ص۱۴۵.</ref>
قرآن کریم به کرات از جایگاه والا و منحصر به فرد شهیدان سخن گفته و فضیلت آنان را ستوده است. یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آیاتی که به این موضوع اشاره دارد، آیه ۱۶۹ سوره آل عمران است: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.» (قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۶۹). این آیه شریفه به روشنی بیان می‌دارد که شهیدان، هرگز مرده نیستند، بلکه آنان زندگانی ابدی یافته و در نزد پروردگارشان روزی می‌خورند. این تعبیر از «حیات» و «رزق» برای شهیدان، نشان‌دهنده مراتبی از وجود و نعمت‌های اخروی است که از درک معمول انسان‌ها فراتر است و بر جایگاه ممتاز آنان نزد خالق دلالت دارد.


== دیدگاه وهابی‌های معاصر درباره توسل ==
علاوه بر این، قرآن کریم در آیات متعددی، مؤمنان را به ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از حق و مبارزه با ستمگران فرا می‌خواند. به عنوان نمونه، آیه ۳۹ سوره حج، به مؤمنان اجازه نبرد با کسانی را می‌دهد که مورد ستم قرار گرفته‌اند و در تنگنا قرار داده شده‌اند: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ.» (قرآن کریم، سوره حج، آیه ۳۹). این آیه، مبنای فقهی و شرعی برای دفاع مشروع را فراهم می‌آورد و در بستری وسیع‌تر، راه را برای مفهوم شهادت در راه حق هموار می‌سازد. این آیات، مؤمنان را به پاسداری از ارزش‌های دینی و انسانی تشویق کرده و در شرایطی که تجاوز و ستمی روا داشته می‌شود، اجازه مقابله و دفاع را صادر می‌کنند.
وهابی‌های معاصر در این مسئله به دست و پا افتاده و توسل به اولیاء الهی را بر چند قسم تقسیم کرده‌اند:


۱. یک نوع آن این است که انسان از ولی زنده خداوند بخواهد که او از خدا برایش مثلاً سعه رزق یا شفای مریض و امثال اینها را بخواهد این گونه توسل از نظر آنان جایز است.
'''مفهوم شهادت در روایات:'''


۲. نوع دوم توسل به اولیاء خداوند این گونه است که خدا را منادا قرار دهد و به حب و دوستی بین خود و پیامبر یا بین خود و اولیاء الهی متوسل شود، این گونه توسل نیز جایز است؛ مثلاً بگوید: {{متن عربی|اللهم إنی أسألك بحبی لنبیك واتباعی له وبحبی لأولیائك أن تعطینی كذا}}.
در منابع روایی شیعه، احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) در فضیلت و عظمت شهادت نقل شده است. این روایات، شهادت را گاه «اکمال دین» و گاه «بهترین مرگ‌ها» توصیف کرده‌اند. این تعابیر، نشان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده شهادت در نگاه دین و اهل بیت (ع) است. به عنوان مثال، در منابع روایی معتبر شیعه مانند کتاب «الکافی» اثر کلینی و «بحارالانوار» اثر علامه مجلسی، احادیث بسیاری وجود دارد که بر عظمت مقام شهیدان، پاداش اخروی آنان و جایگاه ویژه‌شان در نزد خداوند تأکید دارد. این روایات، شهادت را اوج ایثار، فداکاری، شجاعت و تسلیم در راه خدا معرفی می‌کنند و آن را قله‌ای از کمال معنوی می‌شمارند. (کتب روایی اربعه، بحارالانوار)


۳. نوع سوم توسل به اولیاء خداوند، توسل به جاه و مقام پیامبر و اولیاء خداوند است؛ مثلاً بگوید: {{متن عربی|اللهم إنی أسألك بجاه نبیك أو بجاه الحسین}}، این گونه توسل جایز نیست. این گونه توسل به دلیل اینکه بعد از وفات پیامبران و اولیاء انجام می‌گیرد هرچند مقام آنان بزرگ است جایز نیست.
'''تمایز میان شهادت و انتحار:'''


۴. نوع چهارم توسل به اولیاء الهی این است که به خود اولیاء متوسل شده و از خداوند حاجتش را بخواهد؛ مثلاً بگوید: {{متن عربی|اللهم إنی أسألک کذا بولیک فلان أو بحق نبیک فلان}} این نوع توسل نیز جایز نیست. وهابی‌ها در عدم جواز آن می‌گوید که هیچ مخلوقی بر خداوند حق ندارد که خدا را به وسیله آن قسم داد تا حاجتی را برآورده کند. این نوع توسل از نظر وهابیان از موجبات واضح شرک است.<ref>رک: عسیری، أحمد بن علی الزاملی، منهج الشیخ عبد الرزاق عفیفی وجهوده فی تقریر العقیده والرد علی المخالفین، ص۲۷۴–۲۷۷.</ref>
نکته حائز اهمیت در درک مفهوم شهادت‌طلبی، تمایز قاطع میان «شهادت» و «انتحار» (خودکشی) است. در دین مبین اسلام، خودکشی به شدت مذموم، حرام و گناهی نابخشودنی تلقی شده است. دلیل این حرمت، آن است که نفس انسان امانتی الهی است و انسان حق ندارد به اراده خود، به این امانت خیانت کند یا آن را از بین ببرد. این اصل، بیانگر احترام اسلام به جان انسان و ارزش حیات است. اما شهادت، کشته شدن در راه آرمان‌های الهی، دفاع از حق، مقابله با ستم و در مصاف با دشمنان دین و حقیقت است. شهادت‌طلبی در دیدگاه شیعه، هرگز به معنای میل افراطی و ناپسند به مردن یا تمایل به خودکشی نیست، بلکه در شرایطی خاص، به عنوان پاسخی مشروع، شرافتمندانه و گاه ضروری در برابر ظلم، ستم و انحراف، و در جهت حفظ ارزش‌های دینی، اخلاقی و انسانی معنا می‌یابد. این عمل، فداکاری آگاهانه در راه هدفی مقدس است، نه خودفریبی و نابودی.


== توسل از دیدگاه مذهب شیعه ==
'''شهادت‌طلبی به مثابه دفاع:'''
توسّل در لغت به معنای انتخاب وسیله، و وسیله به معنای چیزی است که انسان را به دیگری نزدیک کند، لسان العرب می‌گوید: توسل جستن به سوی خدا و انتخاب وسیله، این است که انسان عملی انجام دهد که او را به خدا نزدیک کند، و وسیله به معنای چیزی است که انسان به کمک آن به چیزی دیگر نزدیک می‌شود.<ref>ابن منظور، محمّد بن مکرم، لسان العرب، نشر ادب الحوزه، قم ۱۴۰۵، ج۸، ص۶۹.</ref> بنابراین وسیله هم به معنای تقرّب جستن است و هم به معنای چیزی است که باعث تقرب به دیگری می‌شود.


