امام باقر(ع) در کتب اهل سنت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
# بدرالدین عینی در کتاب مغانی الاخیار چنین مینویسد: امام محمد بن علی کنیهاش ابو جعفر باقر و فردی مورد اعتماد و دارای فضل بود.<ref>عینی غیتابی حنفی، محمود بن احمد، مغانی الاخیار، ج۳، ص۵۴۸.</ref> | # بدرالدین عینی در کتاب مغانی الاخیار چنین مینویسد: امام محمد بن علی کنیهاش ابو جعفر باقر و فردی مورد اعتماد و دارای فضل بود.<ref>عینی غیتابی حنفی، محمود بن احمد، مغانی الاخیار، ج۳، ص۵۴۸.</ref> | ||
# ابنحجر هیثمی(متوفای ۹۷۳ق) پیرامون امام باقر(ع) چنین مینویسد: لقب باقر برای ابوجعفر محمد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنجهای پنهان آن است، بدینجهت که او از گنجهای پنهان معارف و حقایق احکام آنقدر آشکار ساخت که جز بر افراد بیبصیرت و دلهای ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشردهنده و بر افرازنده علم خویش نامیدهاند. در شرافت وی همین بس که ابنمدینی از جابر به آن حضرت در حالی که از نظر سن کوچک بود عرضه داشت: رسول خدا(ص) به تو سلام رساند. حضرت فرمود: چگونه؟ جابر پاسخ داد: روزی حضر رسول خدا(ص) بودم که حسین در دامان ایشان بود و پیامبر با ایشان شوخی میکرد و به من فرمود: ای جابر؛ از حسین فرزندی متولد میشود که نام او محمد بوده واگر او را درک کردی سلام مرا به او برسان.<ref>هیثمی، ابوالعباس احمد بن محمد، الصواعق المحرقه علی اهل الرفض والضلال والزندقه، تحقیق:عبد الرحمن بن عبدالله الترکی- کامل محمد الخراط، لبنان، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۷م، ج۲، ص۵۸۶.</ref> | # ابنحجر هیثمی(متوفای ۹۷۳ق) پیرامون امام باقر(ع) چنین مینویسد: لقب باقر برای ابوجعفر محمد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنجهای پنهان آن است، بدینجهت که او از گنجهای پنهان معارف و حقایق احکام آنقدر آشکار ساخت که جز بر افراد بیبصیرت و دلهای ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشردهنده و بر افرازنده علم خویش نامیدهاند. در شرافت وی همین بس که ابنمدینی از جابر به آن حضرت در حالی که از نظر سن کوچک بود عرضه داشت: رسول خدا(ص) به تو سلام رساند. حضرت فرمود: چگونه؟ جابر پاسخ داد: روزی حضر رسول خدا(ص) بودم که حسین در دامان ایشان بود و پیامبر با ایشان شوخی میکرد و به من فرمود: ای جابر؛ از حسین فرزندی متولد میشود که نام او محمد بوده واگر او را درک کردی سلام مرا به او برسان.<ref>هیثمی، ابوالعباس احمد بن محمد، الصواعق المحرقه علی اهل الرفض والضلال والزندقه، تحقیق:عبد الرحمن بن عبدالله الترکی- کامل محمد الخراط، لبنان، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۷م، ج۲، ص۵۸۶.</ref> | ||
# ذهبی در تاریخ الاسلام مینویسد: {{متن عربی|محمد بن علی بن الحسین عابن علی بن ابی طالب الهاشمی العلوی، ابو جعفر الباقر سید بنی هاشم فی زمانه|ترجمه= محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب از بنیهاشم، علوی (کنیه او) ابوجعفر باقر و بزرگ بنیهاشم در زمان خود بود.}}<ref>ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، تاریخ الاسلام ووفیات المشاهیر والاعلام، ج۳، ص۳۰۸.</ref> | # ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء، ضمن نام بردن تک تک نام ائمه شیعه، پیرامون نام امام باقر چنین مینویسد: {{متن عربی|وکذلک ابنه ابو جعفر الباقر سید امام فقیه یصلح للخلافه| ترجمه= و فرزند او ابو جعفر باقر آقا، پیشوایی فقیه که صلاحیت خلافت را داشت.}}<ref>ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، سیر اعلام النبلاء، تحقیق:شعیب الارنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ نهم، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۱۲۰.</ref> ذهبی در تاریخ الاسلام نیز مینویسد: {{متن عربی|محمد بن علی بن الحسین عابن علی بن ابی طالب الهاشمی العلوی، ابو جعفر الباقر سید بنی هاشم فی زمانه|ترجمه= محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب از بنیهاشم، علوی (کنیه او) ابوجعفر باقر و بزرگ بنیهاشم در زمان خود بود.}}<ref>ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، تاریخ الاسلام ووفیات المشاهیر والاعلام، ج۳، ص۳۰۸.</ref> | ||
== علم و فضل امام باقر(ع)== | == علم و فضل امام باقر(ع)== | ||
خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
