پرش به محتوا

پیش نویس:کارآمدی حکومت اسلامی

از ویکی پاسخ
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۱۸ توسط Hossein.badrouj (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)


سؤال
آیا حکومت‌های اسلامی در طول تاریخ نتوانسته‌اند اسلام واقعی را پیاده کنند و این ناکامی، نشانگر ناکارآمدی خود دین اسلام است یا مشکل از عملکرد آن حکومت‌ها بوده است؟


تحلیل تاریخی و نظریه‌های سیاسی اسلام

از آغاز تاریخ اسلام، مسئله جانشینی پیامبر اسلام(ص) منجر به شکل‌گیری دو دیدگاه عمده و در نتیجه دو نظریه سیاسی متمایز شد. دیدگاه نخست که به تشیع مشهور شد، معتقد بود پیامبر(ص) به امر الهی و در مواردی مانند غدیر خم، جانشین خود را مشخص کرده است. این دیدگاه بنیان‌گذار نظریه «امامت» بود. در مقابل، دیدگاه دوم که بعدها به اهل سنت معروف شد، معتقد بود پیامبر(ص) تکلیف حکومت پس از خود را مشخص نکرده و این امر به مشورت مسلمانان واگذار شده است. این دیدگاه در سقیفه بنی ساعده منجر به اجتهاد شورایی شد و نظریه «خلافت» را پایه‌گذاری کرد. بر این اساس، از ابتدای تاریخ اسلام دو نظریه سیاسی ظهور کرد. نظریه خلافت برای قرن‌ها توانست دیدگاه‌های خود را در حکومت‌داری به کرسی بنشاند، اما نظریه امامت تنها در مدت کوتاهی فرصت حکومت یافت و پس از آن محقق نشد. از منظر عالمان تشیع، کلیه حکومت‌های پس از امام علی(ع) و امام حسن(ع) — حتی اگر حاکمانشان ظاهراً شیعه بودند — طاغوت محسوب می‌شدند. همکاری‌های احتمالی علما با این حکومت‌ها به دلایلی مانند حفاظت از منافع مسلمانان یا دفاع از مرزها بود، نه تأیید مشروعیت آنان. به عنوان مثال، مرحوم کاشف‌الغطاء هنگامی که فتوای جهادی خود را صادر کرد و در آن بر مشروعیت حکومت فتحعلی‌شاه و عباس‌میرزا تأکید نمود، ابتدا مشروعیت حکومت فقها را گوشزد کرده و سپس علت رجوع علما به شاه را عدم امکان قیام علما و اعتراف شاه به ولایت فقها دانست.[۱]

پس زمانی که از کارآمدی یا ناکارآمدی اسلام سخن به میان می‌آید، نخست باید پرسید که حکومت محقق‌شده حامل کدام نظریه سیاسی بوده است. آیا همه نظریات سیاسی موجود در اسلام اجرایی شده‌اند؟ منطقاً تنها زمانی می‌توان به ناکارآمدی اسلام در طرح‌ریزی یک نظام کارآمد حکم داد که دو شرط وجود داشته باشد: نخست، همه قرائت‌های نظریات سیاسی اسلام امکان تحقق یافته باشند؛ و دوم، در صورت تحقق، آن نظریات فرصت تحقق آرمان‌های خود را داشته باشند. نظریه خلافت از صدر اسلام مسیر حکومت‌ها را مشخص کرد. اما نظریه امامت، جز در مدت محدودی، امکان عرض‌اندام نیافت و در همان مقطع نیز به دلیل تأثیرات نظریه رقیب و مخالفت دشمنان داخلی و خارجی، فرصت پیاده‌شدن ایده‌های اسلام واقعی فراهم نشد. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اساساً نظریه امامت نتوانسته بود حکومت مدنظر خود را محقق سازد.[۲]