اشتباه بزرگ وهابیان این است که در توسّل، اولیاءالله را برطرف کننده زیان‌ها و آنان را مستقلاً سر چشمه قضای حاجات و دفع کربات می‌دانند، در حالی که معنای توسّل این نیست؛ زیرا وقتی که به پیغمبر اکرم متوسل می‌شویم، او را مستقل در تأثیر و کاشف الضر نمی‌دانیم، تا او را عبادت کنیم، توسّلی که قرآن به آن دعوت کرده این است که به وسیله او به خدا نزدیک شویم؛ یعنی او در پیشگاه خدا شفاعت می‌کند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، شیعه پاسخ می‌گوید، قم، مدرسه الإمام علی بن ابی طالب «ع»، ۱۳۸۳ش، ص۲۳۳.</ref> درست مثل این است که کسی می‌خواهد به در خانه شخص بزرگی برود که او را نمی‌شناسد، از شخصی که با آن شخص بزرگ آشنا است، خواهش کند که همراهش نزد او برود، تا او را به آن شخص بزرگ معرفی کند و از او برای این شخص کمک بگیرد، این کار نه عبودیّت است نه استقلال در تأثیر.<ref>شیعه پاسخ می‌گوید، ص۲۳۴.</ref> بنابراین ادّعای شرک بودن توسّل ادّعای بدون دلیل است.
بسیاری از روایات، وقایع تاریخی و سیره عملی ائمه اطهار (ع)، شهادت‌طلبی را در بستر «دفاع» تفسیر می‌کنند. این دفاع می‌تواند شامل دفاع از حریم دین، دفاع از اهل بیت (ع) و خاندان پیامبر، دفاع از ارزش‌های اخلاقی و انسانی، یا مقابله با حکومت‌های ظالم و ستمگر باشد. قیام امام حسین (ع) در کربلا، مشهورترین، گویاترین و ماندگارترین نمونه شهادت‌طلبی در تاریخ تشیع است. در این قیام، امام حسین (ع) برای مقابله با انحراف از مسیر دین، احیای ارزش‌های الهی و جلوگیری از ترویج بدعت‌ها و ظلم، جان خود، خانواده و یارانش را فدا کرد. این امر نشان می‌دهد که شهادت‌طلبی در تشیع، غالباً واکنشی قهرمانانه و از سر ناچاری در برابر ستم، انحراف و تباهی است، نه یک دعوت به خشونت بی‌هدف یا میل به نابودی. (منابع: مقتل الحسین، نهج البلاغه)


افزون بر آن این نظر وهابی‌ها برخلاف آموزه‌های قرآنی است و لذا علمای سنی و شیعه آن را از اختراعات وهابیت شمرده و مردود می‌دانند. وهابی‌ها برای اینکه مسلمانان را تکفیر کند به این گونه مطالب دامن می‌زنند و از آنها به نفع خود شان بهره‌برداری می‌کنند.
'''۲. ابعاد کلامی و فقهی شهادت‌طلبی'''


سبکی یکی از علماء اهل سنت گفته است که توسل و استعانت و تشفّع به نبی(ص) به سوی خدا امر پسندیده است و هیچ‌کسی از سلف و خلف آن را انکار نکرده تا این‌که ابن تیمیه آمد و آن را منکر شد و از صراط مستقیم عدول نمود و چیزی را بدعت کرد که هیچ عالمی آن را نگفته است و با این بدعت بین اهل اسلام شکاف ایجاد نمود.<ref>مناوی، عبدالرئوف، فیض القدیر شرح جامع الصغیر، ج۲، ص۱۳۵، مصر، المکتبه التجاریه الکبری، چ۱، ۱۳۵۶ق.</ref>
مفهوم شهادت‌طلبی در تشیع، تنها یک مفهوم اخلاقی یا معنوی نیست، بلکه دارای ابعاد عمیق کلامی و فقهی است که به درک بهتر و صحیح‌تر آن کمک شایانی می‌کند.


== توسل در قرآن ==
'''دیدگاه‌های کلامی:'''
این عقیده وهابیت به صورت آشکار با شماری از آیات قرآن کریم منافات دارد در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که بر جواز توسل برای رفع حاجات و بخشش گناهان و تقرب به سوی خدا دلالت دارند. در اینجا به برخی از این آیات اشاره می‌کنیم:


۱. خداوند خطاب به مؤمنین می‌فرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسیلَه وَ جاهِدُوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ<ref>مائده، ۳۵.</ref>؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‌ای برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید!»
در علم کلام شیعه، شهادت جایگاه ویژه‌ای دارد، به ویژه در مباحث مربوط به امامت، ولایت و ماهیت دین. قیام امام حسین (ع) و شهادت ایشان و یارانشان، به عنوان مصداق بارز شهادت‌طلبی، نه تنها یک حرکت سیاسی و اجتماعی، بلکه تلاشی عمیق کلامی برای حفظ ماهیت دین اسلام، مقابله با بدعت‌ها، انحرافات و تحریفات صورت گرفته توسط حاکمان وقت تلقی می‌شود. شهید کسی است که در راه اثبات حقانیت دین، ترویج معارف الهی و پاسداری از مکتب اهل بیت (ع) جان خود را فدا می‌کند. این مفهوم با ارزش‌هایی چون «ایثار» و «فداکاری» پیوند ناگسستنی دارد؛ ارزش‌هایی که در آن‌ها، فرد، جان، مال و منافع دنیوی خود را بر منافع مادی و زودگذر ترجیح می‌دهد تا ارزش‌های والاتر و ابدی را حفظ و پاسداری کند. این رویکرد کلامی، شهادت را ابزاری برای دفاع از حقیقت و اثبات حقانیت دین در برابر شبهات و انحرافات می‌داند. (منابع: کتب کلامی شیعه، آثار علامه حلی، خواجه نصیرالدین طوسی)


صاحب تفسیر مراغی که از علمای اهل سنت است، می‌گوید: مراد از وسیله در این آیه شریفه چیزی است که برای جلب رضایت خدا و تقرب به او، به آن توسل جسته می‌شود. وسپس حدیثی را از [[صحیح بخاری]] و سایر کتاب‌های سنن نقل می‌کند که رسول خدا(ص) در آن وسیله قرار داده شده است. در این حدیث پیامبر خدا(ص) فرموده است: {{متن عربی|من قال حین یسمع النداء (الاذان) اللهم رب هذاه الدعوه التامه و الصلاه القائمه آت محمدا الوسیله والفضیله و ابعثه المقام المحمود الذی وعدته، حلت له شفاعتی یوم القیامه<ref>مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیر المراغی، ج۶ص۱۰۹، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، بی‌تا.</ref> {ترجمه= هر کسی در هنگام شنیدن اذان بگوید: خداوندا! ای پروردگار این دعوت کامل و نماز برپاشده، حضرت محمد(ص) را دستاویز و وسیله بگردان و به او فضیلت عطا کن و اورا به جایگاه ستوده‌ای که وعده‌اش دادی برانگیز، در روز قیامت شفاعت من بر ای او حلال می‌گردد}}.
'''نظریات فقهی:'''


این حدیث به روشنی دلالت دارد که خود پیامبر خدا وسیله تقرب به خدا است و به همین علت به خواست خداوند دارای مقام محمود بوده تا در روز قیامت برای آمرزش گناهان مؤمنین شفیع قرار داده شود و او هم از آنان شفاعت کند. پس توسّل هرگز موجب شرک و کفر نمی‌شود اگر چنین بود وسیله قرار گرفتن پیامبر اسلام(ص) موجب کفر و شرک می‌گردید.
از منظر فقه شیعه، شهادت‌طلبی تابع احکام کلی جهاد و قواعد شرعی مربوط به آن است. جهاد در اسلام به طور کلی بر دو قسم است: جهاد ابتدایی، که برای گسترش اسلام و یا مقابله با ظلم در زمانی که شرایط آن فراهم باشد (و غالباً با حضور معصوم (ع) معنا می‌یابد)، و جهاد دفاعی، که در برابر تجاوز دشمن به سرزمین‌های اسلامی، یا برای دفاع از جان، مال، ناموس و ارزش‌های دینی و انسانی واجب است. شهادت‌طلبی، در بسیاری از موارد، در چارچوب جهاد دفاعی معنا پیدا می‌کند، یا در شرایط اضطراری که مقابله با ظلم و فساد بدون فداکاری نهایی ممکن نیست.


