پیش نویس:عقل در قرآن: تفاوت میان نسخهها
Mohammad7576 (بحث | مشارکتها) |
Mohammad7576 (بحث | مشارکتها) |
||
خط ۶: | خط ۶: | ||
== معنای عقل در لغت == | == معنای عقل در لغت == | ||
عقل در معنای لغوی همان حبس و امساک و عقال کردن است وقتی در مورد انسان به کار میرود به معنای کسی است که هوای نفس خویش را حبس و عقال کرده است و زبان خود را در کنترل دارد. هم چنین عقل در لغت به معنای علمی است که توسط قوه عقل به دست میآید، یعنی مدرکات قوه عاقله. معنای دیگر آن کاری است که قوهٔ نفس انجام میدهد، یعنی ادراک، هم چنین در معنای عملی که مقدمه انجام خیرات و اجتناب از بدیها است به کار رفته است.<ref>{{پک|1=مصطفوی|2=1368|ک=التحقیق فی کلمات القرآن الکریم|ص=196|ج=1}}</ref><ref>{{پک|1=ابن منظور|2=1368|ک=لسان العرب|ص=326|ج=9}}</ref><ref>{{پک|1=طریحی|2=1414|ک=مجمع البحرین و مطلع النیرین|ص=426|ج=5}}</ref><ref>{{پک|1=خسروپناه|2=1388|ک=کلام جدید با رویکرد اسلامی|ص=94}}</ref> | [[عقل]] در معنای لغوی همان حبس و امساک و عقال کردن است وقتی در مورد انسان به کار میرود به معنای کسی است که [[هوای نفس]] خویش را حبس و عقال کرده است و زبان خود را در کنترل دارد. هم چنین عقل در لغت به معنای علمی است که توسط قوه عقل به دست میآید، یعنی مدرکات قوه عاقله. معنای دیگر آن کاری است که قوهٔ نفس انجام میدهد، یعنی ادراک، هم چنین در معنای عملی که مقدمه انجام خیرات و اجتناب از بدیها است به کار رفته است.<ref>{{پک|1=مصطفوی|2=1368|ک=التحقیق فی کلمات القرآن الکریم|ص=196|ج=1}}</ref><ref>{{پک|1=ابن منظور|2=1368|ک=لسان العرب|ص=326|ج=9}}</ref><ref>{{پک|1=طریحی|2=1414|ک=مجمع البحرین و مطلع النیرین|ص=426|ج=5}}</ref><ref>{{پک|1=خسروپناه|2=1388|ک=کلام جدید با رویکرد اسلامی|ص=94}}</ref> | ||
== معنای عقل در اصطلاح حکیمان و متکلمان == | == معنای عقل در اصطلاح حکیمان و متکلمان == | ||
عقل در نزد فلاسفه و حکیمان معانی مختلفی دارد. برخی از این معانی عبارتند از: | عقل در نزد [[فلسفه|فلاسفه]] و [[حکمت|حکیمان]] معانی مختلفی دارد. برخی از این معانی عبارتند از: | ||
# عقل غریزی که فصل متمیّز انسان است یعنی وسیله کسب علوم. | # عقل غریزی که فصل متمیّز انسان است یعنی وسیله کسب علوم. | ||
# عقل نظری یعنی قوای ادراکی، عقل نظری انسان که چهار مرتبه دارد: عقل هیولانی، عقل بالملکه، عقل بالفعل، و عقل مستفاد. کار کردهای عقل نظری عبارتند از استدلال و استنباط، تعریف و تحدید، ادراک کلیات اعم از تصورات و تصدیقات کلی، تطبیق مفاهیم بر مصادیق، تطبیق کبری بر صغری و تقسیم و تحلیل. | # عقل نظری یعنی قوای ادراکی، عقل نظری انسان که چهار مرتبه دارد: عقل هیولانی، عقل بالملکه، عقل بالفعل، و عقل مستفاد. کار کردهای عقل نظری عبارتند از استدلال و استنباط، تعریف و تحدید، ادراک کلیات اعم از تصورات و تصدیقات کلی، تطبیق مفاهیم بر مصادیق، تطبیق کبری بر صغری و تقسیم و تحلیل. | ||
# عقل عملی یعنی قوه ای از قوای نفس آدمیکه بایدها و حقایقی که مربوط به افعال آدمیاست درک میکند.<ref>{{پک|1=خسروپناه|2=1388|ک=کلام جدید با رویکرد اسلامی|ص=94 - 95}}</ref> | # عقل عملی یعنی قوه ای از قوای نفس آدمیکه بایدها و حقایقی که مربوط به افعال آدمیاست درک میکند.<ref>{{پک|1=خسروپناه|2=1388|ک=کلام جدید با رویکرد اسلامی|ص=94 - 95}}</ref> | ||
عقل در اصطلاح متکلمان نیز معنای مختلفی دارد و از جمله آنها عقل به معنای مشهورات، عقل به معنای قضایای یقینی، عقل جوهری، عقل به معنای تکیه معلومات و معارف، عقل هدف ساز و … میباشد.<ref>{{پک|1=خسروپناه|2=1388|ک=کلام جدید با رویکرد اسلامی|ص=95}}</ref><ref>{{پک|1=حائری یزدی|2=1347|ک=کاوشهای عقل نظری|ص=240}}</ref> | عقل در اصطلاح [[متکلمان شیعه|متکلمان]] نیز معنای مختلفی دارد و از جمله آنها عقل به معنای مشهورات، عقل به معنای قضایای یقینی، عقل جوهری، عقل به معنای تکیه معلومات و معارف، عقل هدف ساز و … میباشد.<ref>{{پک|1=خسروپناه|2=1388|ک=کلام جدید با رویکرد اسلامی|ص=95}}</ref><ref>{{پک|1=حائری یزدی|2=1347|ک=کاوشهای عقل نظری|ص=240}}</ref> | ||
