معنای فرحین در قرآن

نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۰۵ توسط A.ahmadi (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
سؤال

معنای فرحین در قرآن چیست؟

واژه فَرِحین به معنای شادی‌کنندگان، در قرآن برای دو کاربرد شادیِ مؤمنانه و شادیِ متکبرانه به‌کار رفته است. خدا در قرآن، شهیدان را نسبت به فضل و رحمتی که به آنها داده شادمان توصیف کرده است. همچنین قارون ثروتمند را که به قوم حضرت موسی(ع) ظلم کرد، شادمان توصیف کرده است.

مراد از شادی قارون، شادی مستانه و متکبرانه است که مورد نکوهش قرآن قرار گرفته است؛ بنابراین هر گونه شادی نکوهش نشده، بکله شادی نسبت به فضل و رحمت خدا مورد سفارش قرار گرفته است.

شادی شهیدان و مؤمنان

واژه فرحین به معنای شادی‌کنندگان در آیه ﴿فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه(آل عمران:۱۷۰) برای شهیدان به‌کار رفته است. بر اساس این آیه، شهیدان به فضل و رحمتی که خدا نصیبشان گردانیده شادمانند.

در آیه ۵۸ سوره یونس، به مؤمنان سفارش شده نسبت به فضل و رحمت خدا شادمان شوند؛ زیرا فضل و رحمت خدا از ثروتی که اندوخته‌اند بهتر است. در آیه ۴ سوره روم نیز، به شادی مؤنان هنگام محقق شدن وعده الهی اشاره شده است.

نکوهش شادی قارون

واژه فرحین در آیه ﴿... إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِین(قصص:۷۶) برای قارون به کار رفته است. بنا بر این آیه، وقتی قارون که دارای ثروت زیادی شده بود، به قوم حضرت موسی(ع) ظلم کرد، قوم موسی به او گفتند شادی نکن، خدا شادی‌کنندگان را دوست ندارد.

با توجه به فراز نخستین این آیه، و با توجه به اینکه شادی کردن در اسلام ممنوع نیست، مراد از «فرحین» همه شادی‌ها نیست؛ بکله منظور، شادی‌هایی است که انسان را از خدا و شکر الهی دور کرده و به عذاب الهی دچار می‌سازد. فرحین در این آیه، به شادی‌کنندگان متکبر و مغرور معنا شده است.[۱]

در آیه ۷۵ سوره مؤمنون نیز، علت عذاب شدن دوزخیان، شادی آنها در زمین دانسته شده است، که مراد از آن، شادی مستانه و متکبرانه است.[۲] بنابراین، هر نوع شادی ممنوع نیست؛ بلکه فقط شادی‌های غیر الهی، مستانه و متکبرانه نکوهش شده است.[۳]


منابع

  1. قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن‏، تهران، تهران‏، دار الکتب الاسلامیه‏، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۱۵۸.
  2. نگاه کنید به قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن‏، تهران، تهران‏، دار الکتب الاسلامیه‏، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۱۵۸.
  3. کلینی، محمد، الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۵.