# عبدالله بن عطاء از معاصرین امام باقر(ع) چنین میگوید: {{متن عربی|ما رایت العلماء عند احد اصغر علما منهم عند ابی جعفر لقد رایت الحکم عنده کانه متعلم| ترجمه= دانشمندان را پیش هیچ کسی کوچکتر از آنچه نزد ابوجعفر بودند، ندیدم. دیدم که حکم (بن عتیبه) مانند یک شاگرد در نزد او بود.}}<ref>اصبهانی، احمد بن عبدالله، حلیه الاولیاء وطبقات الاصفیاء، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ چهارم، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۱۸۵.</ref> <ref>ابن عساکر دمشقی شافعی، علی بن الحسن، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الاماثل، تحقیق:محب الدین ابی سعید عمر بن غرامه العمری، بیروت، دار الفکر، ۱۹۹۵م، ج۵۴، ص۲۷۸.</ref> <ref>ابن جوزی حنبلی، عبد الرحمن بن علی، صفه الصفوه، ج۱، ص۳۶۳.</ref> <ref>ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، مکتبه المعارف، ج۹، ص۳۱۱.</ref> | # عبدالله بن عطاء از معاصرین امام باقر(ع) چنین میگوید: {{متن عربی|ما رایت العلماء عند احد اصغر علما منهم عند ابی جعفر لقد رایت الحکم عنده کانه متعلم| ترجمه= دانشمندان را پیش هیچ کسی کوچکتر از آنچه نزد ابوجعفر بودند، ندیدم. دیدم که حکم (بن عتیبه) مانند یک شاگرد در نزد او بود.}}<ref>اصبهانی، احمد بن عبدالله، حلیه الاولیاء وطبقات الاصفیاء، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ چهارم، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۱۸۵.</ref> <ref>ابن عساکر دمشقی شافعی، علی بن الحسن، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الاماثل، تحقیق:محب الدین ابی سعید عمر بن غرامه العمری، بیروت، دار الفکر، ۱۹۹۵م، ج۵۴، ص۲۷۸.</ref> <ref>ابن جوزی حنبلی، عبد الرحمن بن علی، صفه الصفوه، ج۱، ص۳۶۳.</ref> <ref>ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، مکتبه المعارف، ج۹، ص۳۱۱.</ref> | ||
# ابن خلکان از علمای اهل سنت مينويسد: أبو جعفر محمد بن زين العابدين علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب (رضي الله عنهم أجمعين) که به باقر ملقب است، در اعتقاد اماميه يکي از دوازده امام معصوم است. او پدر جعفر صادق، عالم و آقاي بزرگي است. به او باقر گفته مي شود چون شکافنده علم است و آن را توسعه ميدهد.<ref>ابن خلکان، أحمد بن محمد، وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان، لبنان، دارالثقافه، ج۴، ص۷۴.</ref> | # ابن خلکان از علمای اهل سنت مينويسد: أبو جعفر محمد بن زين العابدين علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب (رضي الله عنهم أجمعين) که به باقر ملقب است، در اعتقاد اماميه يکي از دوازده امام معصوم است. او پدر جعفر صادق، عالم و آقاي بزرگي است. به او باقر گفته مي شود چون شکافنده علم است و آن را توسعه ميدهد.<ref>ابن خلکان، أحمد بن محمد، وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان، لبنان، دارالثقافه، ج۴، ص۷۴.</ref> | ||
# ذهبی(متوفای ۷۴۸ق) از استوانههای علمی اهل سنت نیز امام باقر را چنین معرفی میکند: آقا و امام، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن علی علوی و فاطمی و از اهالی مدینه و فرزند زین العابدین بود. تنها کسی بود که بین علم و عمل، سیادت و شرافت، اعتماد و وقار را جمع کرده بود. ابوجعفر به باقر مشهور گردید چرا که در علم وسعتی ایجاد کرده بود و او اصل علم و علوم مخفی را میشناخت و ابوجعفر امامی مجتهد و تالی کتاب خداوند بزرگ بود.<ref>ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، سیر اعلام النبلاء، تحقیق:شعیب الارنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ نهم، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۴۰۱ | # ذهبی(متوفای ۷۴۸ق) از استوانههای علمی اهل سنت نیز امام باقر را چنین معرفی میکند: آقا و امام، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن علی علوی و فاطمی و از اهالی مدینه و فرزند زین العابدین بود. تنها کسی بود که بین علم و عمل، سیادت و شرافت، اعتماد و وقار را جمع کرده بود. ابوجعفر به باقر مشهور گردید چرا که در علم وسعتی ایجاد کرده بود و او اصل علم و علوم مخفی را میشناخت و ابوجعفر امامی مجتهد و تالی کتاب خداوند بزرگ بود.<ref>ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، سیر اعلام النبلاء، تحقیق:شعیب الارنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ نهم، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۴۰۱.