پرش به محتوا

چاق بودن امام باقر(ع): تفاوت میان نسخه‌ها

اصلاح ارقام
جز (اصلاح ارقام، ابرابزار)
(اصلاح ارقام)
خط ۴: خط ۴:
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
چاق بودن فرد گناه نیست تا گفته شود با مقام و منزلت امامت ناسازگار است. امام باقر(ع) ساده زیست بود و چاق بودنش بخاطر پرخوری نبود. افراد زیادی هستند با اینکه زیاد نمی‌خورند، اما چاق هستند و چاق بودن از ارزش انسان‌های پاکیزه نمی‌کاهد.
چاق بودنی که طبیعی باشد نه به خاطر پرخوری ضرآور، گناه نیست تا گفته شود با مقام و منزلت امامت ناسازگار است. [[امام باقر(ع)]] ساده زیست بود و چاق بودنش بخاطر پرخوری نبود. افراد زیادی هستند با اینکه زیاد نمی‌خورند، اما چاق هستند و چاق بودن از ارزش انسان‌های پاکیزه نمی‌کاهد.


امام باقر(ع) در باغ خود کار می‌کرد و چون چاق و سنگین بود، درحین کار عرق می‌ریخت، فردی زاهدنما گمان کرد که این نوع کارکردن برای یک فرد متشخص جالب نیست و ناشی از حرص دنیا است و خواست امام را نصیحت کند؛ با پاسخی که از امام شنید، متوجه شد که خود نیاز به نیحت دارد و نه کار کردن عار است و نه چاق بود عیب است.<ref>طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۳۲۵، باب۹۳، حدیث۱۵.</ref>
ابن شهر آشوب در مناقب می‌نویسد: امام باقر(ع) میانه بالا و چهارشانه بود. چهره ‌ای نورانی و مویی مجعد و سیمایی گندمگون داشت، خال سیاهی بر روی گونه و خال سرخی بربدنش دیده می‌ شد، میان باریک و صدایش خوش آهنگ بود.<ref> ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف، مکتبة الحیدریه، ۱۳۷۶ق، ج ۳، ص۳۴۰.</ref>


[[کلینی|مرحوم کلینی]] در روایتی از [[امام صادق(ع)]] آورده است که محمد بن منکدر گوید: گمان نمی‌کردم علی بن حسین پسری مانند خود داشته باشد که جانشین او شود تا اینکه محمد بن علی (امام باقر) را دیدم. خواستم او را موعظه کنم اما او مرا موعظه کرد و مرا به اشتباهم آگاه ساخت.
امام باقر(ع) در باغ خود کار می‌کرد و چون چاق و قوی هیکل بود، درحین کار عرق می‌ریخت، فردی زاهدنما گمان کرد که این نوع کارکردن برای یک فرد متشخص جالب نیست و ناشی از حرص دنیا است و خواست امام را نصیحت کند؛ با پاسخی که از امام شنید، متوجه شد که خود نیاز به نصیحت دارد.<ref>طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۳۲۵، باب۹۳، حدیث۱۵.</ref> نه کار کردن عار است و نه چاق بودن عیب است. این داستان را [[کلینی|مرحوم کلینی]] در روایتی از [[امام صادق(ع)]] آورده است که محمد بن منکدر گوید: گمان نمی‌کردم [[علی بن حسین(ع)]] پسری مانند خود داشته باشد که جانشین او شود تا اینکه فرزندش [[محمد بن علی(ع)]] را دیدم. خواستم او را موعظه کنم اما او مرا موعظه کرد و مرا به اشتباهم آگاه ساخت.


دوستان او گفتند: قصه خود را توضیح بده.
دوستان او گفتند: قصه خود را توضیح بده.


گفت: روزی وقتی که هوا گرم بود به یکی از نواحی مدینه رفته بودم. محمد بن علی را دیدم؛ آن مردِ فربه و سنگین بود، بر دوش دو غلام خود تکیه داده و می‌آید. به خود گفتم این مرد با این عظمت که از بزرگان قریش است چه مناسبتی دارد که در طلب دنیا باشد. ای نفس من! گواه باش که او را نصیحت خواهم کرد.
گفت: روزی وقتی که هوا گرم بود به یکی از نواحی مدینه رفته بودم. محمد بن علی را دیدم؛ آن مردِ فربه و سنگین بود، بر دوش دو غلام خود تکیه داده و می‌آید. به خود گفتم این مرد با این عظمت که از بزرگان قریش است چه مناسبتی دارد که در طلب دنیا باشد. ای نفس من! گواه باش که او را نصیحت خواهم کرد.
سلام کردم و سلامم را جواب داد. گفتم: خدا امور تو را اصلاح کند! شیخی از شیوخ قریش در گرمی هوا با حالت عرق ریزان؟! چه وقت دنیاطلبی است؟! اگر اکنون مرگ تو را دریابد جواب خدا را چه می‌دهی؟!