== معنای عقل در قرآن و روایات == | == معنای عقل در قرآن و روایات == | ||
عقل در قرآن و روایات به کار رفته است و نسبت به آن سفارش شده است. بی شک معنای لغوی عقل که حبس و ضبط نفس است در اکثر موارد قرآن و روایات مورد توجه قرار گرفته است. امّا در زمینهٔ معانی اصطلاحی عقل صاحب نظران اختلاف دارند: | عقل در [[قرآن]] و روایات به کار رفته است و نسبت به آن سفارش شده است. بی شک معنای لغوی عقل که حبس و ضبط نفس است در اکثر موارد قرآن و روایات مورد توجه قرار گرفته است. امّا در زمینهٔ معانی اصطلاحی عقل صاحب نظران اختلاف دارند: | ||
۱. صدرالمتالهین معانی عقل نظری و عقل عملی و عقل جوهری را در روایات به عقل نسبت میدهد.<ref>{{پک|1=صدر الدین شیرازی|2=1366|ک=شرح أصول الکافی|ص=225|ج=1}}</ref> | ۱. [[صدرالمتالهین]] معانی عقل نظری و عقل عملی و عقل جوهری را در روایات به عقل نسبت میدهد.<ref>{{پک|1=صدر الدین شیرازی|2=1366|ک=شرح أصول الکافی|ص=225|ج=1}}</ref> | ||
۲. غزالی: عقل را در قرآن به معنای عقل عاقبت اندیش میداند.<ref>{{پک|1=غزالی|2=بی تا|ک=إحیاء علوم الدین|ص=102|ج=1}}</ref> | ۲. [[غزالی]]: عقل را در قرآن به معنای عقل عاقبت اندیش میداند.<ref>{{پک|1=غزالی|2=بی تا|ک=إحیاء علوم الدین|ص=102|ج=1}}</ref> | ||
ولی آن چه میتوان گفت این است که از عقل قرآنی عقول اربعه فلسفی و عقل نظری را نمیتوان استنباط کرد، چون در زمان نزول قرآن این اصطلاحات نبوده بلکه چند معنی از عقل قرآنی میتوان استفاده کرد که عبارتند از عقل به معنای قوه ای که خداوند عنایت نموده | ولی آن چه میتوان گفت این است که از عقل قرآنی عقول اربعه فلسفی و عقل نظری را نمیتوان استنباط کرد، چون در زمان نزول قرآن این اصطلاحات نبوده بلکه چند معنی از عقل قرآنی میتوان استفاده کرد که عبارتند از: عقل به معنای قوه ای که خداوند برای ادراک علوم عنایت نموده است که اگر کسی از آن برخوردار نباشد نمیتواند علوم را بفهمد و عقل عاقبت اندیش و هدایتگر.<ref>{{پک|1=راغب اصفهانی|2=1404|ک=المفردات فی غریب القرآن|ص=341 - 342}}</ref> در نتیجه میتوان گفت در مواردی عقل قرآنی با فلسفی فرق دارد. عقل قرآنی به معنای قدرت ادراک و عاقبت اندیشی است. حضرت علی(ع) میفرماید: همین منزلت برای عقلت بس که راههای گمراهی را از راه سعادت برایت واضح میسازد.<ref>{{پک|1=سید رضی|2=1379|ک=نهج البلاغة|ص=731|ف=حکمت 421}}</ref> اما عقل در فلسفه معانی مختلفی دارد که یکی از آن ها عقل عملی است که همان معنای عقل قرآنی را دارد. | ||
== پانویس == | == پانویس == |
نسخهٔ ۲۴ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۴۹
![]() | این متن یک پیشنویس است که در وضعیت در حال ویکی سازی قرار دارد |
آیا عقل در قرآن به همان معنای عقل در علم فلسفه است؟
معنای عقل در لغت
عقل در معنای لغوی همان حبس و امساک و عقال کردن است وقتی در مورد انسان به کار میرود به معنای کسی است که هوای نفس خویش را حبس و عقال کرده است و زبان خود را در کنترل دارد. هم چنین عقل در لغت به معنای علمی است که توسط قوه عقل به دست میآید، یعنی مدرکات قوه عاقله. معنای دیگر آن کاری است که قوهٔ نفس انجام میدهد، یعنی ادراک، هم چنین در معنای عملی که مقدمه انجام خیرات و اجتناب از بدیها است به کار رفته است.[۱][۲][۳][۴]
معنای عقل در اصطلاح حکیمان و متکلمان
عقل در نزد فلاسفه و حکیمان معانی مختلفی دارد. برخی از این معانی عبارتند از:
- عقل غریزی که فصل متمیّز انسان است یعنی وسیله کسب علوم.