== جواز توسل به متوفی در روایت ==
فقهای شیعه همواره بر اصل «حفظ نفس» تأکید فراوان دارند. این اصل، یکی از ضروریات دین اسلام و از مقاصد شریعت است که حفظ جان انسان را در اولویت قرار می‌دهد. بنابراین، شهادت‌طلبی نباید به معنای نادیده گرفتن یا بی‌ارزش شمردن این اصل تلقی شود. بلکه در مواردی خاص و استثنایی، که بقای دین، عزت مسلمین، حفظ ارزش‌های الهی و کرامت انسانی متوقف بر فداکاری نهایی باشد، و هیچ راه دیگری برای حفظ این مقدسات وجود نداشته باشد، شهادت و جانبازی، رجحان یافته و حتی ممکن است به وجوب شرعی تبدیل شود. این امر یک محاسبه دقیق ارزشی است که در آن، حفظ ارزش‌های معنوی و ابدی، بر بقای فانی و گذرا در این دنیا ترجیح داده می‌شود.
افزون بر اینکه هیچ شائبه شرک و کفر در توسل وجود ندارد، توسل به پیغمبر اکرم(ص) بعد از وفات او دلیل روشنی بر جواز این نوع توسل است. نقل شده است که قحطی شدیدی در مدینه پیش آمد. گروهی از مردم نزد عایشه رفته و چاره جویی خواستند، [[عایشه]] گفت: بروید کنار قبر پیغمبر(ص)، سوراخی در بالای سقف بالای قبر بکنید به طوری که آسمان از آنجا دیده شود و منتظر نتیجه باشید، رفتند و آن سقف را سوراخ کردند به طوری که آسمان دیده می‌شد، باران فراوانی به باریدن گرفت به قدری که بعد از مدّتی بیابان‌ها سر سبز شد و شتران چاق و فربه شدند.<ref>دارمی عبدالله بن بهرام، سنن دارمی، ج۱، ص۴۴، مطبعه الإعتدال، دمشق، ۱۳۴۹.</ref>


== توسل امام شافعی به اهل بیت پیامبر(ص) ==
فتاوای فقها، میان شهادت در راه خدا که عملی ارزشمند و گاه واجب است، و انتحار (خودکشی) که عملی حرام و گناهی کبیره است، تمایز قاطع قائل می‌شوند. انتحار، تسلیم شدن در برابر مشکلات و ناامیدی از رحمت الهی است، در حالی که شهادت، اوج رشادت، فداکاری و تسلیم در برابر اراده الهی در دفاع از حق است. (منابع: کتب فقهی مانند «شرایع الاسلام» محقق حلی، «جواهر الکلام» نجفی، «تحریر الوسیله» امام خمینی)
ابن حجر مکّی در صواعق المحرقه از امام شافعی پیشوای معروف اهل سنت نقل می‌کند که [[امام شافعی]] به [[اهل بیت]] پیغمبر(ص) توسّل می‌جست و این شعر معروف را از او نقل می‌کند:


{{شعر| آل النبی ذریعتی | و هم الیه وسیلتی| خاندان پیغمبر اکرم(ص) وسیله منند| آنها در پیشگاه او سبب تقرّب من هستند}}
'''۳. سازگاری شهادت‌طلبی با دیگر اصول شیعی'''
{{شعر| ارجوا بهم أعطی غداً| بید الیمین صحیفتی| امیدوارم فردای قیامت به سبب آنها| نامه اعمال من به دست راست من سپرده شود}}<ref>نبمانی، یوسف بن اسماعیل، شواهد الحق فی الإستفاثه بسید الخلق(ص) ص۱۶۷، اوفست/حسین حلمی ین سعید استانبولی.</ref>
 
شهادت‌طلبی در تشیع، نه تنها با اصول بنیادین این مکتب در تضاد نیست، بلکه در بسیاری از موارد، جلوه‌ای از تحقق و عینیت بخشیدن به این اصول است.
 
'''اصل عدالت:'''
 
بسیاری از قیام‌ها و مبارزاتی که در تاریخ شیعه به شهادت ختم شده‌اند، در راستای برقراری عدالت، مبارزه با ظلم و ستم و احقاق حقوق ستمدیدگان صورت گرفته‌اند. قیام امام حسین (ع) در کربلا، که نماد بارز شهادت‌طلبی است، با هدف «طلب الاصلاح فی امت جدی» (اصلاح امت جدم) و «اراده خدا» و «امر به معروف و نهی از منکر» صورت گرفت. (منابع: وصیت‌نامه امام حسین (ع)، الخطبة الاولی فی کربلا). این امر نشان می‌دهد که شهادت‌طلبی، گاه ابزاری ضروری و مقدس برای تحقق عدالت در برابر حاکمان ظالم و فاسد است و هنگامی که راه‌های مسالمت‌آمیز به نتیجه نرسد، فداکاری جان، لازمه برقراری عدل الهی می‌شود.
 
'''اصل رحمت و حفظ نفس:'''
 
همانطور که در بخش فقهی اشاره شد، اسلام به حفظ نفس انسانی و کرامت او بسیار اهمیت می‌دهد. اما این اصل در مواقعی که حفظ ارزش‌های والاتر، مانند حفظ دین، کیان امت اسلامی، کرامت انسانی و استقرار عدالت، مستلزم فداکاری و جانبازی باشد، تعدیل و مقید می‌شود. شهادت‌طلبی، به معنای نادیده گرفتن اصل حفظ نفس نیست، بلکه در شرایط اضطرار و زمانی که حفظ مقدسات و آرمان‌ها، تنها با فدا شدن ممکن باشد، این فداکاری بر بقای ظاهری در شرایط ذلت و ستم ترجیح داده می‌شود. این فداکاری، خود تجلی رحمت الهی و عشق به حقیقت است که فرد را قادر می‌سازد تا از جان خود در راه هدفی متعالی بگذرد، نه یک میل به نابودی یا خودآزاری.
 
'''اصل امر به معروف و نهی از منکر:'''
 
این فریضه الهی، یکی از پایه‌های اساسی در جامعه اسلامی است و گاه مستلزم تحمل سختی‌ها، فداکاری‌ها و حتی شهادت است. زمانی که انحرافات، مفاسد و منکرات به حدی فراگیر می‌شوند که سکوت در برابر آن‌ها، به معنای تایید ظلم، تباهی جامعه و از بین رفتن ارزش‌های دینی است، و هیچ راه دیگری برای مقابله با آن، حتی به قیمت جان، وجود ندارد، شهادت‌طلبی در راستای انجام این فریضه الهی معنا و مفهوم پیدا می‌کند. قیام عاشورا، بزرگترین و گویاترین نمونه امر به معروف و نهی از منکر است که به شهادت سرور آزادگان و خاندان پاکش انجامید، و این حرکت، الگویی ماندگار برای مبارزه با ظلم و فساد در طول تاریخ شد. (منابع: سخنان امام حسین (ع) پیش از قیام)
 
'''اصل تقیه:'''
 
تقیه، به معنای پنهان کردن عقیده واقعی یا تظاهر به عقیده‌ای مخالف برای حفظ جان در شرایط اختناق، فشار و خطر شدید است. این اصل، ابزاری برای حفظ بقای فرد و دین در جوامع ستمگر است. اما شهادت‌طلبی، در مواردی رخ می‌دهد که دیگر امکان تقیه وجود ندارد، یا حفظ دین، ارزش‌ها و آرمان‌ها، مستلزم فداکاری نهایی است و بقا در آن شرایط، با ذلت و تضییع دین همراه است. بنابراین، تقیه و شهادت‌طلبی، دو ابزار متفاوت برای حفظ دین در شرایط گوناگون هستند. تقیه برای بقا و حفظ دین در شرایط دشوار و پرخطر است، و شهادت‌طلبی برای دفاع از آرمان‌ها و اصول در جایی که بقا با اصول منافات داشته باشد و فداکاری، راهی برای حفظ عزت و حقیقت باشد.
 
