پیشگویی‌های قرآن


سؤال

در قرآن در چندین مورد نسبت به حوادث آینده پیش‌گویی شده و مسلمانان این پیش‌گویی‌ها را نشانه غیربشری بودن قرآن دانسته‌اند! حال جای این پرسش است که اگر صرف پیش‌گویی از یک حادثه، دلیل حقانیت و الهی‌بودن کتاب یا سخن یا ادعایی است، پس تفاوت ماهیتی میان پیش‌گویی‌های قرآن با پیشگویی‌های انسان‌هایی مانند ژول ورن، نوستر آداموس و… چیست؟! با این استدلال ناچار باید این افراد را پیامبر و کتاب‌هایشان را کتاب‌های آسمانی بدانیم! آیا قرآن واقعاً پیشگویی کرده است؟!


قرآن کریم از معجزات پیامبر و کتابی است برای هدایت انسان نه کتاب برای پیشگویی با اینحال یکی از اعجازهای محتوایی قرآن، خبر دادن از آینده و گزارش قطعی از حوادثی است که در آینده باید رخ می‌داده است. پیش‌گویی‌های قرآن با پیش‌گویی‌های انسان‌ها متفاوت است؛ زیرا آنچه قرآن از آن خبر می‌دهد، از منبع وحی و غیب صادر شده و متکی بر علم خداوند است و هیچ خطا و شکی در تحقق آن نیست؛ ولی پیش‌گویی‌هایی که از انسان‌ها صادر می‌شود، بیش‌تر بر اساس حدس، گمان، شهود و در یک‌کلام، متکی بر علم محدود انسانی است و امکان اشتباه و خطا در آن فراوان است!

قرآن کتاب پیشگویی نیست

قرآن کریم معجزه جاوید پیامبر گرامی اسلام(ص) است؛ این کتاب در حقیقت کتاب زندگی و تبیین و توضیح زیست مؤمنانه است و نه کتاب پیش‌گویی یا هر موضوع دیگر! قرآن شیوه خدایی‌زیستن و زندگی بر محور توحید را به انسان می‌آموزد و در این راه تنها به مباحثی می‌پردازد که این هدف را تحقق بخشد و البته هر موضوع را به اندازه و به شیوه‌ای بیان می‌کند که هدف موردنظرش را تأمین کند؛ اگر در مواردی، پیش‌گویی (نمی‌توان نام آن را پیش‌گویی نهاد؛ بلکه خبر دادن از غیب است) کرده است، نه با هدف پیش‌گویی است، بلکه برای تقویت قلب‌های مؤمنان و نیرو بخشیدن به انگیزه‌های آنان است. اگر در جایی به پدیده‌های طبیعی پرداخته، نه برای این است که گزارشی از مسائل علمی به دست دهد؛ بلکه برای توجه دادن به توحید و ارائه آیات خداشناسی است. اگر از پیشینیان سخن گفته، نه برای قصه‌گویی وتاریخ‌نگاری است؛ بلکه برای درس‌آموزی از زندگی و سرانجام نیک یا بد آن‌هاست؛ بنابراین نباید انتظار داشت که قرآن، پر از پیش‌گویی‌هایی، آن هم به سبک و سیاق کاهنان و پیش‌گویان، باشد؛ ازآنجا که قرآن کتاب هدایت و تعلیم اخلاق و حکمت است، به هر چیز چنان می‌نگرد که آیا این هدف متعالی را محقق می‌کند یا نه؟ پیش‌گویی‌های قرآن، اگر چه به عنوان تحدی، در قرآن نیامده است، اما با توجه به اینکه نوعی اِخبار از غیب است، می‌تواند موضوع تحدی و هم‌آورد طلبی، برای اثبات حقانیت آن در برابر مخالفان هم قرار گیرد!

خبر از آینده در قرآن

یکی از اعجازهای محتوایی قرآن کریم، إخبار از آینده و گزارشی قطعی از حوادثی است که در آینده باید رخ می‌داده است؛ البته پیش‌گویی‌های قرآن با پیش‌گویی‌های انسان‌ها متفاوت است؛ زیرا آنچه قرآن از آن خبر می‌دهد و به اصطلاح پیش‌گویی می‌کند، از منبع وحی و غیب صادر شده و متکی بر علم خداوند است و هیچ خطا و شکی در تحقق آن نیست؛ ولی پیش‌گویی‌هایی که از انسان‌ها صادر می‌شود، بیش‌تر بر اساس حدس، گمان، شهود و در یک‌کلام، متکی بر علم محدود انسانی است و امکان اشتباه و خطا در آن فراوان است؛ مسلماً إخبار قرآن در مقطع نزول آیات، نمی‌تواند معجزه تلقی شود؛ زیرا علی الفرض، هنوز وقت تحقق آن نرسیده و مخاطبان قرآن تحقق وعده آن را با چشم خود ندیده‌اند؛ پس پیشگویی‌های قرآن در مقطع نزول آیات، صرفاً با هدف امیدبخشی و ایمان افزایی در دل‌های مؤمنان و یاری‌کردن آن‌ها برای تقویت صبر و پایداری است.