</ref> ذهبی در کتاب تذکره الحفاظ نیز چنین مینویسد: ابوجعفر باقر محمد بن علی بن الحسین؛ پیشوایی پایدار، و از بنیهاشم، علوی و از اهالی مدینه و یکی از بزرگان بود... او بزرگ بنیهاشم در زمان خویش بوده و به باقر مشهور شد و از کلام علماء که میگویند: بقر العلم یعنی علم را شکافت اصل علم و علوم مخفی را میشناخت و گفته شده که او در روز و شب یکصد و پنجاه رکعت نماز میخوانده است.<ref>ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، تذکره الحفاظ، ج۱، ص۹۳.</ref> | ||
# صفدی شافعی(متوفای ۷۶۴ق) در کتاب الوافی بالوفیات چنین مینویسد: باقر رضی الله عنه، محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب که رضوان خدا بر آنان باد میباشد. (کنیه ایشان) ابوجعفر باقر میباشد و بزرگ بنیهاشم در زمان خودش بود... و تنها کسی بود که علم و دین و اعتماد و سیادت را در خود جمع کرده و یکی از ائمه دوزادهگانهای است که شیعه به عصمت آنان معتقدند و به باقر نامیده شد چرا که علم را شکافت و او اصل علم و علوم مخفی را میشناخت.<ref>صفدی، صلاح الدین خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، تحقیق: احمد الارناؤوط وترکی مصطفی، بیروت، دار احیاء التراث،۱۴۲۰ق/۲۰۰۰م، ج۴، ص۷۷.</ref> | # صفدی شافعی(متوفای ۷۶۴ق) در کتاب الوافی بالوفیات چنین مینویسد: باقر رضی الله عنه، محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب که رضوان خدا بر آنان باد میباشد. (کنیه ایشان) ابوجعفر باقر میباشد و بزرگ بنیهاشم در زمان خودش بود... و تنها کسی بود که علم و دین و اعتماد و سیادت را در خود جمع کرده و یکی از ائمه دوزادهگانهای است که شیعه به عصمت آنان معتقدند و به باقر نامیده شد چرا که علم را شکافت و او اصل علم و علوم مخفی را میشناخت.<ref>صفدی، صلاح الدین خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، تحقیق: احمد الارناؤوط وترکی مصطفی، بیروت، دار احیاء التراث،۱۴۲۰ق/۲۰۰۰م، ج۴، ص۷۷.</ref> | ||
# یافعی شافعی(۷۶۸ق) در حوادث سال یک صد و چهارده مینویسد: در این سال، ابوجعفر باقر محمد بن زینالعابدین علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب که رضوان خدا بر آنان باد وفات یافت. او یکی از ائمه دوزادهگانه در اعتقاد شیعه هست و او پدر جعفر صادق است و به باقر ملقب گردید چرا که او علم را شکافت و در علم وسعتی ایجاد کرد.<ref>یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآه الجنان وعبره الیقظان، ج۱، ص۱۹۴.</ref> | # یافعی شافعی(۷۶۸ق) در حوادث سال یک صد و چهارده مینویسد: در این سال، ابوجعفر باقر محمد بن زینالعابدین علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب که رضوان خدا بر آنان باد وفات یافت. او یکی از ائمه دوزادهگانه در اعتقاد شیعه هست و او پدر جعفر صادق است و به باقر ملقب گردید چرا که او علم را شکافت و در علم وسعتی ایجاد کرد.<ref>یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآه الجنان وعبره الیقظان، ج۱، ص۱۹۴.</ref> |
نسخهٔ ۱ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۸
این مقاله هماکنون به دست Fabbasi در حال ویرایش است. |
امام باقر نزد علمای اهل سنت چه جایگاهی داشت؟ علت اينکه اهل تسنن از امام محمد باقر(ع) کمتر روايت نقل ميکنند، چيست؟
علمای اهل سنت امام باقر(ع) را از نظر فقه، علم و فضل از سادات اهل بیت دانستهاند که راویان زیادی از او نقل حدیث کردهاند.
امام باقر(ع) نزد دانشمندان اهل سنت، او بزرگ فقهای اهل حجاز بود و مردم از او و فرزندش جعفر فقه را آموختند، او باقر علم بود و رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) او را به باقر ملقب کرده است. لقب باقر برای ابوجعفر محمد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنجهای پنهان آن است، بدینجهت که او از گنجهای پنهان معارف و حقایق احکام آنقدر آشکار ساخت که جز بر افراد بیبصیرت و دلهای ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشردهنده و بر افرازنده علم خویش نامیدهاند.
اهل سنت چون در مباني خود با اهل بيت(ع) اختلاف نظر داشتند، رواياتي را که با فتواهاي آنها در تعارض بود از ائمه نقل نمیکردند و همين امر باعث شد روايات ائمه اطهار(ع) نسبت به بقيه افراد در کتابهاي اهل سنت خيلي کم باشد. با این حال، در مجامع حديثي اهل سنت در حد قابل توجهي از امام باقر(ع) بدون واسطه یا با واسطه حديث نقل شده است. از جمله:
مالک بن انس رئیس مذهب مالکی اهل سنت در کتاب موطأ، احمد بن حنبل رئیس مذهب حنبلی اهل سنت در کتاب مسند احمد بن حنبل، عبدالله بن عبدالرحمن دارمی در کتاب مسند دارمی، مسلم در کتاب صحیح مسلم، ابن ماجه در کتاب سنن ابن ماجه، ترمذی در کتاب الجامع الصحیح و دیگر کتابهای اهل سنت.