'''۴. نقد و بررسی دیدگاه‌های انحرافی'''
 
مفهوم متعالی و ارزشمند شهادت‌طلبی در تشیع، متأسفانه گاه مورد سوءاستفاده گروه‌های افراطی و انحرافی قرار گرفته است. این گروه‌ها با برداشت‌های نادرست و وارونه از آموزه‌های دینی، اقدام به ترویج خشونت‌های بی‌رویه، اقدامات تروریستی و انتحاری کرده‌اند که هیچ سنخیتی با تعالیم اصیل اسلام و سیره نورانی اهل بیت (ع) ندارد. این گونه اقدامات، که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه، تخریب چهره دین مبین اسلام و ایجاد تفرقه صورت می‌گیرد، نه تنها با روح حقیقی شهادت‌طلبی سازگار نیست، بلکه مصداق بارز «افساد فی الارض» و حرمت شرعی انتحار و خودکشی محسوب می‌شود.
 
خشونت‌گرایی افراطی، تروریسم و اقداماتی که منجر به ریخته شدن خون بی‌گناهان می‌شود، از دیدگاه قاطبه علمای شیعه، به شدت مردود، مطرود و حرام است. شهادت‌طلبی اصیل، مبتنی بر آگاهی عمیق دینی، هدف الهی و مقدس، دفاع مشروع در چارچوب موازین شرعی و اخلاقی، و غالباً در شرایط اضطرار و ناچاری رخ می‌دهد. در مقابل، خشونت‌های افراطی، اغلب با جهل، تعصبات کور، انگیزه‌های سیاسی یا جناحی، و بدون توجه به اصول اخلاقی و دینی همراه است و صرفاً منجر به تباهی و تباهی بیشتر می‌شود. بنابراین، تمایز قاطع میان شهادت‌طلبیِ مبتنی بر آموزه‌های ناب دینی و خشونت‌گراییِ افراطی و تروریستی، امری کاملاً ضروری و حیاتی است تا بتوان از آموزه‌های دینی در برابر تحریف و سوءاستفاده محافظت کرد.
 
'''منابع:'''
 
* '''قرآن کریم:''' آیات ذکر شده در متن (مانند آل عمران ۱۶۹، حج ۳۹).
* '''نهج البلاغه:''' خطبه‌ها، نامه‌ها و کلمات قصار امیرالمؤمنین (ع) در باب جهاد، عدالت، ستم‌ستیزی و اهمیت شهادت.
 
'''کتب روایی شیعه:'''
 
* «الکافی» اثر شیخ محمد بن یعقوب کلینی (مخصوصاً ابواب جهاد، فضیلت شهادت، امر به معروف و نهی از منکر).
* «من لایحضره الفقیه» اثر شیخ صدوق.
* «تهذیب الاحکام» و «الاستبصار» اثر شیخ طوسی.
* «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار» اثر علامه محمدباقر مجلسی (مخصوصاً مجلدات مربوط به جهاد، کربلا و فضائل).
* «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه» اثر شیخ حر عاملی (مخصوصاً ابواب جهاد و امر به معروف و نهی از منکر).
 
'''کتب تاریخی و مقاتل:'''
 
* «مقتل الحسین» اثر ابومخنف (و سایر منابع معتبر تاریخی واقعه کربلا).
* «الملهوف علی قتلی الطفوف» اثر سید بن طاووس.
 
'''کتب کلامی شیعه:'''
 
* آثار علمای بزرگ شیعه مانند شیخ مفید، سید مرتضی علم الهدی، شیخ طوسی، علامه حلی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه طباطبایی و دیگر متکلمان برجسته.
 
'''کتب فقهی:'''
 
* «شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام» اثر محقق حلی.
* «جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام» اثر شیخ محمدحسن نجفی.
* «تحریر الوسیله» اثر امام خمینی (ره) (مخصوصاً مباحث مربوط به جهاد و امر به معروف و نهی از منکر).
* رساله‌های عملیه فقهای عظام شیعه.


== منابع ==
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
مجموعه آثار<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجموعه آثار|نام=مرتضی|نام خانوادگی=مطهری|جلد=22|صفحه=۷۶۴و۷۶۵|سال=۱۳۸۹}}</ref> الکافی<ref name=":0">{{یادکرد کتاب|عنوان=الکافی|سال=1363|نام=محمد بن یعقوب|نام خانوادگی=کلینی|ناشر=دار الکتب الإسلامیة|صفحه‌ها=11|مکان=تهران}}</ref> المیزان فی تفسیر القرآن<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المیزان فی تفسیر القرآن|نام=محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|ناشر=مؤسسة الأعلمي للمطبوعات|جلد=5|صفحه=255|مکان=بیروت}}</ref> مفردات<sup><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفردات|صفحه=۶۴۳|نام خانوادگی=راغب اصفهانی|سال=۱۴۱۲|مکان=دمشق|نام=حسین بن محمد|ناشر=دارالقلم|کوشش=صفوان داودى}}</ref></sup> شرح منظومه<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=شرح منظومه|صفحه=۸۴|نام خانوادگی=سبزوارى|سال=۱۴۱۷|مکان=تهران|نام=هادی|ناشر=دارالكتب الاسلامية|کوشش=حسن زاده آملى}}</ref>  نثر طوبى<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نثر طوبى|صفحه=270|نام خانوادگی=شعرانی|سال=۱۳۹۸|مکان=تهران|نام=ابوالحسن|جلد=2|ناشر=دارالكتب الاسلامية}}</ref> عروةالوثقی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=عروةالوثقی|سال=١٤١٧|نام=سید محمد کاظم|نام خانوادگی=طباطبائی یزدی|صفحه=4}}</ref> الصحاح<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الصحاح|سال=۱۴۰۷|نام خانوادگی=الجوهری|ناشر=دارالعلم للملایین|جلد=2|صفحه=۷۸۳|مکان=بیروت|کوشش=عبدالغفور العطاری}}</ref> لسان العرب<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=لسان العرب|سال=۱۴۰۸|نام=محمد بن مکرم|نام خانوادگی=ابن منظور|ناشر=دار احیاء التراث العربی|جلد=5|صفحه=65|مکان=بیروت|کوشش=علی شیری}}</ref> تفسير العياشی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسير العياشی|نام=محمد بن مسعود|نام خانوادگی=عياشی|جلد=2|صفحه=208}}</ref> استفتاءات خمینی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=استفتاءات|سال=1392|نام=روح الله|نام خانوادگی=خمینی|ناشر=مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)|صفحه=7|مکان=تهران}}</ref> المنجد<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المنجد|نام=علی|نام خانوادگی=هنایی|صفحه=۹۰۰|فصل=ماده وسل}}</ref> الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة|نام=اسماعیل بن حماد|نام خانوادگی=جوهری|فصل=ذیل واژه «وسل»}}</ref> التأمل فی حقیقة التوسل<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=التأمل فی حقیقة التوسل|سال=۱۴۲۸|نام=عیسی بن عبدالله|نام خانوادگی=حمیری|صفحه=16}}</ref> پاسخ به شبهات وهابیت<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=پاسخ به شبهات وهابیت|سال=۱۳۸۶|نام=سیدحسن|نام خانوادگی=طاهری خرم آبادی|ناشر=دفتر انتشارات اسلامی|جلد=2|مکان=قم}}</ref> اصول کافی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=اصول کافی|سال=1365|نام=محمدبن یعقوب|نام خانوادگی=کلینی|ناشر=دارالکتب اسلامیه|صفحه=183|مکان=تهران}}</ref> عدل الهی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=عدل الهی|سال=1402|نام=مرتضی|نام خانوادگی=مطهری|ناشر=صدرا|صفحه=۲۳۹|مکان=تهران}}</ref> آیین وهابیت<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=آیین وهابیت|سال=۱۳۷۵|نام=جعفر|نام خانوادگی=سبحانی تبریزی|ناشر=جامعه مدرسین حوزه علمیه قم|صفحه=۱۴۶|مکان=قم}}</ref> مجموع فتاوی ابن‌باز<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجموع فتاوی ابن‌باز|سال=۱۴۲۰|نام=عبد العزيز بن عبد الله|نام خانوادگی=ابن‌باز|جلد=5|صفحه=322}}</ref> شفاء السقام في زيارة خير الأنام<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=شفاء السقام في زيارة خير الأنام|سال=1419|نام=علی بن عبد الکافی|نام خانوادگی=سبکی|ناشر=دار المصطفی|صفحه=۳۰۵}}</ref> وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى|سال=۱۴۱۹|نام=علی ‌بن‌ عبدالله‌|نام خانوادگی=سمهودی|ناشر=مؤسسة الفرقان للتراث الإسلامی|جلد=4|صفحه=۱۹۶|مکان=عربستان}}</ref> صحیح بخاری<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=صحیح بخاری|سال=۱۴۲۲|نام=محمد بن اسماعیل|نام خانوادگی=بخاری|جلد=2|صفحه=27}}</ref> التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء|نام خانوادگی=سبحانی|نام=جعفر|مکان=قم|ناشر=نشر مشعر|سال=۱۳۷۴|صفحه=8۲}}</ref> تفسیر قمی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر قمی|سال=۱۴۰۴|نام=علی بن ابراهیم|نام خانوادگی=قمی|ناشر=دار الکتاب|صفحه=۱۶۸|مکان=قم}}</ref> البرهان في تفسير القرآن<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=البرهان في تفسير القرآن|نام خانوادگی=بحرانی|سال=۱۴۱۵|صفحه=۲۹۲|ناشر=بنياد بعثت. مرکز چاپ و نشر|مکان=قم|جلد=2|نام=هاشم بن سلیمان}}</ref> بحار الانوار<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=بحار الانوار|سال=۱۴۰۳|نام=محمدباقر بن محمدتقی|نام خانوادگی=علامه مجلسی|جلد=102|صفحه=۲۴۷و۲۴۹}}</ref> التبیان<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=التبيان فی تفسير القرآن|نام خانوادگی=شیخ طوسی|نام=محمد بن حسن|صفحه=213|ناشر=دار إحیاء التراث العربی|مکان=بیروت}}</ref>
{{شاخه
 
