پرش به محتوا

نسخ قرآن به خبر واحد

از ویکی پاسخ
نسخهٔ تاریخ ‏۷ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۲۷ توسط Fabbasi (بحث | مشارکت‌ها)
سؤال

نسخ قرآن به خبر واحد امکان دارد؟


نسخ قرآن به خبر واحد مطابق نظر اکثر علمای شیعه جایز نمی‌باشد. زیرا اخبار آحاد، ظنی هستند؛ در حالی که قرآن‌کریم قطعی‌الصدور است. در نتیجه نمی‌شود آیه قطعی را با خبر ظنی نسخ کرد. نسخ دلیل قطعی (خواه قرآن باشد یا سنّت) به وسیله خبر واحد جایز نیست.

عدم جواز نسخ قرآن به خبر واحد

نسخ قرآن به سنت، به این معنا است که حکمی از قرآن کریم به وسیله سنتی از معصومین(ع) نسخ می‌گردد. در جواز نسخ قرآن به سنت متواتر و قطعی اختلاف است و کسانی که آن را ممکن دانسته‌اند، می‌گویند چنین نسخی صورت نگرفته، اگر چه محال نیست.[۱] برخی گفته‌اند نظر اکثر علمای اسلام، جواز نسخ قرآن به خبر متواتر است. علمای شافعی و اکثر اهل ظاهر آن را جایز نمی‌دانند.[۲]

اکثریت قریب به اتفاق علمای اسلام، نسخ قرآن کریم با خبر واحد را جایز نمی‌دانند.[۳] نسخ قرآن به خبر واحد، از نظر شیعه و اهل‌سنت ممنوع است، زیرا نسخ یک مسئله مهم است و اگر تحقّق پیدا کند، باید به صورت متواتر و توأم با قرائن قطعیه باشد.[۴] علّامه حلّی در «منتهی» می‌گوید: نسخ دلیل قطعی (خواه قرآن باشد یا سنّت متواتره) به وسیله خبر واحد جایز نیست زیرا دلیل قطعی، اقوی است پس هنگام تعارض، عمل به آن متعیّن است.[۵][۶]

اکثر علمای اهل‌سنّت و همه علمای امامیه معتقدند نسخ قرآن با خبر واحد جایز نیست؛ زیرا اخبار آحاد از نظر صدور و دلالت، ظنی هستند؛ در حالی که قرآن‌کریم قطعی‌الصدور است. در نتیجه نمی‌شود آیه قطعی را با خبر ظنی نسخ کرد، و کسانی که نسخ قرآن با سنت را جایز می‌دانند، منظورشان خبر متواتر قطعی‌الصدور است، نه خبر واحد. صاحب البیان فی تفسیرالقرآن می‌نویسد: اجماع مسلمانان بر این است که قرآن به خبر واحد نسخ نمی‌شود.[۷]

برخی به وقوع نسخ در بخشی از آیه وصیت[۸] با خبر واحد استدلال کرده‌اند که در حدیثی آمده است:«لَا وَصِيَّه لِوَارِث؛ به نفع ورثه وصیت کردن، درست نیست.»‏[۹] گروهی نیز یک صورت را استثنا کرده و گفته‌اند: نسخ قرآن به خبر واحد در زمان حیات پیامبر اسلام(ص) جایز می‌باشد.[۱۰]

منابع

  1. جمعی از محققان، فرهنگ نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۹ش، ص۸۳۸.
  2. مکارم شیرازی، ناصر، دائرة المعارف فقه مقارن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۱۸۲،
  3. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، متشابه القرآن و مختلفه، قم، دار بيدار للنشر، چاپ اول، ق‏۱۳۶۹، ج۲، ص۲۱۴.
  4. مکارم شیرازی، ناصر، دائرة المعارف فقه مقارن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۱۸۲،
  5. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، مشهد، مجمع البحوث الإسلامیة، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۲۸.
  6. مکارم شیرازی، ناصر، دائرة المعارف فقه مقارن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۱۸۲،
  7. «فرهنگ‌نامه علوم قرآن»، ص۴۷۰۹. سایت مدرسه فقاهت.
  8. ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّه لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقينَ؛ بر شما نوشته شده هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر چيز خوبى از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزديكان، بطور شايسته وصيت كند! اين حقّى است بر پرهيزكاران!(بقره:۱۸۰)
  9. ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الإسلام، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام‏، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۳۵۸.
  10. ابن قدامة المقدسی، روضة الناظر وجنة المناظر، مؤسسة الریّان للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۲۶۳.