جمهوری اسلامی ایران به عنوان نمونه معاصر

علیرغم اینکه جمهوری اسلامی ایران به نام اسلام پیاده شده، نباید توقع داشت این حکومت در کمترین زمان ممکن تمام مشکلات را حل کند و نمونه‌ای بی‌نقص ارائه دهد. استقرار حکومت اسلامی مسیری است که با دشواری‌ها و موانع فراوانی مواجه است و پس از رفع این موانع باید نسبت به کارآمدی آن اظهارنظر کرد. این ادعا که تاکنون تمام حکومت‌های اسلامی ناکارآمد بوده‌اند، درست نیست. نه به این دلیل که برخی کارآمد بوده‌اند، بلکه به این دلیل که تا مقطع کنونی، امکان تحقق همه اندیشه‌های سیاسی موجود در اسلام فراهم نبوده و از طرفی، فرصت برای ارزیابی نظریه سیاسی امامت — که در قالب نظام جمهوری اسلامی ایران ظهور یافته — به پایان نرسیده است. هر چند همین تجربه چهار دهه‌ای حاکی از آن است که این حکومت، علیرغم موانع و کاستی‌ها، توانسته است چهره‌ای مناسب از یک حکومت کارآمد نشان دهد یا حداقل ناکارآمد نباشد. همین امر موجب حمایت مردم ایران پس از چهار دهه شده است. راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن سال ۱۳۹۶ و مشارکت بالا در انتخابات‌ها نشانه‌ای از اعتماد اکثریت مردم به این نظام است. همچنین ناکام ماندن توطئه‌های دشمنان مانند جنگ، ترور و تحریم، نتیجه اعتماد مردم به کارآمدی این نظام ارزیابی شده است. شواهد خارجی نیز حاکی از حرکت این نظام در مسیر تحقق اهداف اسلامی است که توجه به دستاوردهای انقلاب مؤیدی بر این واقعیت می‌باشد.[۳]

ظرفیت‌های ذاتی اسلام برای تشکیل حکومت کارآمد

نکته دیگر این است که فارغ از تحقق عملی همه انواع حکومت‌های اسلامی، باید خود اسلام را واکاوی کرد و پرسید آیا اساساً اسلام ظرفیت تحقق یک حکومت کارآمد را داراست؟ اصول جهان‌بینی اسلام — یعنی توحید، وحی و نبوت (امامت)، و معاد — مبدأ، مقصد و مسیر حرکت جهان و انسان را به دقیق‌ترین و جامع‌ترین شکل بیان کرده‌اند. از چنین جهان‌بینی، دقیق‌ترین و جامع‌ترین نظام ارزشی شکوفا می‌شود؛ نظامی که مبتنی بر شناخت انسان و وحی الهی است، نه امیال نفسانی. این نظام به دلیل ویژگی‌های ذیل می‌تواند از بالاترین کارآمدی برخوردار باشد:[۴]

  • مطابقت با فطرت و نیازهای انسان: اگر ارزش‌های یک نظام با سرشت انسان همخوان نباشد، مردم آن را نمی‌پذیرند یا به کراهت می‌پذیرند و این مانعی برای کارآمدی نظام است. اما اسلام بر فطریاتی چون حق‌جویی، کمال‌طلبی و معنویت‌خواهی استوار است. آیه ﴿فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله آلتی فطر الناس علیها(روم:۳۰) بر این امر دلالت دارد.[۵]
  • جامعیت: اسلام نظامی جامع است و به همه ابعاد وجودی انسان نظر دارد؛ نه تنها به ابعاد مادی می‌پردازد و نه تنها به ابعاد معنوی. قرآن کریم کتابی است که تبیان هر چیزی است:﴿ونزّلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء(نحل:89)[۶]
  • هماهنگی و سازگاری: ناهماهنگی ارزش‌ها موجب هرج‌ومرج و ناکارآمدی می‌شود. در نظام ارزشی اسلام، ارزش‌ها هماهنگ‌اند:﴿افلا یتدبرون القرآن ولو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً(نساء:۸۲)
  • جهان‌شمولی و زمان‌شمولی: ارزش‌های اسلام اختصاص به گروه یا زمان خاصی ندارد. قرآن کتاب هدایت برای همه مردم و برای همه زمان‌هاست: ﴿قل یا ایها الناس انی رسول‌الله الیکم جمیعاً(اعراف:۱۵۸) و ﴿وما ارسلناک الا للناس بشیراً ونذیراً(سبا:28)[۷]
  • انعطاف‌پذیری در عین ثبات: اصول نظام اسلامی ثابت است، اما ثابتات و متغیرات آن از انعطاف لازم در شرایط گوناگون برخوردار است. این ویژگی در آیه ﴿کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اکلها کلّ حین باذن ربها(ابراهیم:۲۴ و ۲۵) نمایان است.
  • واقع‌گرایی: از نگاه اسلام، ارزش‌های پایه ریشه در واقعیات دارند و اموری اعتباری نیستند. این واقع‌گرایی ارزش‌شناختی، موجب مطلق بودن ارزش‌های پایه و در نتیجه افزایش اعتماد و تلاش برای تحقق آنها می‌شود.
  • اعتدال: نظام ارزشی اسلام، با شناخت دقیق از انسان، از افراط و تفریط به دور است: ﴿وکذلک جعلناکم امة وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس(بقره:۱۴۳)

جمع‌بندی

این ادعا که «چون همه حکومت‌های اسلامی محقق‌شده در طول تاریخ نتوانسته‌اند اسلام واقعی را اجرا کنند، پس اسلام دینی ناکارآمد است» به دو دلیل اشتباه است:[۸]

  1. دین اسلام دارای اندیشه‌های سیاسی مختلفی است. تنها بخشی از این نظریات (عمدتاً نظریه خلافت) در طول تاریخ فرصت تحقق یافته‌اند. نظریه امامت در آغاز عصر امامت به دلیل مشکلات فرصت نشان دادن چهره واقعی حکومت اسلام را نیافت و حکومت مبتنی بر آن در ایران نیز هنوز در آغاز راه است و فرصت برای ارزیابی کامل آن وجود دارد.
  2. فارغ از عملکرد حکومت‌های خارجی، مراجعه به ظرفیت‌های موجود در دین اسلام — مانند مطابقت با فطرت، جامعیت، هماهنگی، جهان‌شمولی، انعطاف‌پذیری، واقع‌گرایی و اعتدال — حاکی از آن است که اسلام به مدد این ظرفیت‌ها قادر به تشکیل کارآمدترین حکومت‌ها می‌باشد؛ بنابراین، ناکامی در عملکرد تاریخی را نمی‌توان به ناکارآمدی ذاتی دین اسلام نسبت داد.

منابع

  1. نجفی، شیخ جعفرکاشف الغطاء؛ آقازاده، جعفر (۱۳۹۶). «فصل نامه پژوهش‌های تاریخی». اعلان جهاد علیه روسها در مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه دوره قاجار. به کوشش محمدحسن رجبی (دوانی). تهران. ص۱۲۱. نقل از قدامات فتحعلیشاه قاجار برای کسب مشروعیت سیاسی براساس روشهای جاری در دوره اسلامی
  2. سید روح‌الله لطیفی. «کارآمدی انقلاب اسلامی در چنبره آمارسازی ها». اندیشه قم. دریافت‌شده در 1404/11/25. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  3. سید روح‌الله لطیفی. «کارآمدی انقلاب اسلامی در چنبره آمارسازی ها». اندیشه قم. دریافت‌شده در 1404/11/25. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  4. مصباح یزدی، محمدتقی. معارف قرآن. ص۴۳۴ –۴۴۲.
  5. مطهری، مرتضی. فطرت. قم: انتشارات صدرا. ص۷۴ و ۸۷.
  6. مطهری، مرتضی (۱۳۶۶). خاتمیت. قم: انتشارات صدرا. ص۷.
  7. سبحانی، جعفر (۱۳۶۹). خاتمیت، ترجمة رضا استادی. قم: انتشارات توحید.
  8. سید روح‌الله لطیفی. «کارآمدی انقلاب اسلامی در چنبره آمارسازی ها». اندیشه قم. دریافت‌شده در 1404/11/25. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)