  | شاخه اصلی = ادیان و مذاهب
______________________________________________________________________________
  | شاخه فرعی۱ =اسلام
 
  | شاخه فرعی۲ =وهابیت
'''پانویس'''
| شاخه فرعی۳ =
* ژورنال<ref>{{پک|حقانی فضل|۱۳۹۱|ک=نقد و نظر|ف=جابر جعفی؛ غالی یا متهم به غلو}}</ref>
}}
*کتاب<ref>{{پک|شیخ صدوق|1404|ک=توحید صدوق|ص=150}}</ref>
{{تکمیل مقاله
*وب بدون نویسنده (فارسی)<ref>{{پک/بن|تست|ک=خبرگزاری ایسنا|ف=ترس و امید شیعیان از زندگی تحت لوای حاکمان جدید سوریه؛ بر علویان چه می‌گذرد؟|زبان=}}</ref> (انگلیسی)<ref>{{پک/بن|DAFTAR|ک=Pusat Pelaporan dan Analisis Transaksi Keuangan|ف=DAFTAR TERDUGA TERORIS DAN ORGANISASI TERORIS No. DTTOT|زبان=en}}</ref> (عربی)<ref>{{پک/بن|huffpost|ک=huffpost arabi|ف=الجولانی قائداً مؤقتاً لهیئة "تحریر الشام"|زبان=ar}}</ref>
  | شناسه =شد
'''منبع'''
  | تیترها =شد
*'''ژورنال:''' {{یادکرد ژورنال|نام۱=یوسف|نام خانوادگی۱=فاری|دوره=هفدهم|شماره=سی و سوم|صفحات=۲۱۵–۲۳۳|عنوان=بررسی ساختار|تاریخ=۱۳۹۷|ژورنال=مطالعات ایرانی|پیوند=http://ensani.ir/fa/article/385529/}}
  | ویرایش =
*'''کتاب:''' {{یادکرد کتاب|عنوان=تاریخ نیشابور|سال=۱۳۳۲|پیوند=|نام=احمد بن محمد|نام خانوادگی=حاکم نیشابوری|پیوند نویسنده=|ناشر=ابن سینا|مکان=تهران|کوشش=بهمن کریمی|مترجم=گودرزی، محمد}}
| لینک‌دهی =شد
*'''وب:''' {{یادکرد وب|عنوان=کتابشناسی امام رضا(ع)|نشانی=https://bokroom.ir/news/31729/کتاب-شناسی-امام-رضا-ع|تاریخ=۱۳۹۴|تاریخ بازبینی=10 مهر 1399|شناسه={{شناسه یادکرد|پاتوق۱}}|نویسنده=پاتوق کتاب فردا|کد زبان=|وبگاه=bokroom.ir}}
| ناوبری =
| نمایه =
| تغییر مسیر =
| ارجاعات =
| ارزیابی کمی =
| تکمیل =
| اولویت =ب
| کیفیت =الف
}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۴۹

متن شهادت‌طلبی

اجمالی:

شهادت‌طلبی در متون شیعی، مفهومی رفیع و ارزشمند است که ریشه در آموزه‌های قرآنی و سیره اهل بیت (ع) دارد. این مفهوم به معنای مردن صرف نیست، بلکه اوج ایثار و فداکاری در راه حق، عدالت و آرمان‌های الهی است. قرآن کریم و روایات معصومین (ع) جایگاه ویژه‌ای برای شهیدان قائل شده و آنان را زندگانی جاوید در نزد پروردگار معرفی کرده‌اند. شهادت‌طلبی در تشیع، غالباً در بستر «دفاع» از دین، ارزش‌های انسانی و مقابله با ظلم معنا می‌یابد، که نمونه بارز آن، قیام امام حسین (ع) در کربلاست. این مفهوم با اصول بنیادین شیعه همچون عدالت، رحمت، امر به معروف و نهی از منکر سازگاری کامل دارد و هرگز به معنای ترویج خشونت بی‌هدف یا انتحار نیست. برداشت‌های انحرافی و افراطی که منجر به خشونت‌های تروریستی می‌شود، هیچ سنخیتی با آموزه‌های اصیل شیعی ندارد و از دیدگاه فقه و کلام شیعه مردود است.

۱. مفهوم‌شناسی شهادت‌طلبی در تشیع

در فرهنگ اسلامی و به ویژه در مکتب تشیع، «شهادت» مقامی بس رفیع و ارزشمند محسوب می‌شود که فراتر از مفهوم صرف «مردن» است. شهادت، به معنای کشته شدن در راه خدا، حق، حقیقت و آرمان‌های مقدس است؛ به عبارتی، بذل جان در مسیر پاسداری از ارزش‌های الهی و انسانی. درک صحیح و عمیق شهادت‌طلبی در تشیع، نیازمند بازگشت به ریشه‌های قرآنی و روایی آن است که بنیان‌های این مفهوم را تشکیل می‌دهند.