اوصاف امام باقر(ع)
امام محمد بن علی معروف به امام باقر(ع) در اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجری در شهر مدینه به دنیا آمد. آن حضرت در هفتم ذی الحجه ۱۱۴ هجری قمری به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.[۱]
اهل سنت در کتابهای خود از ابو جعفر محمد بن علی در فضیلت و برتری بر دیگران به بزرگی یاد کردهاند که به چند نمونه اشاره میشود:
- ابنابیالحدید معتزلی(متوفای۶۵۵ق) از علمای اهل تسنن پیرامون آن حضرت مینویسد: او بزرگ فقهاء اهل حجاز بود و از او و فرزندش جعفر مردم فقه را آموختند و به باقر ملقب گردید و او باقر علم بود و رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) او را به باقر ملقب کرده و بعد از او کسی خلق نشد و به او بشارت داده بود و به جابر وعده داد که او را میبیند و فرمودند: او را کودک میبینی. هنگامی که او را دیدی سلام مرا به او ابلاغ کن و جابر زنده بود تا او را دید و آنچه به او وصیت شده بود را به ایشان عرضه داشت.[۲]
- ابنکثیر دمشقی سلفی (متوفای ۷۷۴ق) از برجستهترین شاگردان ابنتیمیه حرانی باقر العلوم (سلاماللهعلیه) را چنین میستاید: او محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب القرشی از قبیله بنیهاشم بود. ابوجعفر باقر و مادرش، ام عبدالله دختر حسین بن علی بوده است. او (امام باقر) از تابعین بسیار جلیل القدر و یکی از بزرگان این امت از حیث علم و عمل و سیادت و شرف بود.[۳]
- ابنحجر عسقلانی(متوفای ۸۵۲ق) امام باقر را فردی فاضل و مورد اعتماد میداند: محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب ابوجعفر باقر فردی مورد اعتماد و صاحب فضل است.[۴] او در تهذیب التهذیب تفصیل اقوال علمای اهل سنت پیرامون آن حضرت را چنین نقل میکند: محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب، از قبیله بنیهاشم ابوجعفر باقر بود... ابنسعد در مورد او گفته: فردی مورد اعتماد و بسیار حدیث از او نقل شده است... عجلی پیرامون ایشان گفته است: از تابعین اهالی مدینه و مورد اعتماد بود و ابنبرقی گفته است: او فردی فقیه و صاحب فضل بود و نسائی ایشان را جزو تابعینی که فقیه مدینه بوده برشمرده است.[۵]
- بدرالدین عینی در کتاب مغانی الاخیار چنین مینویسد: امام محمد بن علی کنیهاش ابو جعفر باقر و فردی مورد اعتماد و دارای فضل بود.[۶]
- ابنحجر هیثمی(متوفای ۹۷۳ق) پیرامون امام باقر(ع) چنین مینویسد: لقب باقر برای ابوجعفر محمد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنجهای پنهان آن است، بدینجهت که او از گنجهای پنهان معارف و حقایق احکام آنقدر آشکار ساخت که جز بر افراد بیبصیرت و دلهای ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشردهنده و بر افرازنده علم خویش نامیدهاند. در شرافت وی همین بس که ابنمدینی از جابر به آن حضرت در حالی که از نظر سن کوچک بود عرضه داشت: رسول خدا(ص) به تو سلام رساند. حضرت فرمود: چگونه؟ جابر پاسخ داد: روزی حضر رسول خدا(ص) بودم که حسین در دامان ایشان بود و پیامبر با ایشان شوخی میکرد و به من فرمود: ای جابر؛ از حسین فرزندی متولد میشود که نام او محمد بوده واگر او را درک کردی سلام مرا به او برسان.[۷]
- ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء، ضمن نام بردن تک تک نام ائمه شیعه، پیرامون نام امام باقر چنین مینویسد: «وکذلک ابنه ابو جعفر الباقر سید امام فقیه یصلح للخلافه؛ و فرزند او ابو جعفر باقر آقا، پیشوایی فقیه که صلاحیت خلافت را داشت.»[۸] ذهبی در تاریخ الاسلام نیز مینویسد: «محمد بن علی بن الحسین عابن علی بن ابی طالب الهاشمی العلوی، ابو جعفر الباقر سید بنی هاشم فی زمانه؛ محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب از بنیهاشم، علوی (کنیه او) ابوجعفر باقر و بزرگ بنیهاشم در زمان خود بود.»[۹]
علم و فضل امام باقر(ع)
اهل سنت، در کتابهای خود از برتری دانش محمد بن علی معروف به باقر العلم بر دیگر دانشمندان سخن گفتهاند که به چند نمونه اشاره میشود:
- عبدالله بن عطاء از معاصرین امام باقر(ع) چنین میگوید: «ما رایت العلماء عند احد اصغر علما منهم عند ابی جعفر لقد رایت الحکم عنده کانه متعلم؛ دانشمندان را پیش هیچ کسی کوچکتر از آنچه نزد ابوجعفر بودند، ندیدم. دیدم که حکم (بن عتیبه) مانند یک شاگرد در نزد او بود.»[۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳]
- ابن خلکان از علمای اهل سنت مينويسد: أبو جعفر محمد بن زين العابدين علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب (رضي الله عنهم أجمعين) که به باقر ملقب است، در اعتقاد اماميه يکي از دوازده امام معصوم است. او پدر جعفر صادق، عالم و آقاي بزرگي است. به او باقر گفته مي شود چون شکافنده علم است و آن را توسعه ميدهد.[۱۴]
