۱٬۵۰۲
ویرایش
خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
== فریب دادن عمرو بن عبدود == | == فریب دادن عمرو بن عبدود == | ||
درباره نبرد [[امیرالمؤمنین]](ع) با عمروبن عبدود در یکی از منابع روایی،<ref> | درباره نبرد [[امیرالمؤمنین]](ع) با عمروبن عبدود در یکی از منابع روایی،<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر قمی|سال=1404|نام=علی بن ابراهیم|نام خانوادگی=قمی|ناشر=قم، دار الکتاب|جلد=2|صفحه=184 ـ 185}}</ref> عبارتی وجود دارد که در دیگر منابع نیست و آن عبارت؛ «نیرنگ زدن امام علی(ع) به عمرو بن عبدود در میدان نبرد» میباشد: علی (ع) در حالیکه هَرْوَله میکرد، [از کنار عمرو] گذشت ... عمرو به وی گفت: کیستی؟ گفت: «من، علی بن ابیطالب، پسر عموی [[پیامبر خدا]] و داماد اویم». | ||
عمرو گفت: به خدا سوگند، پدرت در گذشته با من دوست بود و خوش ندارم تو را به قتل رسانم. پسر عمویت هنگامی که تو را به سویم فرستاد، خاطر جمع نبود که تو را با نیزهام برُبایم و میان زمین و آسمان رها سازم، نه زنده و نه مرده! امیرمؤمنان به وی گفت: «پسر عمویم میدانست که اگر تو مرا بکُشی، من وارد بهشت شوم و تو در آتش باشی و اگر من تو را بکُشم، تو در آتش باشی و من در [[بهشت]]». | عمرو گفت: به خدا سوگند، پدرت در گذشته با من دوست بود و خوش ندارم تو را به قتل رسانم. پسر عمویت هنگامی که تو را به سویم فرستاد، خاطر جمع نبود که تو را با نیزهام برُبایم و میان زمین و آسمان رها سازم، نه زنده و نه مرده! امیرمؤمنان به وی گفت: «پسر عمویم میدانست که اگر تو مرا بکُشی، من وارد بهشت شوم و تو در آتش باشی و اگر من تو را بکُشم، تو در آتش باشی و من در [[بهشت]]». | ||
خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
منافقان گفتند: [[علی بن ابیطالب]]، کشته شد. سپس گَرد و غبار خوابید و نگاه کردند. در این هنگام، امیر مؤمنان را بر روی سینه عمرو دیدند که ریش او را گرفته و میخواهد سر او را از تن جدا کند. سپس سرش را بُرید و آنرا گرفت و به سوی پیامبر خدا آمد، در حالیکه بر اثر ضربتِ عمرو، خون از سرش جاری بود و از شمشیرش خون میچکید، و چنین رجز میخواند: | منافقان گفتند: [[علی بن ابیطالب]]، کشته شد. سپس گَرد و غبار خوابید و نگاه کردند. در این هنگام، امیر مؤمنان را بر روی سینه عمرو دیدند که ریش او را گرفته و میخواهد سر او را از تن جدا کند. سپس سرش را بُرید و آنرا گرفت و به سوی پیامبر خدا آمد، در حالیکه بر اثر ضربتِ عمرو، خون از سرش جاری بود و از شمشیرش خون میچکید، و چنین رجز میخواند: | ||
«من، علی و پسر عبدالمطّلبم، مرگ برای جوانمرد، از فرار بهتر است». آنگاه پیامبر خدا فرمود: «ای علی! بر او نیرنگ کردی؟». گفت: بلی ای پیامبر خدا! جنگ، نیرنگ است.<ref> | «من، علی و پسر عبدالمطّلبم، مرگ برای جوانمرد، از فرار بهتر است». آنگاه پیامبر خدا فرمود: «ای علی! بر او نیرنگ کردی؟». گفت: بلی ای پیامبر خدا! جنگ، نیرنگ است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر قمی|سال=1404|نام=علی بن ابراهیم|نام خانوادگی=قمی|ناشر=قم، دار الکتاب|جلد=2|صفحه=184 ـ 185}}</ref> رسول خدا(ص) در این خصوص اعتراضی به علی(ع) نکرد. عالمان مسلمان، اعتراض نکردن پیامبر را نشان درستی عمل علی(ع) دانستهاند. | ||
=== چند نکته === | === چند نکته === |
ویرایش