ریشه‌های قرآنی:

قرآن کریم به کرات از جایگاه والا و منحصر به فرد شهیدان سخن گفته و فضیلت آنان را ستوده است. یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آیاتی که به این موضوع اشاره دارد، آیه ۱۶۹ سوره آل عمران است: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.» (قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۶۹). این آیه شریفه به روشنی بیان می‌دارد که شهیدان، هرگز مرده نیستند، بلکه آنان زندگانی ابدی یافته و در نزد پروردگارشان روزی می‌خورند. این تعبیر از «حیات» و «رزق» برای شهیدان، نشان‌دهنده مراتبی از وجود و نعمت‌های اخروی است که از درک معمول انسان‌ها فراتر است و بر جایگاه ممتاز آنان نزد خالق دلالت دارد.

علاوه بر این، قرآن کریم در آیات متعددی، مؤمنان را به ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از حق و مبارزه با ستمگران فرا می‌خواند. به عنوان نمونه، آیه ۳۹ سوره حج، به مؤمنان اجازه نبرد با کسانی را می‌دهد که مورد ستم قرار گرفته‌اند و در تنگنا قرار داده شده‌اند: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ.» (قرآن کریم، سوره حج، آیه ۳۹). این آیه، مبنای فقهی و شرعی برای دفاع مشروع را فراهم می‌آورد و در بستری وسیع‌تر، راه را برای مفهوم شهادت در راه حق هموار می‌سازد. این آیات، مؤمنان را به پاسداری از ارزش‌های دینی و انسانی تشویق کرده و در شرایطی که تجاوز و ستمی روا داشته می‌شود، اجازه مقابله و دفاع را صادر می‌کنند.

مفهوم شهادت در روایات:

در منابع روایی شیعه، احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) در فضیلت و عظمت شهادت نقل شده است. این روایات، شهادت را گاه «اکمال دین» و گاه «بهترین مرگ‌ها» توصیف کرده‌اند. این تعابیر، نشان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده شهادت در نگاه دین و اهل بیت (ع) است. به عنوان مثال، در منابع روایی معتبر شیعه مانند کتاب «الکافی» اثر کلینی و «بحارالانوار» اثر علامه مجلسی، احادیث بسیاری وجود دارد که بر عظمت مقام شهیدان، پاداش اخروی آنان و جایگاه ویژه‌شان در نزد خداوند تأکید دارد. این روایات، شهادت را اوج ایثار، فداکاری، شجاعت و تسلیم در راه خدا معرفی می‌کنند و آن را قله‌ای از کمال معنوی می‌شمارند. (کتب روایی اربعه، بحارالانوار)

تمایز میان شهادت و انتحار:

نکته حائز اهمیت در درک مفهوم شهادت‌طلبی، تمایز قاطع میان «شهادت» و «انتحار» (خودکشی) است. در دین مبین اسلام، خودکشی به شدت مذموم، حرام و گناهی نابخشودنی تلقی شده است. دلیل این حرمت، آن است که نفس انسان امانتی الهی است و انسان حق ندارد به اراده خود، به این امانت خیانت کند یا آن را از بین ببرد. این اصل، بیانگر احترام اسلام به جان انسان و ارزش حیات است. اما شهادت، کشته شدن در راه آرمان‌های الهی، دفاع از حق، مقابله با ستم و در مصاف با دشمنان دین و حقیقت است. شهادت‌طلبی در دیدگاه شیعه، هرگز به معنای میل افراطی و ناپسند به مردن یا تمایل به خودکشی نیست، بلکه در شرایطی خاص، به عنوان پاسخی مشروع، شرافتمندانه و گاه ضروری در برابر ظلم، ستم و انحراف، و در جهت حفظ ارزش‌های دینی، اخلاقی و انسانی معنا می‌یابد. این عمل، فداکاری آگاهانه در راه هدفی مقدس است، نه خودفریبی و نابودی.

شهادت‌طلبی به مثابه دفاع:

بسیاری از روایات، وقایع تاریخی و سیره عملی ائمه اطهار (ع)، شهادت‌طلبی را در بستر «دفاع» تفسیر می‌کنند. این دفاع می‌تواند شامل دفاع از حریم دین، دفاع از اهل بیت (ع) و خاندان پیامبر، دفاع از ارزش‌های اخلاقی و انسانی، یا مقابله با حکومت‌های ظالم و ستمگر باشد. قیام امام حسین (ع) در کربلا، مشهورترین، گویاترین و ماندگارترین نمونه شهادت‌طلبی در تاریخ تشیع است. در این قیام، امام حسین (ع) برای مقابله با انحراف از مسیر دین، احیای ارزش‌های الهی و جلوگیری از ترویج بدعت‌ها و ظلم، جان خود، خانواده و یارانش را فدا کرد. این امر نشان می‌دهد که شهادت‌طلبی در تشیع، غالباً واکنشی قهرمانانه و از سر ناچاری در برابر ستم، انحراف و تباهی است، نه یک دعوت به خشونت بی‌هدف یا میل به نابودی. (منابع: مقتل الحسین، نهج البلاغه)

۲. ابعاد کلامی و فقهی شهادت‌طلبی

مفهوم شهادت‌طلبی در تشیع، تنها یک مفهوم اخلاقی یا معنوی نیست، بلکه دارای ابعاد عمیق کلامی و فقهی است که به درک بهتر و صحیح‌تر آن کمک شایانی می‌کند.

دیدگاه‌های کلامی:

در علم کلام شیعه، شهادت جایگاه ویژه‌ای دارد، به ویژه در مباحث مربوط به امامت، ولایت و ماهیت دین. قیام امام حسین (ع) و شهادت ایشان و یارانشان، به عنوان مصداق بارز شهادت‌طلبی، نه تنها یک حرکت سیاسی و اجتماعی، بلکه تلاشی عمیق کلامی برای حفظ ماهیت دین اسلام، مقابله با بدعت‌ها، انحرافات و تحریفات صورت گرفته توسط حاکمان وقت تلقی می‌شود. شهید کسی است که در راه اثبات حقانیت دین، ترویج معارف الهی و پاسداری از مکتب اهل بیت (ع) جان خود را فدا می‌کند. این مفهوم با ارزش‌هایی چون «ایثار» و «فداکاری» پیوند ناگسستنی دارد؛ ارزش‌هایی که در آن‌ها، فرد، جان، مال و منافع دنیوی خود را بر منافع مادی و زودگذر ترجیح می‌دهد تا ارزش‌های والاتر و ابدی را حفظ و پاسداری کند. این رویکرد کلامی، شهادت را ابزاری برای دفاع از حقیقت و اثبات حقانیت دین در برابر شبهات و انحرافات می‌داند. (منابع: کتب کلامی شیعه، آثار علامه حلی، خواجه نصیرالدین طوسی)

نظریات فقهی:

از منظر فقه شیعه، شهادت‌طلبی تابع احکام کلی جهاد و قواعد شرعی مربوط به آن است. جهاد در اسلام به طور کلی بر دو قسم است: جهاد ابتدایی، که برای گسترش اسلام و یا مقابله با ظلم در زمانی که شرایط آن فراهم باشد (و غالباً با حضور معصوم (ع) معنا می‌یابد)، و جهاد دفاعی، که در برابر تجاوز دشمن به سرزمین‌های اسلامی، یا برای دفاع از جان، مال، ناموس و ارزش‌های دینی و انسانی واجب است. شهادت‌طلبی، در بسیاری از موارد، در چارچوب جهاد دفاعی معنا پیدا می‌کند، یا در شرایط اضطراری که مقابله با ظلم و فساد بدون فداکاری نهایی ممکن نیست.