سلام کردم و سلامم را جواب داد. گفتم: خدا امور تو را اصلاح کند! شیخی از شیوخ قریش در گرمی هوا با حالت عرق ریزان؟! چه وقت دنیاطلبی است؟ اگر اکنون مرگ تو را دریابد جواب خدا را چه می‌دهی؟
او پاسخ داد:
 
امام با شنیدن این سخن غلام‌ها را رها کرد و به دیوار تکیه نمود و فرمود:
{{متن عربی|به خدا قسم اگر در این حال اجلم فرا رسد در حال طاعت خدا مرده‌ام، زیرا خودم را از حاجت به تو و مردمان بازداشته‌ام و من زمانی از آمدن مرگ در وحشتم كه مرگ مرا فرا گیرد و من در معصیتی از معاصی خدا باشم}}
{{متن عربی|به خدا قسم اگر در این حال اجلم فرا رسد در حال طاعت خدا مرده‌ام، زیرا خودم را از حاجت به تو و مردمان بازداشته‌ام و من زمانی از آمدن مرگ در وحشتم كه مرگ مرا فرا گیرد و من در معصیتی از معاصی خدا باشم}}


گفتم: خدایت رحمت کند! خواستم تو را موعظه کنم، اما تو مرا از غفلتم آگاه ساختی و مرا بیدار نمودی.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا یَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِی التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.</ref>
گفتم: خدایت رحمت کند! خواستم تو را موعظه کنم، اما تو مرا از غفلتم آگاه ساختی و مرا بیدار نمودی.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا یَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِی التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.</ref>


چاق بودن انسان که گاهی طبیعی است و رشد جسمی‌اش به گونه‌ای است که با غذای کم هم چاق می‌شود، گناه نیست تا گفته شود چرا امام باقر چاق بود؟! آنچه ناپسند است چاقی حاصل از پرخوری، تنبلی و تن‌آسایی است و امام باقر(ع) از همه این صفات بدور بود.
چاق بودن انسان که گاهی طبیعی است و رشد جسمی‌اش به گونه‌ای است که با غذای کم هم چاق می‌شود، گناه نیست تا گفته شود چرا امام باقر(ع) چاق بود؟! آنچه ناپسند است چاقی حاصل از پرخوری، تنبلی و تن‌آسایی است<ref>حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل ‏الشيعة، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق، ج ۲۴، ص۲۳۹، أَبْوَابُ آدَابِ الْمَائِدَةِ، باب۱.</ref> و امام باقر(ع) از همه این صفات بدور بود. قوی هیکل و چاق بودن امام باقر(ع)، با زهد حضرت منافات ندارد؛ زیرا امام باقر مانند آن دسته از افراد نبود که با زیاد غذا خوردن چاق شده باشد.
 
قوی هیکل و چاق بودن امام باقر(ع)، با زهد حضرت منافات ندارد؛ زیرا امام باقر مانند آن دسته از افراد نبود که با زیاد غذا خوردن چاق شده باشد.


[[جایگاه علامه مجلسی|علامه مجلسی]]<ref>مجلسی، محمد بن باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تحقیق: علی الآخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۷ق/ ۱۳۶۶ش، ج۱۹، ص۱۸.</ref> و مرحوم خوئی<ref>خوئی، ابو القاسم، معجم رجال الحدیث، چاپ پنجم، ۱۴۱۳ق/ ۱۹۹۲ م، ج۱۸، ص۲۹۳.</ref> [[سلسله حدیث|سند حدیث]] را معتبر دانسته‌اند.
[[جایگاه علامه مجلسی|علامه مجلسی]]<ref>مجلسی، محمد بن باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تحقیق: علی الآخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۷ق/ ۱۳۶۶ش، ج۱۹، ص۱۸.</ref> و مرحوم خوئی<ref>خوئی، ابو القاسم، معجم رجال الحدیث، چاپ پنجم، ۱۴۱۳ق/ ۱۹۹۲ م، ج۱۸، ص۲۹۳.</ref> [[سلسله حدیث|سند حدیث]] را معتبر دانسته‌اند.