- ذهبی(متوفای ۷۴۸ق) از استوانههای علمی اهل سنت نیز امام باقر را چنین معرفی میکند: آقا و امام، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن علی علوی و فاطمی و از اهالی مدینه و فرزند زین العابدین بود. تنها کسی بود که بین علم و عمل، سیادت و شرافت، اعتماد و وقار را جمع کرده بود. ابوجعفر به باقر مشهور گردید چرا که در علم وسعتی ایجاد کرده بود و او اصل علم و علوم مخفی را میشناخت و ابوجعفر امامی مجتهد و تالی کتاب خداوند بزرگ بود.[۱۵] ذهبی در کتاب تذکره الحفاظ نیز چنین مینویسد: ابوجعفر باقر محمد بن علی بن الحسین؛ پیشوایی پایدار، و از بنیهاشم، علوی و از اهالی مدینه و یکی از بزرگان بود... او بزرگ بنیهاشم در زمان خویش بوده و به باقر مشهور شد و از کلام علماء که میگویند: بقر العلم یعنی علم را شکافت اصل علم و علوم مخفی را میشناخت و گفته شده که او در روز و شب یکصد و پنجاه رکعت نماز میخوانده است.[۱۶]
- صفدی شافعی(متوفای ۷۶۴ق) در کتاب الوافی بالوفیات چنین مینویسد: باقر رضی الله عنه، محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب که رضوان خدا بر آنان باد میباشد. (کنیه ایشان) ابوجعفر باقر میباشد و بزرگ بنیهاشم در زمان خودش بود... و تنها کسی بود که علم و دین و اعتماد و سیادت را در خود جمع کرده و یکی از ائمه دوزادهگانهای است که شیعه به عصمت آنان معتقدند و به باقر نامیده شد چرا که علم را شکافت و او اصل علم و علوم مخفی را میشناخت.[۱۷]
- یافعی شافعی(۷۶۸ق) در حوادث سال یک صد و چهارده مینویسد: در این سال، ابوجعفر باقر محمد بن زینالعابدین علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب که رضوان خدا بر آنان باد وفات یافت. او یکی از ائمه دوزادهگانه در اعتقاد شیعه هست و او پدر جعفر صادق است و به باقر ملقب گردید چرا که او علم را شکافت و در علم وسعتی ایجاد کرد.[۱۸]
- محیالدین نووی(متوفای ۶۷۶ق) از بزرگان شافعی مذهب اهل سنت میباشد، پیرامون آن حضرت چنین مینگارد: محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب که رضوان خدا بر آنان باد از قبیله بنیهاشم و از قریش، از اهالی مدینه میباشد. (کنیه ایشان) ابوجعفر معروف به باقر و به این اسم نامیده شد چرا که علم را شکافت و او اصل علم و علوم مخفی را میشناخت... او از تابعین و فردی با عظمت و امامی ماهر و بر جلالتش اجماع وجود دارد جزو فقها و امامان مدینه شمرده میشد.[۱۹] [۲۰]
- رازی(متوفای ۷۲۱ق) از علمای ادیب اهل سنت در ذیل ماده (ب ق ر) چنین مینویسد: «و التبقر التوسع فی العلم ومنه محمد الباقر لتبقره فی العلم» تبقر یعنی ایجاد وسعت در علم و از همین باب است که به محمد، باقر گفته میشود چرا که او در علم وسعت ایجاد کرد.[۲۱]
- ابنتیمیه حرانی (متوفای ۷۲۸ق) پیرامون امام باقر چنین اعتراف میکند: «ابو جعفرمحمد بن علی من خیار اهل العلم والدین وقیل: انما سمی الباقر لانه بقر العلم؛ ابوجعفر محمد بن علی از بهترینهای اهل علم و دین بود. گفته شده او را باقر نامیدند زیرا علم را شکافت.[۲۲]
- بدرالدین عینی(متوفای ۸۵۵ ق) امام باقر را چنین معرفی میکند: محمد بن علی: او محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب که رضوان خدا بر آنان باد میباشد. از قبیله بنیهاشم و از اهالی مدینه بود. کنیه ایشان ابو جعفر معروف به باقر و به این اسم نامیده شد چرا که علم را شکافت چرا که حقایق علم را میشناخت و او یکی از بزرگان تابعین بود.[۲۳]
- شعرانی(متوفای۹۷۳ ق) در ضمن کسانی که در روش قرآن و سنت بودهاند امام باقر را ذکر و چنین مینویسد: و از آن جمله، ابوجعفر محمد باقر بن علی زینالعابدین بن الحسین بن علی بن ابیطالب که رضوان خدا بر آنان باد میباشد. ثوری میگفت: به باقر نامگذاری شد چرا که علم را شکافت و او اصل علم و علوم مخفی را میشناخت.[۲۴]
- ابنعماد حنبلی(متوفای۱۰۸۹ق) در حوادث سال یکصد و چهارده مینویسد: در این سال آقا، ابوجعفر محمد باقر بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب وفات یافت. او از فقهاء مدینه بود و به او باقر گفته میشد چرا که علم را شکافته و اصل علم و علوم مخفی را میشناخت و وسعتی در علم ایجاد کرده بود.[۲۵]
چرایی روایات اندک امام باقر در منابع اهل سنت
اهل سنت چون در مباني خود با اهل بيت(ع) اختلاف نظر داشتند، رواياتي را که با فتواهاي آنها در تعارض بود از ائمه نقل نمیکردند و همين امر باعث شد روايات ائمه اطهار(ع) نسبت به بقيه افراد در کتابهاي اهل سنت خيلي کم باشد. با این حال، در مجامع حديثي اهل سنت در حد قابل توجهي از امام باقر(ع) بدون واسطه یا با واسطه حديث نقل شده است. از جمله: مالک بن انس رئیس مذهب مالکی اهل سنت در موطأ، [۲۶] احمد بن حنبل رئیس مذهب حنبلی اهل سنت در کتاب مسند احمد بن حنبل، [۲۷] دارمی در کتاب مسند دارمی، [۲۸] مسلم در صحیح مسلم،[۲۹] ابن ماجه در کتاب سنن ابن ماجه، [۳۰] ترمذی در کتاب الجامع الصحیح[۳۱] و دیگر کتابهای اهل سنت.[۳۲] [۳۳] [۳۴]
سخنان و نصایح امام باقر(ع) در کتابهای اهل سنت
محمد بن علی بن الحسین فرمود: «وَزَنَتْ فَاطِمَه بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، شَعَرَ حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ، فَصَدَّقَتْ بِزِنَتِهِ فِضَّه»[۳۵]ترجمه= فاطمه دختر رسول خدا موی سر حسن و حسین را وزن کرد و به اندازه آن نقره صدقه داد.»
