automoderated، ناظمان (CommentStreams)، trustworthy
۱۶٬۰۱۱
ویرایش
A.rezapour (بحث | مشارکتها) (ابرابزار) |
A.rezapour (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۳: | خط ۳: | ||
با توجه به جاودانگی دین اسلام، قوانین محدود و ثابت آن چگونه پاسخ گوی نیازهای نامحدود و متغیر بشر است؟ | با توجه به جاودانگی دین اسلام، قوانین محدود و ثابت آن چگونه پاسخ گوی نیازهای نامحدود و متغیر بشر است؟ | ||
{{پایان سوال}} | {{پایان سوال}} | ||
{{پاسخ}} | {{پاسخ}}خاتمیت و کمال دو امر متلازمند؛ یعنی اگر دینی مدعی خاتمیت باشد به ناچار میبایست دینی کامل هم باشد، لذا خداوند در قرآن کریم برای تفهیم این تلازم گاهی از کامل بودن دین اسلام خبر میدهد: {{قرآن|الیوم اکملت لکم دینکم | ||
}}<ref>مائده/ ۳.</ref> و گاهی از خاتمیت {{قرآن|ما کان محمدُ ابا احدمن رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین | |||
}}.<ref>احزاب/ ۴۰.</ref> هر کسی نمیتواند مدعی کمال و خاتمیت مکتب خود باشد، آن مکاتبی که تدبیر دنیوی، روابط اخروی و اجتماعی انسان را بر پایه حسّ و تجربه قرار میدهند، هیچگاه نمیتوانند داعیه کمال و خاتمیت داشته باشند، تنها کسی میتواند ادعای کمال و خاتمیت دین خود را داشته باشد که از مرحله طبیعت گذر کرده باشد و به مقام قرب الهی به لقاء الله رسیده باشد؛ زیرا هر اسوه و رهبری به مقدار راهی که خود پیموده است پیروان خود را راهنمایی میکند و پیامبر اکرم(ص) اسوه کاملی است که راه را تماماً طی نموده و از این طریق کاملترین قوانین را برای سلوک بندگان خدا به آنها ابلاغ مینماید؛ پس دین مبین اسلام تنها دینی است که تمام مراحل و مراتب ممکن انسانی را طی نموده و آن را فراروی بشر قرار داده است، لذا مدعی کمال و خاتمیت میباشد.<ref>ر. ک. جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آینه معرفت، ص۲۱۴–۲۱۷.</ref> | |||
== قوانین ثابت و متغیر اسلام == | |||
اسلام به فراخور همین نیازهای بشر دو نوع قانون دارد: | اسلام به فراخور همین نیازهای بشر دو نوع قانون دارد: | ||
۱. قوانین ثابت: این گونه قوانین مربوط به شئون فردی و اجتماعی انسان است که برگرفته از اصول فطری و غریزی ثابت اوست و در تمام اجتماعات و فرهنگهای متفاوت یکسان هستند؛ مثلاً علاقه پدر و مادر به کودک یک علاقه فطری و غریزی است، احکامی که بر این اساس وضع میگردد، مانند: | ۱. قوانین ثابت: این گونه قوانین مربوط به شئون فردی و اجتماعی انسان است که برگرفته از اصول فطری و غریزی ثابت اوست و در تمام اجتماعات و فرهنگهای متفاوت یکسان هستند؛ مثلاً علاقه پدر و مادر به کودک یک علاقه فطری و غریزی است، احکامی که بر این اساس وضع میگردد، مانند: خانواده و تربیت، باید ثابت و ابدی باشد. نمونه دیگر این که نیاز انسان به خانواده و اجتماع به خاطر اجتماعی بودن انسان است. در این صورت قوانین مربوط به برقراری نظم و عدالت اجتماعی و روابط حقوق افراد و وظایف زن و شوهر در برابر یکدیگر باید ثابت باشد؛ زیرا جامعه انسانی با تمام تحولات و تغییراتی که دارد هرگز «اجتماعی بودن» او را تغییر نمیدهد، همچنین است قوانین مربوط به تهذیب نفس و کسب فضائل اخلاقی، مانند: وظیفهشناسی، نوع دوستی و غیره.<ref>ر. ک. خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل، جعفر سبحانی ص۱۵۲ و ۱۵۴؛ و خاتمیت، مرتضی مطهری، صص ۱۲۴–۱۲۵؛ و جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آینه معرفت، ص۱۱۵–۱۱۷؛ و معنویت تشیع، ص۱۰۹–۱۱۱.</ref> | ||