== متن روایت ==
==متن روایت==
{{عربی بزرگ|إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْكَدِرِ كَانَ يَقُولُ مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ يَدَعُ خَلَفاً أَفْضَلَ مِنْهُ حَتَّى رَأَيْتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنِي فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ بِأَيِّ شَيْءٍ وَعَظَكَ قَالَ خَرَجْتُ إِلَى بَعْضِ نَوَاحِي الْمَدِينَه فِي سَاعَه حَارَّه فَلَقِيَنِي أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ كَانَ رَجُلًا بَادِناً ثَقِيلًا وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى غُلَامَيْنِ أَسْوَدَيْنِ أَوْ مَوْلَيَيْنِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي سُبْحَانَ اللَّهِ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَه عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَمَا لَأَعِظَنَّهُ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلَامَ بِنَهْرٍ وَ هُوَ يَتَصَابُّ عَرَقاً فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَه عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَرَأَيْتَ لَوْ جَاءَ أَجَلُكَ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ مَا كُنْتَ فَقَالَ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي [طَاعَه مِنْ‏] طَاعَه اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي وَ عِيَالِي عَنْكَ وَ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّمَا كُنْتُ أَخَافُ أَنْ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى مَعْصِيَه مِنْ مَعَاصِي اللَّهِ فَقُلْتُ صَدَقْتَ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَرَدْتُ أَنْ أَعِظَكَ فَوَعَظْتَنِي<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا يَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِي التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.</ref>}}
{{عربی بزرگ|إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْكَدِرِ كَانَ يَقُولُ مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ يَدَعُ خَلَفاً أَفْضَلَ مِنْهُ حَتَّى رَأَيْتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنِي فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ بِأَيِّ شَيْءٍ وَعَظَكَ قَالَ خَرَجْتُ إِلَى بَعْضِ نَوَاحِي الْمَدِينَه فِي سَاعَه حَارَّه فَلَقِيَنِي أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ كَانَ رَجُلًا بَادِناً ثَقِيلًا وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى غُلَامَيْنِ أَسْوَدَيْنِ أَوْ مَوْلَيَيْنِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي سُبْحَانَ اللَّهِ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَه عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَمَا لَأَعِظَنَّهُ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلَامَ بِنَهْرٍ وَ هُوَ يَتَصَابُّ عَرَقاً فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَه عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَرَأَيْتَ لَوْ جَاءَ أَجَلُكَ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ مَا كُنْتَ فَقَالَ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي [طَاعَه مِنْ‏] طَاعَه اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي وَ عِيَالِي عَنْكَ وَ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّمَا كُنْتُ أَخَافُ أَنْ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى مَعْصِيَه مِنْ مَعَاصِي اللَّهِ فَقُلْتُ صَدَقْتَ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَرَدْتُ أَنْ أَعِظَكَ فَوَعَظْتَنِي<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۳، باب «بَابُ مَا يَجِبُ مِنَ الِاقْتِدَاءِ بِالْأَئِمَّه فِي التَّعَرُّضِ لِلرِّزْقِ»، حدیث۱.</ref>
}}


== منابع ==
==منابع==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
{{شاخه
{{شاخه
| شاخه اصلی = حدیث
| شاخه اصلی = حدیث
| شاخه فرعی۱ = معارف حدیثی
| شاخه فرعی۱ = معارف حدیثی
| شاخه فرعی۲ =
| شاخه فرعی۲ =  
| شاخه فرعی۳ =
| شاخه فرعی۳ =  
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
| شناسه =
| شناسه =  
| تیترها =
| تیترها =  
| ویرایش =
| ویرایش =  
| لینک‌دهی = شد
| لینک‌دهی = شد
| ناوبری =
| ناوبری =  
| نمایه =
| نمایه =  
| تغییر مسیر =
| تغییر مسیر =  
| ارجاعات =
| ارجاعات =  
| بازبینی =
| بازبینی =  
| تکمیل =
| تکمیل =  
| اولویت = ب
| اولویت = ب
| کیفیت = ب
| کیفیت = ب
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}
trustworthy
۳٬۲۱۰

ویرایش