حَدَّثَنَا عَفَّانُ، أَخْبَرَنَا حَمَّادٌ، عَنِ الْحَجَّاجِ بْنِ أَرْطَاه، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ: أَنَّهُ مَرَّ بِهِمْ جَنَازَه، فَقَامَ الْقَوْمُ وَلَمْ يَقُمْ، فَقَالَ الْحَسَنُ:" مَا صَنَعْتُمِ إنَّمَا قَامَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَأَذِّيًا بِرِيحِ الْيَهُودِيِ.[۳۶]
حَدَّثَنَا وَكِيعٌ، حَدَّثَنَا إِسْرَائِيلُ، عَنْ جَابِرٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ، وَعَطَاءٍ، قَالَا: الْأَضْحَى سُنَّه.[۳۷]
حَدَّثَنَا مُصْعَبُ بْنُ سَلَّامٍ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سُوقَه، سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ يَقُولُ: كَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ إِذَا سَمِعَ مِنْ نَبِيِّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ شَيْئًا أَوْ شَهِدَ مَعَهُ مَشْهَدًا، لَمْ يُقَصِّرْ دُونَهُ أَوْ يَعْدُوهُ، قَالَ: فَبَيْنَمَا هُوَ جَالِسٌ وَعُبَيْدُ بْنُ عُمَيْرٍ يَقُصُّ عَلَى أَهْلِ مَكَّه، إِذْ قَالَ عُبَيْدُ بْنُ عُمَيْرٍ: مَثَلُ الْمُنَافِقِ كَمَثَلِ الشَّاه بَيْنَ الْغَنَمَيْنِ، إِنْ أَقْبَلَتْ إِلَى هَذِهِ الْغَنَمِ نَطَحَتْهَا، وَإِنْ أَقْبَلَتْ إِلَى هَذِهِ نَطَحَتْهَا، فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ: لَيْسَ هَكَذَا، فَغَضِبَ عُبَيْدُ بْنُ عُمَيْرٍ، وَفِي الْمَجْلِسِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَفْوَانَ، فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ، كَيْفَ قَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ؟ فَقَالَ: قَالَ:" مَثَلُ الْمُنَافِقِ مَثَلُ الشَّاه بَيْنَ الرَّبِيضَيْنِ، إِنْ أَقْبَلَتْ إِلَى ذَا الرَّبِيضِ نَطَحَتْهَا، وَإِنْ أَقْبَلَتْ إِلَى ذَا الرَّبِيضِ نَطَحَتْهَا"، فَقَالَ لَهُ: رَحِمَكَ اللَّهُ هُمَا وَاحِدٌ، قَالَ: كَذَا سَمِعْتُ، كَذَا سَمِعْتُ.[۳۸]
حَدَّثَنَا حَسَنُ بْنُ مُوسَى، وَسُرَيْجٌ، قَالَا: حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ زَيْدٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ:" نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنْ لُحُومِ الْحُمُرِ" قَالَ سُرَيْجٌ:" الْأَهْلِيَّه يَوْمَ خَيْبَرَ، وَأَذِنَ فِي لُحُومِ الْخَيْلِ".[۳۹]
حَدَّثَنَا أَبُو قَطَنٍ، حَدَّثَنَا الْمَسْعُودِيُّ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ، عَنْ أُسَامَه:" أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ صَلَّى فِي الْكَعْبَه".[۴۰]
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُوقَه، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِ بْنِ الْحُسَيْنِ، قَالَ: حَدَّثَ عُبَيْدُ بْنُ عُمَيْرٍ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ رضي اللَّه عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «مَثَلُ الْمُنَافِقِ مَثَلُ الشَّاه بَيْنَ الرَّبْضَيْنِ أَوْ بَيْنَ الْغَنَمَيْنِ»، فَقَالَ: ابْنُ عُمَرَ لَا، إِنَّمَا قَالَ: كَذَا وَ كَذَا، قَالَ: وَ كَانَ ابْنُ عُمَرَ إِذَا سَمِعَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ لَمْ يَزِدْ فِيهِ، وَ لَمْ يُنْقِصْ مِنْهُ، وَ لَمْ يُجَاوِزْهُ، وَ لَمْ يُقَصِّرْ عَنْهُ.[۴۱]
أَخْبَرَنَا مُوسَى بْنُ خَالِدٍ، عَنْ مُعْتَمِرٍ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ، عَنْ رَجُلٍ مِنْ حَيِّهِ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ: مِثْلَ مَا قَالَتْ عَائِشَه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا.[۴۲]
أَخْبَرَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى، عَنْ إِسْرَائِيلَ، عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى، أَنَّهُ سَمِعَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ، يُحَدِّثُ، عَنْ عَلِيٍّ: فِي الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ مَا لِلرَّجُلِ وَ مَا لِلْمَرْأَه مِنْ أَيِّهِمَا يُوَرَّثُ؟ فَقَالَ: «مِنْ أَيِّهِمَا بَالَ».[۴۳]
حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى الرَّازِيُّ وَ إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ. قَالَا: أَخْبَرَنَا عِيسَى بْنُ يُونُسَ. حَدَّثَنَا الْأَوْزَاعِيُّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍ، عَنْ ابْنِ الْمُسَيَّبِ، عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ؛ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: «مَثَلُ الَّذِي يَرْجِعُ فِي صَدَقَتِهِ، كَمَثَلِ الْكَلْبِ يَقِيءُ ثُمَّ يَعُودُ فِي قَيْئِهِ، فَيَأْكُلُهُ». (...) وَ حَدَّثَنَاه أَبُو كُرَيْبٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ. أَخْبَرَنَا ابْنُ الْمُبَارَكِ عَنْ الْأَوْزَاعِيِّ. قَالَ: سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِ بْنِ الْحُسَيْنِ يَذْكُرُ بِهَذَا الْإِسْنَادِ: نَحْوَهُ.[۴۴]