فقهای شیعه همواره بر اصل «حفظ نفس» تأکید فراوان دارند. این اصل، یکی از ضروریات دین اسلام و از مقاصد شریعت است که حفظ جان انسان را در اولویت قرار می‌دهد. بنابراین، شهادت‌طلبی نباید به معنای نادیده گرفتن یا بی‌ارزش شمردن این اصل تلقی شود. بلکه در مواردی خاص و استثنایی، که بقای دین، عزت مسلمین، حفظ ارزش‌های الهی و کرامت انسانی متوقف بر فداکاری نهایی باشد، و هیچ راه دیگری برای حفظ این مقدسات وجود نداشته باشد، شهادت و جانبازی، رجحان یافته و حتی ممکن است به وجوب شرعی تبدیل شود. این امر یک محاسبه دقیق ارزشی است که در آن، حفظ ارزش‌های معنوی و ابدی، بر بقای فانی و گذرا در این دنیا ترجیح داده می‌شود.

فتاوای فقها، میان شهادت در راه خدا که عملی ارزشمند و گاه واجب است، و انتحار (خودکشی) که عملی حرام و گناهی کبیره است، تمایز قاطع قائل می‌شوند. انتحار، تسلیم شدن در برابر مشکلات و ناامیدی از رحمت الهی است، در حالی که شهادت، اوج رشادت، فداکاری و تسلیم در برابر اراده الهی در دفاع از حق است. (منابع: کتب فقهی مانند «شرایع الاسلام» محقق حلی، «جواهر الکلام» نجفی، «تحریر الوسیله» امام خمینی)

۳. سازگاری شهادت‌طلبی با دیگر اصول شیعی

شهادت‌طلبی در تشیع، نه تنها با اصول بنیادین این مکتب در تضاد نیست، بلکه در بسیاری از موارد، جلوه‌ای از تحقق و عینیت بخشیدن به این اصول است.

اصل عدالت:

بسیاری از قیام‌ها و مبارزاتی که در تاریخ شیعه به شهادت ختم شده‌اند، در راستای برقراری عدالت، مبارزه با ظلم و ستم و احقاق حقوق ستمدیدگان صورت گرفته‌اند. قیام امام حسین (ع) در کربلا، که نماد بارز شهادت‌طلبی است، با هدف «طلب الاصلاح فی امت جدی» (اصلاح امت جدم) و «اراده خدا» و «امر به معروف و نهی از منکر» صورت گرفت. (منابع: وصیت‌نامه امام حسین (ع)، الخطبة الاولی فی کربلا). این امر نشان می‌دهد که شهادت‌طلبی، گاه ابزاری ضروری و مقدس برای تحقق عدالت در برابر حاکمان ظالم و فاسد است و هنگامی که راه‌های مسالمت‌آمیز به نتیجه نرسد، فداکاری جان، لازمه برقراری عدل الهی می‌شود.

اصل رحمت و حفظ نفس:

همانطور که در بخش فقهی اشاره شد، اسلام به حفظ نفس انسانی و کرامت او بسیار اهمیت می‌دهد. اما این اصل در مواقعی که حفظ ارزش‌های والاتر، مانند حفظ دین، کیان امت اسلامی، کرامت انسانی و استقرار عدالت، مستلزم فداکاری و جانبازی باشد، تعدیل و مقید می‌شود. شهادت‌طلبی، به معنای نادیده گرفتن اصل حفظ نفس نیست، بلکه در شرایط اضطرار و زمانی که حفظ مقدسات و آرمان‌ها، تنها با فدا شدن ممکن باشد، این فداکاری بر بقای ظاهری در شرایط ذلت و ستم ترجیح داده می‌شود. این فداکاری، خود تجلی رحمت الهی و عشق به حقیقت است که فرد را قادر می‌سازد تا از جان خود در راه هدفی متعالی بگذرد، نه یک میل به نابودی یا خودآزاری.

اصل امر به معروف و نهی از منکر:

این فریضه الهی، یکی از پایه‌های اساسی در جامعه اسلامی است و گاه مستلزم تحمل سختی‌ها، فداکاری‌ها و حتی شهادت است. زمانی که انحرافات، مفاسد و منکرات به حدی فراگیر می‌شوند که سکوت در برابر آن‌ها، به معنای تایید ظلم، تباهی جامعه و از بین رفتن ارزش‌های دینی است، و هیچ راه دیگری برای مقابله با آن، حتی به قیمت جان، وجود ندارد، شهادت‌طلبی در راستای انجام این فریضه الهی معنا و مفهوم پیدا می‌کند. قیام عاشورا، بزرگترین و گویاترین نمونه امر به معروف و نهی از منکر است که به شهادت سرور آزادگان و خاندان پاکش انجامید، و این حرکت، الگویی ماندگار برای مبارزه با ظلم و فساد در طول تاریخ شد. (منابع: سخنان امام حسین (ع) پیش از قیام)

اصل تقیه:

تقیه، به معنای پنهان کردن عقیده واقعی یا تظاهر به عقیده‌ای مخالف برای حفظ جان در شرایط اختناق، فشار و خطر شدید است. این اصل، ابزاری برای حفظ بقای فرد و دین در جوامع ستمگر است. اما شهادت‌طلبی، در مواردی رخ می‌دهد که دیگر امکان تقیه وجود ندارد، یا حفظ دین، ارزش‌ها و آرمان‌ها، مستلزم فداکاری نهایی است و بقا در آن شرایط، با ذلت و تضییع دین همراه است. بنابراین، تقیه و شهادت‌طلبی، دو ابزار متفاوت برای حفظ دین در شرایط گوناگون هستند. تقیه برای بقا و حفظ دین در شرایط دشوار و پرخطر است، و شهادت‌طلبی برای دفاع از آرمان‌ها و اصول در جایی که بقا با اصول منافات داشته باشد و فداکاری، راهی برای حفظ عزت و حقیقت باشد.

۴. نقد و بررسی دیدگاه‌های انحرافی

مفهوم متعالی و ارزشمند شهادت‌طلبی در تشیع، متأسفانه گاه مورد سوءاستفاده گروه‌های افراطی و انحرافی قرار گرفته است. این گروه‌ها با برداشت‌های نادرست و وارونه از آموزه‌های دینی، اقدام به ترویج خشونت‌های بی‌رویه، اقدامات تروریستی و انتحاری کرده‌اند که هیچ سنخیتی با تعالیم اصیل اسلام و سیره نورانی اهل بیت (ع) ندارد. این گونه اقدامات، که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه، تخریب چهره دین مبین اسلام و ایجاد تفرقه صورت می‌گیرد، نه تنها با روح حقیقی شهادت‌طلبی سازگار نیست، بلکه مصداق بارز «افساد فی الارض» و حرمت شرعی انتحار و خودکشی محسوب می‌شود.

خشونت‌گرایی افراطی، تروریسم و اقداماتی که منجر به ریخته شدن خون بی‌گناهان می‌شود، از دیدگاه قاطبه علمای شیعه، به شدت مردود، مطرود و حرام است. شهادت‌طلبی اصیل، مبتنی بر آگاهی عمیق دینی، هدف الهی و مقدس، دفاع مشروع در چارچوب موازین شرعی و اخلاقی، و غالباً در شرایط اضطرار و ناچاری رخ می‌دهد. در مقابل، خشونت‌های افراطی، اغلب با جهل، تعصبات کور، انگیزه‌های سیاسی یا جناحی، و بدون توجه به اصول اخلاقی و دینی همراه است و صرفاً منجر به تباهی و تباهی بیشتر می‌شود. بنابراین، تمایز قاطع میان شهادت‌طلبیِ مبتنی بر آموزه‌های ناب دینی و خشونت‌گراییِ افراطی و تروریستی، امری کاملاً ضروری و حیاتی است تا بتوان از آموزه‌های دینی در برابر تحریف و سوءاستفاده محافظت کرد.