خبرهای غیبی قرآن از آینده

قرآن در برخی موارد و با انگیزه‌های خاصی از حوادث آینده خبر داده است. این اخبار به‌طور خلاصه چنین است:

  • خبر از فتح قریب‌الوقوع مکه به دست مسلمانان؛ ﴿قُلْ لِلَّذِینَ کَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَیٰ جَهَنَّمَ ۚ وَبِئْسَ الْمِهَادُ؛ به آنها که کافر شدند بگو: (از پیروزی موقت خود در جنگ اُحُد، شاد نباشید!) بزودی مغلوب خواهید شد؛ (و سپس در رستاخیز) به سوی جهنم، محشور خواهید شد. و چه بد جایگاهی است!(آل عمران:۱۲)

این آیه، پس از جنگ احد نازل شده است؛ در حالی که مسلمانان از نظر شرایط ظاهری سیاسی و نظامی، تا حد قابل توجهی دچار شکست شده و ناامیدی در دل بسیاری از آن‌ها نفوذ کرده‌بود. در این آیه خداوند از پیروزی قریب‌الوقوع مسلمانان در آینده سخن می‌گوید و ضمن بیم دادن و هشدار به کافران، به مؤمنان، بشارت موفقیت و پیروزی می‌دهد؛ زمان زیادی نمی‌گذرد که وعده قرآن تحقق می‌یابد و درهای مکه به دست مسلمانان گشوده می‌شود![۱]

  • خبر از پیروزی امپراتوری روم بر امپراتوری ایران؛ ﴿غُلِبَتِ الرُّومُ۝۲فِی أَدْنَی الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ۝۳فِی بِضْعِ سِنِینَ ۗ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ ۚ وَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ۝۴؛ رومیان مغلوب شدند! در (جنگی که به) نزدیکترین زمین (به دیار عرب واقع شد که حوالی شام یا اطراف جزیره باشد) و آنها پس از مغلوب شدن فعلی به زودی (بر فارسیان) غلبه خواهند کرد. (این غلبه رومیان) در اند سالی خواهد شد (و بدانید که این حادثه و) کلیه امور عالم، قبل از این و بعد از این همه به دست خداست، و آن روز (که رومیان فاتح شوند چون بعد از آن خدا وعده یاری به اهل اسلام داده) مؤمنان شاد می‌شوند.(روم:۲–۴) هنگامی که ایرانیان لشکر روم را شکست دادند، این امر موجب خوشحالی قریش شد، قرآن کریم، برای شادی و قوت قلب مسلمانان، با قاطعیت تمام، خبر از پیروزی قریب‌الوقوع رومیان بر ایرانیان در کمتر از ده سال، می‌دهد و این اتفاق، چنان‌که قرآن از آن خبر داده بود، به وقوع پیوست؛[۲]
  • خبر از ادامه و فزونی نسل پیامبر اکرم(ص)؛ ﴿إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ۝۱فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ۝۲إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ۝۳؛ ما تو را کوثر (یعنی عطای بسیار چون کثرت فرزند) بخشیدیم. پس تو هم برای خدایت به نماز (و طاعت) و قربانی (و مناسک حج) بپرداز. که محققا دشمن بدگوی تو (عاص بن وائل) مقطوع النسل است (و نسل تو تا قیامت به کثرت و برکت و عزت باقی است(کوثر:۱–۳)
  • خبر از شکست کافران در جنگ بدر؛ ﴿أَمْ یَقُولُونَ نَحْنُ جَمِیعٌ مُنْتَصِرٌ * سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَیُوَلُّونَ الدُّبُرَ؛ بلکه می‌گویند: ما با هم مجتمع و بسیاریم و پیروزیم. به زودی آن جماعت (در جنگ بدر) شکست خورده و به جنگ پشت کنند(قمر:۴۴–۴۵)
  • خبر از ناتوانی انسان‌ها از آوردن یک سوره، ده آیه یا حتی آیه‌ای همانند قرآن؛﴿وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَیٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ؛ و اگر شما را شکی است در قرآنی که بر بنده خود (محمد) فرستادیم، پس بیاورید یک سوره مانند آن، و گواهان خود را بخوانید به جز خدا، اگر راست می‌گویید(بقره:۲۴)


مطالعه بیشتر

  • محمدهادی معرفت، علوم قرآنی، قم، انتشارات التمهید، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
  • سید محمدباقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۷ش.
  • محمدتقی مصباح یزدی، قرآن‌شناسی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.
  • سید رضا مؤدب، اعجاز قرآن، قم، انتشارات احسن الحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.

منابع

  1. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و همکاران، (تهران، دار الکتب الاسلامیه، چ بیستم، سال ۱۳۶۷)، ج۲، ص۳۳۳–۳۳۴.
  2. تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۳۶۰–۳۶۹.