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نُمَيْرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا زَكَرِيَّا بْنُ عَدِيٍّ، عَنْ ابْنِ الْمُبَارَكِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُوقَه، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ، قَالَ: كَانَ ابْنُ عُمَرَ إِذَا سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ حَدِيثًا لَمْ يَعْدُهُ وَ لَمْ يُقَصِّرْ دُونَهُ.[۴۵]
حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَه، قَالَ: حَدَّثَنَا وَكِيعٌ، عَنْ الْقَاسِمِ بْنِ الْفَضْلِ الْحُدَّانِيِّ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ، عَنْ أُمِّ سَلَمَه؛ قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «الْحَجُّ جِهَادُ كُلِّ ضَعِيفٍ».[۴۶]
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْقُطَعِيُّ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الْأَعْلَى بْنُ عَبْدِ الْأَعْلَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: عَقَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ عَنْ الْحَسَنِ بِشَاه، وَ قَالَ: «يَا فَاطِمَه، احْلِقِي رَأْسَهُ، وَ تَصَدَّقِي بِزِنَه شَعْرِهِ فِضَّه» قَالَ: فَوَزَنَتْهُ، فَكَانَ وَزْنُهُ دِرْهَمًا أَوْ بَعْضَ دِرْهَمٍ.[۴۷]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، قم، كنگره شيخ مفيد، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵۸.
- ↑ ابن ابیالحدید معتزلی، عز الدین بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۲۷۷.
- ↑ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، مکتبه المعارف، ج۹، ص۳۰۹.
- ↑ عسقلانی شافعی، احمد بن علی، تقریب التهذیب، تحقیق:محمد عوامه، سوریه، دار الرشید، چاپ اول، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م، ج۱، ص۴۹۷.
- ↑ عسقلانی شافعی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، ج۹، ص۳۵۰.
- ↑ عینی غیتابی حنفی، محمود بن احمد، مغانی الاخیار، ج۳، ص۵۴۸.
- ↑ هیثمی، ابوالعباس احمد بن محمد، الصواعق المحرقه علی اهل الرفض والضلال والزندقه، تحقیق:عبد الرحمن بن عبدالله الترکی- کامل محمد الخراط، لبنان، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۷م، ج۲، ص۵۸۶.
- ↑ ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، سیر اعلام النبلاء، تحقیق:شعیب الارنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ نهم، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۱۲۰.
- ↑ ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، تاریخ الاسلام ووفیات المشاهیر والاعلام، ج۳، ص۳۰۸.
- ↑ اصبهانی، احمد بن عبدالله، حلیه الاولیاء وطبقات الاصفیاء، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ چهارم، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۱۸۵.
- ↑ ابن عساکر دمشقی شافعی، علی بن الحسن، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الاماثل، تحقیق:محب الدین ابی سعید عمر بن غرامه العمری، بیروت، دار الفکر، ۱۹۹۵م، ج۵۴، ص۲۷۸.
- ↑ ابن جوزی حنبلی، عبد الرحمن بن علی، صفه الصفوه، ج۱، ص۳۶۳.
- ↑ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، مکتبه المعارف، ج۹، ص۳۱۱.
- ↑ ابن خلکان، أحمد بن محمد، وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان، لبنان، دارالثقافه، ج۴، ص۷۴.
- ↑ ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، سیر اعلام النبلاء، تحقیق:شعیب الارنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ نهم، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۴۰۱.
- ↑ ذهبی شافعی، محمد بن احمد بن عثمان، تذکره الحفاظ، ج۱، ص۹۳.
- ↑ صفدی، صلاح الدین خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، تحقیق: احمد الارناؤوط وترکی مصطفی، بیروت، دار احیاء التراث،۱۴۲۰ق/۲۰۰۰م، ج۴، ص۷۷.
- ↑ یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآه الجنان وعبره الیقظان، ج۱، ص۱۹۴.
- ↑ نووی شافعی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء واللغات، ج۱، ص۸۷.
- ↑ نووی شافعی، یحیی بن شرف، شرح النووی علی صحیح مسلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۳۹۲ق، ج۱، ص۱۰۲.
