آثار مکتوب ائمه

سؤال

آیا اهل بیت(ع) اثر مکتوبی، تألیف، نامه یا تفسیری، بر جای گذاشته‌اند، که شیعیان بدان استناد کنند؟

کتابی از اهل بیت (ع) در حال حاضر وجود ندارد اما بعضی آثار به آنها منسوب است مانند تفسیر امام حسن عسکری(ع)، یا خطبه‌ها و دعاهای ایشان توسط کسانی دیگر جمع‌آوری و به صورت کتاب درآمده است مانند نهج البلاغه یا صحیفه سجادیه. و همینطور روایات‌هایی که از اهل بیت (ع) در کتب روایی نقل شده است.

نسبت آثار مکتوب به ائمه

کتاب‌هایی در طول تاریخ به اهل بیت(ع) نسبت داده شده است که برخی در دسترس ما نیست اما نسبت به برخی دیگر نظرات متفاوتی بیان شده است.

تالیفات حدیثی دوران حضور ائمه

اولین کتاب ایشان تفسیر قرآن است.[۱] دومین کتاب «کتاب السنن و القضایا والاحکام» که ابواب مختلف فقهی در آن ذکر شده است.[۲] سومین کتاب، کتاب جامعه، یا کتاب علی(ع) است.[۳] صحیفه علی(ع) کتابی دیگر است که حجم آن کمتر از کتاب علی و الجامعه است.[۴]اما هیچ‌کدام از این کتاب‌ها اکنون در دست نیست.

عهدنامه مالک اشتر یکی دیگر از کتب آن حضرت به شمار می‌رود، به جز این مورد نامه‌های دیگر حضرت به والیان و عاملان را نیز باید در شمار همین مکتوبات آورد.[۵] البته بیشتر این نامه‌ها در نهج البلاغه و مستدرک آن «بَهْجُ الصَّباغَةِ فی شَرْحِ نَهْجِ الْبَلاغَة» آمده است.

همچنین کتاب‌های دیگری که توسط شاگردان حضرت جمع‌آوری شده است، چون «جاثلیق» از سلمان فارسی، «الخطبه» از ابوذر غفاری، و کتاب قضاوت‌های علمی و کتاب تفسیر توسط عبدالبر بن عباس، صحیفه «مناسک حج» توسط جابربن عبدالله انصاری و کتاب تفسیر از میثم تمار.[۶]

  • دوران امام حسن و امام حسین(ع)؛

در این دوره به جهت حاکمیت معاویه، مجالی برای کتابت حدیث وجود نداشت؛ آنچه می‌توان نام برد خطبه‌های ایشان در منا، نامه‌های امام حسین(ع) به اهل کوفه، مسلم بن عقیل، بنی‌هاشم، بزرگان بصره می باشد که متن آنها از آثار جمع‌آوری شده این دوره است.[۷]

  • دوران امام سجاد(ع)؛

در تاریخ بیان شده است که امام سجاد(ع) هنگام شهادت، صندوقی را به امام باقر(ع) تحویل دادند که در آن کتب بسیاری بود.[۸] یکی از آن کتاب‌ها صحیفه سجادیه است.[۹] کتاب دیگر منسوب مناسک الحج، و دیگری رساله حقوق است، که جامعه آداب سلوک فردی و اجتماعی است. «صحیفه الزهد»، «الجامع فی الفقه»، کتاب «حدیث» و «کتاب علی بن الحسین» از دیگر کتاب‌های منسوب به امام سجاد(ع) هستند.

کتاب‌های زیادی نیز از سخنان امام توسط شاگردان حضرت تألیف شده است.[۱۰] از قبیل، تفسیر القرآن، نسخه احادیث، صحیفه احادیث، رسالته الی سعد الاسکاف، کتابی که زراره روایت کرده و کتابی دیگر که عبدالمؤمن بن القاسم آن را نقل کرده است.[۱۱] این آثار غیر از کتاب‌هایی است که توسط شاگردان امام سجاد(ع) به صورت مستقل تألیف و جمع‌آوری شده است.[۱۲]

رساله‌ها و کتب بسیاری از حضرت نقل شده، یا به ایشان منسوب است، مانند: «الاهلیلجه فی التوحید» و کتاب «التوحید»، رساله «اهوازیه» ،«رساله فی الغنائم»، «رساله فی وجوه معایش العباد»، «الجعفریات»، «نثر الدر» صحیفه‌ای است در کلمات قصار و همچنین رسائلی که جابر بن حیان از حضرت روایت کرده و تا پانصد عدد شمارش شده است. و از این قبیل آثاری منسوب به اهل بیت علیهم السلام نقل شده است که اغلب به ما نرسیده است و غیر از نهج البلاغه و صحیفه سجادیه موثق ترین آثار همان روایاتی است که از آن بزرگواران به اسناد معتبر نقل شده است که جامع معتبر تا ضعیف آنها در 110 جلد کتاب بحارالانوار و سایر مجموعه های روایی درج شده است.


مطالعه بیشتر

  • مجله علوم حدیث، سید احمد میر عمادی، ص۲۷۳–۲۸۱ شماره ۲
  • آشنایی با متون حدیث، مهدی مهریزی – بخش دو ص۳۷–۱۴۰.
  • سیر حدیث در اسلام سید احمد میرخانی ـ تمام کتاب.
  • علم الحدیث، کاظم مدیر شانه‌چی، ص۷۰–۱۰۰.


منابع

  1. شرف الدین، عبدالحسین، المراجعات، قم، مجمع جهانی اهل بیت، ۱۴۲۶ق، ص۳۰۵–۳۰۶.
  2. آغا بزرگ تهرانی، الذریعه، تهران، المکتبه الاسلامیه، ج۲، ص۱۵۹.
  3. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بی جا، بی تا، ج۱، ص۹۳.
  4. حسینی، سید محمد رضا، تدوین السنه، قم، کتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۶ش، ص۵۲.
  5. نهج البلاغه.
  6. مهریزی، مهدی، آشنایی با متون حدیث، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷، ص۶۳–۶۴.
  7. محمود شریفی، سید حسین، موسوعه کلمات الامام الحسین(ع)، معهد تحقیقات باقرالعلوم، قم، دارالمعروف، ۱۴۱۵ ق، ص۳۱۴–۳۱۵.
  8. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی، ج۲۶ ص۲۱۲.
  9. الذریعه، ج۱۵، ص۱۸–۱۹.
  10. مهریزی، مهدی، آشنایی با متون حدیث، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷، ص۶۶–۶۷.
  11. المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحار الانوار، ج۱، ص۳۸.
  12. وجدی، محمد فرید، دائره المعارف القرن العشرین، مصر، مطبعه دائره المعارف القرن العشرنی، ۱۳۴۱ق، ج۳، ص۱۰۹. آشنایی با متون حدیث، ص۷۱–۷۲.

[[رده:]]