۲. قوانین متغیر: قوانین دیگری در اسلام وجود دارد که متغیرند و با شرائط و مقتضیات زمان تغییر میکنند. این گونه قوانین مربوط به شرایط خاص زمانی و مکانی و غیره است و جوامع مختلف بشری نسبت به آنها با هم فرق دارند؛ مثلاً اسلام در مسائل دفاعی و جلوگیری از تهاجم دشمنان احکام ثابتی ندارد، بلکه باید با توجه به مقتضیات زمان و شرایط خاص از طرف حکومت اسلامی روشی اتخاذ شود تا نظام اسلامی از حمله دشمنان محفوظ بماند و لذا اسلام در این باب به عنوان یک اصل کلی درصدد بیان تقویت بنیه نظامی بوده و مصداق و کیفیت دفاع را معین نکرده است. {{قرآن|واعدولهم ما استطعتم من قوه}} یعنی آنچه جزء هدفهای اسلامی است، این است که مسلمانان باید در هر زمانی تا آخرین حدّ امکان از لحاظ قوای نظامی و دفاعی در برابر دشمن قوی باشند.<ref>خاتمیت از نظر قرآن، و حدیث و عقل، ص۱۵۲–۱۵۶.</ref> | |||
برای | == تغییر قوانین اسلام نسبت به نیازهای بشر == | ||
تمام احکام و قوانین اسلام برای نیازهای ثابت بشری نیست؛ بلکه برای نیازمندیهای متغیر انسان هم قوانینی وضع کرده است. حال به این نکته اساسی و مهم میپردازیم که اسلام به چه نحوی برای پدیدههای نامحدود قانون وضع کرده است. به عبارت دیگر طرق و راههای به دست آوردن احکام و قوانین الهی برای مسائل جدید به چه صورت است. باید گفت: برای این که قوانین یک دین بتواند با رشد و تکامل اجتماع بشری جلو برود و توان پاسخ گویی نیازهای آنان را در هر بُرههای از زمان داشته باشد، باید از دو چیز برخوردار باشد: | |||
# مصادر تشریع و وضع قانون غنی و وسیع باشد، تا علما برای استنباط آن حکم و مسائل جدید از قوانین کلی بهره ببرند. | # مصادر تشریع و وضع قانون غنی و وسیع باشد، تا علما برای استنباط آن حکم و مسائل جدید از قوانین کلی بهره ببرند. | ||
# قوانین آن انعطافپذیر باشند، تا بتوانند بر تمام صور متغیر زندگی قابل حمل باشند | # قوانین آن انعطافپذیر باشند، تا بتوانند بر تمام صور متغیر زندگی قابل حمل باشند.<ref>همان، ص۱۵۶–۱۵۷.</ref> | ||
=== غنی بودن مصادر احکام === | |||
== | |||
برای این که مسلمانان در هیچ قضیهای بدون حکم و قانون نمانند، علاوه بر قرآن و احادیث نبوی و خاندان طاهرینش که خود جزء منابع غنی تشریع میباشند، چند راه دیگر برای استخراج قوانین دین اسلام معرفی شده است که عبارتند از: الف. حکم عقل؛ ب. احکام الهی تابع مصالح و مفاسد هستند؛ ج. اجتهاد و استنباط احکام؛ د. اختیارات حاکم اسلامی. | برای این که مسلمانان در هیچ قضیهای بدون حکم و قانون نمانند، علاوه بر قرآن و احادیث نبوی و خاندان طاهرینش که خود جزء منابع غنی تشریع میباشند، چند راه دیگر برای استخراج قوانین دین اسلام معرفی شده است که عبارتند از: الف. حکم عقل؛ ب. احکام الهی تابع مصالح و مفاسد هستند؛ ج. اجتهاد و استنباط احکام؛ د. اختیارات حاکم اسلامی. | ||
خط ۴۳: | خط ۳۴: | ||