- عقل نظری یعنی قوای ادراکی، عقل نظری انسان که چهار مرتبه دارد: عقل هیولانی، عقل بالملکه، عقل بالفعل، و عقل مستفاد. کار کردهای عقل نظری عبارتند از استدلال و استنباط، تعریف و تحدید، ادراک کلیات اعم از تصورات و تصدیقات کلی، تطبیق مفاهیم بر مصادیق، تطبیق کبری بر صغری و تقسیم و تحلیل.
- عقل عملی یعنی قوه ای از قوای نفس آدمیکه بایدها و حقایقی که مربوط به افعال آدمیاست درک میکند.[۵]
عقل در اصطلاح متکلمان نیز معنای مختلفی دارد و از جمله آنها عقل به معنای مشهورات، عقل به معنای قضایای یقینی، عقل جوهری، عقل به معنای تکیه معلومات و معارف، عقل هدف ساز و … میباشد.[۶][۷]
معنای عقل در قرآن و روایات
عقل در قرآن و روایات به کار رفته است و نسبت به آن سفارش شده است. بی شک معنای لغوی عقل که حبس و ضبط نفس است در اکثر موارد قرآن و روایات مورد توجه قرار گرفته است. امّا در زمینهٔ معانی اصطلاحی عقل صاحب نظران اختلاف دارند:
۱. صدرالمتالهین معانی عقل نظری و عقل عملی و عقل جوهری را در روایات به عقل نسبت میدهد.[۸]
۲. غزالی: عقل را در قرآن به معنای عقل عاقبت اندیش میداند.[۹]
ولی آن چه میتوان گفت این است که از عقل قرآنی عقول اربعه فلسفی و عقل نظری را نمیتوان استنباط کرد، چون در زمان نزول قرآن این اصطلاحات نبوده بلکه چند معنی از عقل قرآنی میتوان استفاده کرد که عبارتند از: عقل به معنای قوه ای که خداوند برای ادراک علوم عنایت نموده است که اگر کسی از آن برخوردار نباشد نمیتواند علوم را بفهمد و عقل عاقبت اندیش و هدایتگر.[۱۰] در نتیجه میتوان گفت در مواردی عقل قرآنی با فلسفی فرق دارد. عقل قرآنی به معنای قدرت ادراک و عاقبت اندیشی است. حضرت علی(ع) میفرماید: همین منزلت برای عقلت بس که راههای گمراهی را از راه سعادت برایت واضح میسازد.[۱۱] اما عقل در فلسفه معانی مختلفی دارد که یکی از آن ها عقل عملی است که همان معنای عقل قرآنی را دارد.
پانویس
- ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، 1: 196.
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، 9: 326.
- ↑ طریحی، مجمع البحرین و مطلع النیرین، 5: 426.
- ↑ خسروپناه، کلام جدید با رویکرد اسلامی، 94.
- ↑ خسروپناه، کلام جدید با رویکرد اسلامی، 94 - 95.
- ↑ خسروپناه، کلام جدید با رویکرد اسلامی، 95.
- ↑ حائری یزدی، کاوشهای عقل نظری، 240.
- ↑ صدر الدین شیرازی، شرح أصول الکافی، 1: 225.
- ↑ غزالی، إحیاء علوم الدین، 1: 102.
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، 341 - 342.
- ↑ سید رضی، «حکمت 421»، نهج البلاغة، 731.
منابع
- مصطفوی، حسن (۱۳۶۸). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. سازمان چاپ و انتشارات.
- ابن منظور، محمد بن منظور (۱۴۱۴). لسان العرب. بیروت: دار الفکر.
- طریحی، فخر الدین بن محمد (۱۴۱۴). مجمع البحرین و مطلع النیرین. قم: بنیاد بعثت. مرکز چاپ و نشر.
- خسروپناه، عبدالحسین (۱۳۸۸). کلام جدید با رویکرد اسلامی. قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، دفتر نشر معارف.
- حائری یزدی، مهدی (۱۳۴۷). کاوشهای عقل نظری. تهران: دانشگاه تهران.
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (۱۳۶۶). شرح أصول الکافی. به کوشش خواجوی، محمد - نوری، علی بن جمشید. تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی. موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه).
- غزالی، محمد بن محمد (بی تا). إحیاء علوم الدین. بیروت: دار الاحیاء التراث العربی. تاریخ وارد شده در
|سال=
را بررسی کنید (کمک) - راغب اصفهانی، حسین بن محمد بن مفضل (۱۴۰۴). المفردات فی غریب القرآن. تهران: دفتر نشر الکتاب.
- سید رضی، محمد بن حسین بن موسی (۱۳۷۹). نهج البلاغة. ترجمهٔ محمد دشتی. قم: مشهور.