|
|
خط ۳۲: |
خط ۳۲: |
|
| |
|
| میرزای شیرازی تحت تأثیر نامه سید جمالالدین با فرستادن تلگرافی به شاه مبنی بر اعتراض علما و عامه مردم از وجود چنین قراردادهایی خواستار لغو آن شد. اما شاه قاجار به این نامه ترتیباثر نداد. میرزای شیرازی که لغو این امتیاز را وظیفه دینی خود میدانست، علیرغم بیتوجهی شاه، مجدداً تلگرافی به ناصرالدین شاه مخابره کرد.<ref>ناظم الاسلام کرمانی، محمد بن علی، تاریخ بیداری ایرانیان، بهکوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ۱۳۵۷ش، ج۱، ص۳۴.</ref> از آنجا که این تلگراف دوم دوباره با بیاعتنایی شاه مواجه شد، در جواب استفتایی که از او در رابطه با استعمال تنباکو شد، حکم بر تحریم آن کرد و فتوای تاریخی خود را صادر کرد.<ref>کدی، نیکی، تحریم تنباکو در ایران، ترجمۀ شاهرخ قائممقامی، تهران، شرکت سهامی انتشارات کتابهای جیبی، ۱۳۵۸ش، ص۱۲۵.</ref> | | میرزای شیرازی تحت تأثیر نامه سید جمالالدین با فرستادن تلگرافی به شاه مبنی بر اعتراض علما و عامه مردم از وجود چنین قراردادهایی خواستار لغو آن شد. اما شاه قاجار به این نامه ترتیباثر نداد. میرزای شیرازی که لغو این امتیاز را وظیفه دینی خود میدانست، علیرغم بیتوجهی شاه، مجدداً تلگرافی به ناصرالدین شاه مخابره کرد.<ref>ناظم الاسلام کرمانی، محمد بن علی، تاریخ بیداری ایرانیان، بهکوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ۱۳۵۷ش، ج۱، ص۳۴.</ref> از آنجا که این تلگراف دوم دوباره با بیاعتنایی شاه مواجه شد، در جواب استفتایی که از او در رابطه با استعمال تنباکو شد، حکم بر تحریم آن کرد و فتوای تاریخی خود را صادر کرد.<ref>کدی، نیکی، تحریم تنباکو در ایران، ترجمۀ شاهرخ قائممقامی، تهران، شرکت سهامی انتشارات کتابهای جیبی، ۱۳۵۸ش، ص۱۲۵.</ref> |
|
| |
| == مقابله سید جمالالدین با روشنفکران غربزده ==
| |
| در عین حال که سیّد در کشورهای اسلامی بالاخص ایران متوجه روحانیان و علماء بود به دانشمندان و روشنفکران و جوانان نیز عنایت داشت و بیشترین مخالفت او با آن دسته از روشنفکرانی بود که در جریان گرایش به غرب و
| |
| خود باختگی در برابر غرب و تقلید از آنها قرار داشتند، چرا که این مرحله اوّل استعمار یعنی استعمار فرهنگی است که با هجوم ظواهر تجدّد شروع میشود و سپس مرحله دوّم و سوّم استعمار یعنی استعمار اقتصادی و سیاسی به دست این غرب زدگان جای پای محکمی در کشور پیدا میکند و کشور را آماج چپاول و غارت خویش میسازد. «ملکم خان» را میتوان مظهر و نمونه کاملی از روشنفکران غرب باور و سر سلسله روشنفکران از این دست در تاریخ معاصر ایران دانست. ملکم خان مروّج فکر در تسلیم مطلق به تمدّن غربی بود و بیش از پنجاه سال از عمرش را در اروپا گذرانید.
| |
|
| |
| وی در مذاکراتی که با ویلفرد اسکاون بلنت مؤلف تاریخچه مخفی اشغال مصر به وسیله انگلستان نموده بود، به وی گفته بود: من مایل بودم اصول تمدن غربی را در ایران شیوع دهم و برای این کار از جامعه دیانت استفاده نمودم.<ref>اسماعیل رائین، پیشین، ص۸.</ref>
| |
|
| |
| اسماعیل رائین مینویسد: ملکم خان اصول عقاید «اگوست کنت» فیلسوف معروف را سر مشق افکار و عقایدش قرار داده بود.<ref>همان، ص۱۷۳.</ref>
| |
|
| |
| در نهایت ملکم خان پس از جریان مفتضحانه «معاملات لاتاری» با شیخ جمال الدین ارتباط پیدا کرد و با تأسیس روزنامه قانون حملات ضد قاجاری را آغاز نمود.<ref>اصیل، حجتالله، زندگی و اندیشه میرزا ملکم خان ناصر الدوله، نشر «نی»، چاپ اول ۱۳۷۶هجری. ش، تهران، ص۳۶ و ۴۲.</ref>
| |
|
| |
| البته این مواردی که ذکر شد تنها بخشی از اقدامات سید جمال در راه زدودن غبار استعمار از چهره ایران اسلامی بود و ما در اینجا بحث را با کلام آن بزرگمرد تاریخ معاصر خاتمه میدهیم، آنجا که مینویسد: مرا در این جهان چه در غرب باشم و چه در شرق، مقصدی نیست جز آنکه در اصلاح دنیا و آخرت مسلمانان بکوشم و آخر آرزویم آن است که چون شهدای صالحین، خونم در این راه ریخته شود.<ref>مهدوی، اصغر و افشار، ایرج، مجموعه اسناد و مدارک چاپ نشده درباره سید جمال مشهور به افغانی، دانشگاه تهران، تهران۱۳۴۲هجری. ش، ص۹۳.</ref>{{پایان پاسخ}}
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |