أبوالعمیطر
ادعای ازدواج یکی از نوادگان حضرت عباس با یکی از نوادگان یزید از نظر تاریخی فاقد سند معتبر در منابع دستاول اسلامی است. از منظر منطق تاریخی نیز، وقوع احتمالی چنین ازدواجی (در فرضِ محال) به معنای تغییر ماهیتِ تقابلِ اصولیِ میان اهلبیت (ع) و بنیامیه نیست؛ زیرا اختلافات این دو جریان بر سرِ اصولِ حق و باطل و مبانی اعتقادی بوده است، نه صرفاً کدورتهای شخصی یا قبیلهای که با پیوندهای خانوادگی قابل رفع باشد.
اعتبار تاریخی
گزارشهای موجود در این زمینه غالباً حول محور شخصی به نام «أبوالعمیطر» (علی بن عبدالله بن خالد بن یزید بن معاویه) است[۱] که به دو دلیل نمیتوان ادعای ازدواج یکی از نوادگان حضرت عباس با یکی از نوادگان یزید را پذیرفت:
- فقدان اسناد معتبر: در منابع دستاول تاریخی همچون تاریخ یعقوبی و تاریخ طبری، هیچگونه اشارهای به انتساب مادر او به خاندان حضرت عباس (ع) وجود ندارد.[۲]
- سکوت منابع تخصصی: در آثاری نظیر تاریخ مدینه دمشق (ابنعساکر) نیز که به جزئیات زندگی ابوالعمیطر پرداخته، ادعای پیوند زناشویی مذکور دیده نمیشود؛ لذا این ادعا فاقد جایگاه در منابع متقن تاریخی است.[۳]
تحلیل کلامی و تاریخی
حتی اگر فرض بر صحتِ وقوعِ چنین ازدواجی باشد، استنتاجهای مبنی بر پایان اختلافات، غیرمنطقی است:[۴]
- تمایز هویت فردی از هویت جریانی: پیوندهای خانوادگی، لزوماً به معنای همراستایی عقیدتی نیست. رفتار فردیِ یکی از نوادگان، بازتابدهنده موضعِ کلِ آن خاندان نیست.[۵]
- ماهیت اختلاف: منازعه میان اهلبیت (ع) و بنیامیه، تقابلی بنیادین بر سر «مشروعیت حاکمیت» و «اصول دینی» بود. چنین اختلافاتی با پیوندهای خانوادگی حل نمیشود.[۶]
- تنوع مواضع در خاندانها: همچنانکه ممکن است نوادهای از یک خاندان منحرف شود، مواردی نیز وجود دارد که نوادگانِ جریانهای مخالف (مانند معاویه بن یزید)، علیه عملکرد اجداد خود موضعگیری و تبری جستهاند.[۷]
نتیجهگیری
در تاریخ، پیوندهای زناشویی بسیاری میان طرفینِ دارای اختلافِ اساسی ثبت شده است که به دلایلی نظیر اجبار، مصلحت یا مسائل سیاسی روی داده و لزوماً عاطفی نبودهاند ⁸. بنابراین، صرفِ وقوع یک ازدواج را نمیتوان به معنای پایان اختلافاتِ مبنایی میان جبهه حق و باطل دانست ⁹. این نوع استدلالها، تقلیلِ منازعات کلانِ تاریخ اسلام به مسائل پیشپا افتاده خانوادگی است که با واقعیتهای تاریخی و کلامی سازگار نیست.[۸][۹]
منابع
- ↑ إبن خلدون، عبدالرحمن بن محمد بن خلدون (۱۴۰۸). دیوان المبتدأ و الخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأکبر. ج۳. بیروت: دارالفکر. ص۲۹۵.
- ↑ یعقوبى، احمد بن أبییعقوب (بی تا). تاریخ الیعقوبی. ج۲. بیروت: دار صادر. ص۴۴۰. تاریخ وارد شده در
|سال=را بررسی کنید (کمک) - ↑ إبن عساکر (۱۴۱۵). تاریخ مدینه دمشق. چاپ اوّل. ج۴۱. بیروت: دارالفکر. صص۳۰۸–۳۴۵.
- ↑ إبن اثیر، عزالدین أبوالحسن على بن أبیالکرم المعروف بإبن الأثیر (۱۳۸۵). الکامل فی التاریخ. ج۶. بیروت: دار صادر. ص۲۴۹.
- ↑ یعقوبى، احمد بن أبییعقوب (بی تا). تاریخ الیعقوبی. ج۲. بیروت: دار صادر. ص۴۴۰. تاریخ وارد شده در
|سال=را بررسی کنید (کمک) - ↑ إبن عساکر (۱۴۱۵). تاریخ مدینه دمشق. چاپ اوّل. ج۵۴. بیروت: دارالفکر. صص۲۴۹.
- ↑ یعقوبى، احمد بن أبییعقوب (بی تا). تاریخ الیعقوبی. ج۲. بیروت: دار صادر. ص۲۵۴. تاریخ وارد شده در
|سال=را بررسی کنید (کمک) - ↑ طبری، أبوجعفر محمد بن جریر (۱۳۸۷). تاریخ الأمم و الملوک. ج۸. بیروت: دارالتراث. ص۴۱۵.
- ↑ إبن عساکر (۱۴۱۵). تاریخ مدینه دمشق. چاپ اوّل. ج۴۵. بیروت: دارالفکر. صص۱۱۰.