منابع:

  • قرآن کریم: آیات ذکر شده در متن (مانند آل عمران ۱۶۹، حج ۳۹).
  • نهج البلاغه: خطبه‌ها، نامه‌ها و کلمات قصار امیرالمؤمنین (ع) در باب جهاد، عدالت، ستم‌ستیزی و اهمیت شهادت.

کتب روایی شیعه:

  • «الکافی» اثر شیخ محمد بن یعقوب کلینی (مخصوصاً ابواب جهاد، فضیلت شهادت، امر به معروف و نهی از منکر).
  • «من لایحضره الفقیه» اثر شیخ صدوق.
  • «تهذیب الاحکام» و «الاستبصار» اثر شیخ طوسی.
  • «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار» اثر علامه محمدباقر مجلسی (مخصوصاً مجلدات مربوط به جهاد، کربلا و فضائل).
  • «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه» اثر شیخ حر عاملی (مخصوصاً ابواب جهاد و امر به معروف و نهی از منکر).

کتب تاریخی و مقاتل:

  • «مقتل الحسین» اثر ابومخنف (و سایر منابع معتبر تاریخی واقعه کربلا).
  • «الملهوف علی قتلی الطفوف» اثر سید بن طاووس.

کتب کلامی شیعه:

  • آثار علمای بزرگ شیعه مانند شیخ مفید، سید مرتضی علم الهدی، شیخ طوسی، علامه حلی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه طباطبایی و دیگر متکلمان برجسته.

کتب فقهی:

  • «شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام» اثر محقق حلی.
  • «جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام» اثر شیخ محمدحسن نجفی.
  • «تحریر الوسیله» اثر امام خمینی (ره) (مخصوصاً مباحث مربوط به جهاد و امر به معروف و نهی از منکر).
  • رساله‌های عملیه فقهای عظام شیعه.

منابع

مجموعه آثار[۱] الکافی[۲] المیزان فی تفسیر القرآن[۳] مفردات[۴] شرح منظومه[۵] نثر طوبى[۶] عروةالوثقی[۷] الصحاح[۸] لسان العرب[۹] تفسير العياشی[۱۰] استفتاءات خمینی[۱۱] المنجد[۱۲] الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة[۱۳] التأمل فی حقیقة التوسل[۱۴] پاسخ به شبهات وهابیت[۱۵] اصول کافی[۱۶] عدل الهی[۱۷] آیین وهابیت[۱۸] مجموع فتاوی ابن‌باز[۱۹] شفاء السقام في زيارة خير الأنام[۲۰] وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى[۲۱] صحیح بخاری[۲۲] التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء[۲۳] تفسیر قمی[۲۴] البرهان في تفسير القرآن[۲۵] بحار الانوار[۲۶] التبیان[۲۷]

______________________________________________________________________________

پانویس

منبع

  • ژورنال: فاری، یوسف (۱۳۹۷). «بررسی ساختار». مطالعات ایرانی. هفدهم (سی و سوم): ۲۱۵–۲۳۳.
  • کتاب: حاکم نیشابوری، احمد بن محمد (۱۳۳۲). تاریخ نیشابور. ترجمهٔ گودرزی، محمد. به کوشش بهمن کریمی. تهران: ابن سینا.
  • وب: پاتوق کتاب فردا (۱۳۹۴). «کتابشناسی امام رضا(ع)». bokroom.ir. دریافت‌شده در ۱۰ مهر ۱۳۹۹.
  1. مطهری، مرتضی (۱۳۸۹). مجموعه آثار. ج۲۲. ص۷۶۴و۷۶۵.
  2. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۶۳). الکافی. تهران: دار الکتب الإسلامیة. صص۱۱.
  3. طباطبایی، محمد حسین. المیزان فی تفسیر القرآن. ج۵. بیروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات. ص۲۵۵.
  4. راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲). مفردات. به کوشش صفوان داودى. دمشق: دارالقلم. ص۶۴۳.
  5. سبزوارى، هادی (۱۴۱۷). شرح منظومه. به کوشش حسن زاده آملى. تهران: دارالكتب الاسلامية. ص۸۴.
  6. شعرانی، ابوالحسن (۱۳۹۸). نثر طوبى. ج۲. تهران: دارالكتب الاسلامية. ص۲۷۰.
  7. طباطبائی یزدی، سید محمد کاظم (١٤١٧). عروةالوثقی. ص۴.
  8. الجوهری (۱۴۰۷). الصحاح. ج۲. به کوشش عبدالغفور العطاری. بیروت: دارالعلم للملایین. ص۷۸۳.
  9. ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۰۸). لسان العرب. ج۵. به کوشش علی شیری. بیروت: دار احیاء التراث العربی. ص۶۵.
  10. عياشی، محمد بن مسعود. تفسير العياشی. ج۲. ص۲۰۸.
  11. خمینی، روح الله (۱۳۹۲). استفتاءات. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س). ص۷.
  12. هنایی، علی. «ماده وسل». المنجد. ص۹۰۰.
  13. جوهری، اسماعیل بن حماد. «ذیل واژه «وسل»». الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة.
  14. حمیری، عیسی بن عبدالله (۱۴۲۸). التأمل فی حقیقة التوسل. ص۱۶.
  15. طاهری خرم آبادی، سیدحسن (۱۳۸۶). پاسخ به شبهات وهابیت. ج۲. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
  16. کلینی، محمدبن یعقوب (۱۳۶۵). اصول کافی. تهران: دارالکتب اسلامیه. ص۱۸۳.
  17. مطهری، مرتضی (۱۴۰۲). عدل الهی. تهران: صدرا. ص۲۳۹.
  18. سبحانی تبریزی، جعفر (۱۳۷۵). آیین وهابیت. قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ص۱۴۶.
  19. ابن‌باز، عبد العزيز بن عبد الله (۱۴۲۰). مجموع فتاوی ابن‌باز. ج۵. ص۳۲۲.
  20. سبکی، علی بن عبد الکافی (۱۴۱۹). شفاء السقام في زيارة خير الأنام. دار المصطفی. ص۳۰۵.
  21. سمهودی، علی ‌بن‌ عبدالله‌ (۱۴۱۹). وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى. ج۴. عربستان: مؤسسة الفرقان للتراث الإسلامی. ص۱۹۶.
  22. بخاری، محمد بن اسماعیل (۱۴۲۲). صحیح بخاری. ج۲. ص۲۷.
  23. سبحانی، جعفر (۱۳۷۴). التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء. قم: نشر مشعر. ص۸۲.
  24. قمی، علی بن ابراهیم (۱۴۰۴). تفسیر قمی. قم: دار الکتاب. ص۱۶۸.
  25. بحرانی، هاشم بن سلیمان (۱۴۱۵). البرهان في تفسير القرآن. ج۲. قم: بنياد بعثت. مرکز چاپ و نشر. ص۲۹۲.
  26. علامه مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی (۱۴۰۳). بحار الانوار. ج۱۰۲. ص۲۴۷و۲۴۹.
  27. شیخ طوسی، محمد بن حسن. التبيان فی تفسير القرآن. بیروت: دار إحیاء التراث العربی. ص۲۱۳.
  28. حقانی فضل، «جابر جعفی؛ غالی یا متهم به غلو»، نقد و نظر.
  29. شیخ صدوق، توحید صدوق، 150.
  30. «ترس و امید شیعیان از زندگی تحت لوای حاکمان جدید سوریه؛ بر علویان چه می‌گذرد؟»، خبرگزاری ایسنا.
  31. “DAFTAR TERDUGA TERORIS DAN ORGANISASI TERORIS No. DTTOT”, Pusat Pelaporan dan Analisis Transaksi Keuangan.
  32. "الجولانی قائداً مؤقتاً لهیئة "تحریر الشام""، huffpost arabi.