۱٬۳۳۵
ویرایش
Mohammad7576 (بحث | مشارکتها) |
Mohammad7576 (بحث | مشارکتها) |
||
خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
=== '''2ـ آيات قرآن''' === | === '''2ـ آيات قرآن''' === | ||
در برخی آیات قرآن همانند آیه 98 سوره نحل، آیه 45 و 106 سوره اسراء، آیه 6 سوره اعلی و برخی آیات دیگر، واژههاي تلاوت، قرائت و ترتيل استفاده شده است. تلاوت در لغت به معنای تبعیت کردن و به دنبال آمدن است. لذا تلاوت یک کلام تنها به معنای بازگو كردن سخنان ديگران است. یعنی الفاظ و معاني هر دو از ديگري باشد و بازگو كننده، آن را صرفاً تلاوت ميكند و از خود چيزي را تغییر نمی دهد.<ref>{{پک|1=فیومی|2=1414|ک=المصباح المنير في غريب الشرح الكبير|ص=76|ج=2}}</ref><ref>{{پک|1=مصطفوی|2=1368|ک= التحقيق في كلمات القرآن الكريم|ص=395|ج=1}}</ref> قرائت در مقابل تكلّم است، قرائت حكايت نثري است كه الفاظ و عبارات آن قبلاً تنظيم شده است و تكلّم، انشاء معنا است با الفاظ و عباراتي كه خود تنظيم ميكند. و هرگز در جايي نيامده كه پيامبر قرآن را تكلم مينمود. به علاوه از قرآن صريحاً به عنوان «كلام الله» ياد شده است. مانند: {{قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ|ترجمه=و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پس پناهش بده تا سخن خدا را بشنود، آن گاه او را به جایگاه امنش برسان؛ این به سبب آن است که آنان گروهی هستند که [حقایق را] نمی دانند [باشد که در پناه تو و شنیدن سخن حق مسلمان شوند.]|سوره=توبه|آیه=6}}.<ref>{{پک|1=معرفت|2=1380|ک=علوم قرآنی|ص=58 - 59}}</ref> | در برخی آیات قرآن همانند آیه 98 سوره نحل، آیه 45 و 106 سوره اسراء، آیه 6 سوره اعلی و برخی آیات دیگر، واژههاي تلاوت، قرائت و ترتيل استفاده شده است.<ref>{{پک|1=معرفت|2=1380|ک=علوم قرآنی|ص=58}}</ref> تلاوت در لغت به معنای تبعیت کردن و به دنبال آمدن است. لذا تلاوت یک کلام تنها به معنای بازگو كردن سخنان ديگران است. یعنی الفاظ و معاني هر دو از ديگري باشد و بازگو كننده، آن را صرفاً تلاوت ميكند و از خود چيزي را تغییر نمی دهد.<ref>{{پک|1=فیومی|2=1414|ک=المصباح المنير في غريب الشرح الكبير|ص=76|ج=2}}</ref><ref>{{پک|1=مصطفوی|2=1368|ک= التحقيق في كلمات القرآن الكريم|ص=395|ج=1}}</ref> قرائت در مقابل تكلّم است، قرائت حكايت نثري است كه الفاظ و عبارات آن قبلاً تنظيم شده است و تكلّم، انشاء معنا است با الفاظ و عباراتي كه خود تنظيم ميكند. و هرگز در جايي نيامده كه پيامبر قرآن را تكلم مينمود. به علاوه از قرآن صريحاً به عنوان «كلام الله» ياد شده است. مانند: {{قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ|ترجمه=و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پس پناهش بده تا سخن خدا را بشنود، آن گاه او را به جایگاه امنش برسان؛ این به سبب آن است که آنان گروهی هستند که [حقایق را] نمی دانند [باشد که در پناه تو و شنیدن سخن حق مسلمان شوند.]|سوره=توبه|آیه=6}}.<ref>{{پک|1=معرفت|2=1380|ک=علوم قرآنی|ص=58 - 59}}</ref> | ||
ازسوي ديگرخداوندمتعال ميفرمايد: پيامبر اختيار تبديل و تغيير در قرآن را ندارد: «وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ[10]» اين سلب اختيار، نشان دهنده آن است كه الفاظ و عبارت قرآن از پيامبر نيست و گرنه هر انساني ميتواند آنچه را كه گفته به تعبير و بيان ديگر بگويد. | ازسوي ديگرخداوندمتعال ميفرمايد: پيامبر اختيار تبديل و تغيير در قرآن را ندارد: «وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ[10]» اين سلب اختيار، نشان دهنده آن است كه الفاظ و عبارت قرآن از پيامبر نيست و گرنه هر انساني ميتواند آنچه را كه گفته به تعبير و بيان ديگر بگويد. |
ویرایش