- ↑ رازی، محمد بن ابی بکر، مختار الصحاح، ج۱، ص۳۷.
- ↑ ابن تیمیه حرانی حنبلی، احمد عبد الحلیم، منهاج السنه النبویه، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، مؤسسه قرطبه، چاپ اول، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۵۰.
- ↑ عینی غیتابی حنفی، محمود بن احمد، عمده القاری شرح صحیح البخاری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۳، ص۵۲.
- ↑ شعرانی، عبد الوهاب بن احمد، الطبقات الکبری المسماه بلواقح الانوار فی طبقات الاخیار، ج۱، ص۲۸.
- ↑ عکری حنبلی، عبد الحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، دمشق، دار بن کثير، چاپ اول، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۷۲.
- ↑ مالك بن انس، موطأ الإمام مالك، امارات - ابوظبى، مؤسسه زايد بن سلطان آل نهيان للأعمال الخيريه و الإنسانيه، چاپ اول، ۱۴۲۵ق، ج۳، ص۷۱۶، حدیث۱۷۲۲.
- ↑ ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، بيروت، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۵۰۳، حدیث۲۰۸۱. ج۵، ص۲۴۸. ج۹، ص۳۸۲، حدیث۵۵۴۶. ، ج۳۶، ص۱۳۰، حدیث۲۱۷۹۷.
- ↑ دارمى، عبدالله بن عبدالرحمن، مسند الدارمي المعروف ب : (سنن الدارمي)، عربستان - رياض، دار المغني، چاپ اول، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۳۴۸، حدیث۳۲۷. ج۱، ص۶۰۷، حدیث۸۱۸. ج۴، ص۱۹۴۲، باب۲۵- بَابُ: فِي مِيرَاثِ الْخُنْثَى، حدیث۳۰۱۲.
- ↑ مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، قاهره، دار الحديث، چاپ اول، ۱۴۱۲ ه.ق، ج۳، ص۱۲۴۰، بَابُ تَحْرِيمِ الرُّجُوعِ فِي الصَّدَقَه وَ الْهِبَه بَعْدَ الْقَبْضِ إِلَّا مَا وَهَبَهُ لِوَلَدِهِ وَ إِنْ سَفَلَ، حدیث۱۶۲۲.
- ↑ ابن ماجه، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، بيروت، دار الجيل، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۳. ج۴، ص۴۰۵.
- ↑ ترمذى، محمد بن عيسى، الجامع الصحيح و هو سنن الترمذي، قاهره، دار الحديث، چاپ اول، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۵۰۹، باب۲۰.
- ↑ عکری حنبلی، عبد الحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، دمشق، دار بن کثير، چاپ اول، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۴۹.
- ↑ ذهبي، محمد بن احمد، تذکره الحفاظ، بيروت، دارالکتب العلميه، چاپ اول، ج۱، ص۱۲۴.
- ↑ ذهبي، محمد بن احمد، تذکره الحفاظ، بيروت، دارالکتب العلميه، چاپ اول، ج۱، ص۱۲۴.
- ↑ مالك بن انس، موطأ الإمام مالك، امارات - ابوظبى، مؤسسه زايد بن سلطان آل نهيان للأعمال الخيريه و الإنسانيه، چاپ اول، ۱۴۲۵ق، ج۳، ص۷۱۶، حدیث۱۷۲۲.
- ↑ ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، بيروت، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۲۴۸.
- ↑ ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، بيروت، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۵۰۳، حدیث۲۰۸۱.
- ↑ ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، بيروت، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۹، ص۳۸۲، حدیث۵۵۴۶.
- ↑ ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، بيروت، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۲۳، ص۳۴۰، حدیث۱۵۱۳۵.
- ↑ ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، بيروت، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۳۶، ص۱۳۰، حدیث۲۱۷۹۷.
- ↑ دارمى، عبدالله بن عبدالرحمن، مسند الدارمي المعروف ب : (سنن الدارمي)، عربستان - رياض، دار المغني، چاپ اول، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۳۴۸، حدیث۳۲۷.
- ↑ دارمى، عبدالله بن عبدالرحمن، مسند الدارمي المعروف ب : (سنن الدارمي)، عربستان - رياض، دار المغني، چاپ اول، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۶۰۷، حدیث۸۱۸.
- ↑ دارمى، عبدالله بن عبدالرحمن، مسند الدارمي المعروف ب : (سنن الدارمي)، عربستان - رياض، دار المغني، چاپ اول، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۱۹۴۲، باب۲۵- بَابُ: فِي مِيرَاثِ الْخُنْثَى، حدیث۳۰۱۲.
- ↑ مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، قاهره، دار الحديث، چاپ اول، ۱۴۱۲ ه.ق، ج۳، ص۱۲۴۰، بَابُ تَحْرِيمِ الرُّجُوعِ فِي الصَّدَقَه وَ الْهِبَه بَعْدَ الْقَبْضِ إِلَّا مَا وَهَبَهُ لِوَلَدِهِ وَ إِنْ سَفَلَ، حدیث۱۶۲۲.
- ↑ ابن ماجه، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، بيروت، دار الجيل، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۳.
- ↑ ابن ماجه، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، بيروت، دار الجيل، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۴۰۵.
- ↑ ترمذى، محمد بن عيسى، الجامع الصحيح و هو سنن الترمذي، قاهره، دار الحديث، چاپ اول، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۵۰۹، باب۲۰.