د. اختیارات حاکم اسلامی: اسلام به شخص پیامبر(ص) و جانشینان معصوم او که اداره اجتماع را بر عهده دارند اختیاراتی داده است که به وسیله آن میتوانند مشکلات زیادی را حل کنند. البته این اختیارات حاکم اسلامی دامنه وسیعی دارد که در شرایط جدید و نیازمندیهای جدید میتواند با توجه به اصول اسلامی یک سلسله مقررات وضع نماید. همین اختیارات با شرایطی به حاکم شرع داده میشود.<ref>ر. ک. مجموعه آثار، ج۳، ص۱۹۴–۱۹۵؛ خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل، ص۱۶۵–۱۶۶؛ عقاید استدلالی، ج۲، ص ۸۴–۸۵.</ref> | د. اختیارات حاکم اسلامی: اسلام به شخص پیامبر(ص) و جانشینان معصوم او که اداره اجتماع را بر عهده دارند اختیاراتی داده است که به وسیله آن میتوانند مشکلات زیادی را حل کنند. البته این اختیارات حاکم اسلامی دامنه وسیعی دارد که در شرایط جدید و نیازمندیهای جدید میتواند با توجه به اصول اسلامی یک سلسله مقررات وضع نماید. همین اختیارات با شرایطی به حاکم شرع داده میشود.<ref>ر. ک. مجموعه آثار، ج۳، ص۱۹۴–۱۹۵؛ خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل، ص۱۶۵–۱۶۶؛ عقاید استدلالی، ج۲، ص ۸۴–۸۵.</ref> | ||
== | === انعطافپذیری قوانین اسلام === | ||
الف. اسلام به ظاهر، شکل و صورت زندگی نپرداخته است، آنچه مورد توجه اسلام است باطن و واقعیات است، دستورات اسلامی به گونهای هستند که انسان را فقط متوجه واقعیات زندگی میکند و راهی را فراروی او قرار میدهد تا به اهداف عالی انسانی برسد و لذا گسترش وسائل زندگی و تغییر قرون و اعصار هیچ گونه منافاتی با احکام دینی اسلام ندارد؛ زیرا ناسازگاری یک قانون با این گونه | الف. اسلام به ظاهر، شکل و صورت زندگی نپرداخته است، آنچه مورد توجه اسلام است باطن و واقعیات است، دستورات اسلامی به گونهای هستند که انسان را فقط متوجه واقعیات زندگی میکند و راهی را فراروی او قرار میدهد تا به اهداف عالی انسانی برسد و لذا گسترش وسائل زندگی و تغییر قرون و اعصار هیچ گونه منافاتی با احکام دینی اسلام ندارد؛ زیرا ناسازگاری یک قانون با این گونه پیشرفتها در صورتی است که آن قوانین بر عوامل مخصوصی تکیه کرده باشد؛ مثلاً گفته باشد همیشه برای نوشتن باید از دست و قلم استفاده شود.<ref>ر. ک. خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل، ص۱۶۸–۱۶۹؛ ر.ک. مجموعه آثار، ج۳، ص۱۹۰ – ۱۹۱.</ref> | ||
ب. عامل دیگری که به قوانین اسلامی خاصیت انعطافپذیری داده است وجود یک سلسله قواعدی است که فقهاء این قواعد را «قواعد حاکمه» نامیدهاند؛ یعنی قواعدی که بر سراسر احکام و قوانین اسلام تسلط دارند و بر همه آنها حکومت میکنند؛ مثلاً آیه شریفه: «ما جعل علیکم فی الدین من حرج»؛ (حج، ۷۸) و همچنین حدیث شریف «لاضرر و لاضرار» بر تمام قوانین، حکومت دارند؛ یعنی هر حکمی از احکام اسلامی که باعث حرج و مشقت و سختی و ضرر و زیان باشد به حکم این آیه و روایت، آن حکم برداشته میشود. البته تشخیص این ادله و عمل کردن به آن فقط کار مجتهدین و فقهای اسلامی میباشد.<ref>ر. ک. مجموعه آثار، ج۳، ص۱۹۴؛ خاتمیت، ص۱۴۴–۱۴۵؛ خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل، ص۱۷۰؛ ر.ک. عقاید استدلالی، ج۷، ص۷۵–۷۶.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{پانویس|۲}} | {{پانویس|۲}} |