عالمانی که در گسترش تشیع نقش داشته‌اند

نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۲۸ توسط Nazarzadeh (بحث | مشارکت‌ها) (ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:)
سؤال

کدامیک از دانشمندان بزرگ شیعه در گسترش تشیع نقش داشته‌اند؟

تمامی علمای شیعه هر کدام به سهم خود در گسترش تشیع نقش مهم و تعیین‌کننده ای داشته‌اند و آنچه امروز در نزد ماست ثمره چهارده قرن زحمات بی‌دریغ علمی و عملی برای روشن نگهداشتن مشعل هدایت توسط عالمان بزرگ شیعه بوده است. با این حال نقش عده ای از علما قدری برجسته تر به نظر می‌رسد، آنان که با درک صحیح از شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه خود بهره‌برداری‌های بسیاری برای گسترش این مکتب علوی نمودند. از این میان می‌توان از محقق حلی، علامه حلی، خواهر زاده محقق حلی و فخر المحققین فرزند علامه حلی و فیلسوف و فقیه نادر خواجه نصیر الدین طوسی نام برد. در دوره معاصر آیت الله بروجردی و امام خمینی نقش مهمی در گسترش تشیع داشته‌اند.

پیش از حمله مغول

با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی ممالک اسلامی، مکتب تشیع تا قرن هفتم بروز و ظهور چشم‌گیری نداشت و اظهار علنی تشیع در بسیاری از مناطق جرمی بود که عواقب وخیمی در پی داشت، و شیعیان اثنا عشری همواره مورد آزار و ستم قرار داشتند، هرچند در مواردی توفیقاتی برای آن‌ها به دست می‌آمد، مثل دولت‌های آل بویه.

دوران حمله و تسلط مغولان صدمات شدیدی را بر قسمت بزرگی از جهان اسلام تحمیل کرد. در حمله مغولان، سنی و شیعه هردو به قتل می‌رسیدند، ولی با درایت عالمان اسلامی خصوصاً علمای شیعه، رفته رفته این موجودات سرکش رام شدند و با پذیرش اسلام و در بعضی مواقع تشیع فرصتی پیش آمد که شیعیان توانستند از خود بروز و ظهوری نشان دهند.

محقق حلی

در زمان مرجعیت محقق حلی، هلاگوخان بغداد را فتح کرد و آخرین خلیفه عباسی را به قتل رسانید، اما شهر حله که از مراکز شیعیان عراق بود با درایت ایشان و سایر فقها از آسیب مغولان در امان ماند، وی در سال ۶۷۶ق در حله در گذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد.

علامه حلی

از خدمات مهم علامه حلی پذیرش مذهب شیعه از سوی سلطان محمد خدابنده بود که در علت آن نقل‌های فراوانی آمده است ولی آنچه مسلم است عدم رضایت سلطان از آراء غیر منطقی فقهای اهل سنت و استدلال عقلانی و تسلط علامه حلی بر شیوه‌های کلامی معقول و منقول بوده که موجب قبول تشیع توسط سلطان شد، هرچند مشکلات سیاسی فراوانی نیز برای او ایجاد کرد. علامه از آن به بعد در دستگاه سلطان جایگاهی سترگ یافت و ترویج تشیع را اساس کار خود قرار داد.[۱] علامه در خدمت به تشیع از لحاظ سیاسی و علمی سهم به سزایی دارد خصوصاً وی در ایران موجب رونق تشیع و پشتوانه علمی و سیاسی شیعیان شد، و نباید اثر او را در زمینه‌سازی حکومت انقلابی شیعیان صفوی و پذیرش مردمی آن نادیده گرفت، علامه حلی در محرم ۷۲۶ق در ۷۸ سالگی در گذشت.

نصیر الدین طوسی

یکی دیگر از فقهای معروف شیعه در قرن هفتم محمد بن محمد بن الحسن معروف به خواجه نصیر الدین طوسی است خواجه در ۵۹۷ق در طوس متولد شد، دروس ابتدایی را در طوس فرا گرفت و بعد به نیشابور رفت و در محضر قطب الدین سرخسی و فرید الدین نیشابوری به تحصیل حدیث و عرفان پرداخت. بعد از آنکه هلاکو در صفر ۶۵۶ق بغداد را تصرف کرد خواجه نصیر الدین طوسی سرپرستی اوقاف را به دست آورد و با استفاده از امکانات حکومت و اوقاف دانشگاه مراغه و رصدخانه ای بزرگ به وجود آورد، وی از همه عالمان مسلمانان چه شیعه و چه سنی دعوت کرد تا در این مرکز علمی به تحقیق بپردازند. خواجه کتابخانه بزرگی تأسیس کرد و کتاب‌های پراکنده را در آن جمع آورد. تأسیس این مرکز عظیم علمی، در زمانی صورت گرفت که شرق و غرب عالم به دست نیروی ویرانگر مغول نابود شده بود حضور خواجه در دستگاه حکومتی هلاگوی مغول بر اساس این نظریه شیعه بود که حُضور در دستگاه ظالمین حرام است مگر احقاق حقی شود، یا ابطال باطلی انجام گیرد.

محقق کَرَکی

از میان فقهیان عصر صفوی نیز می‌توان علی بن الحسین بن عبدالعالی کرکی معروف به محقق ثانی یا کرکی را که در کرک از روستاهای بعلبکِ لبنان به دنیا آمد نام برد.[۲] او از سوی شاه طهماسب صفوی به عنوان شیخ الاسلام منصوب شد و با دست باز به اصلاح امور دینی پرداخت. وی با ارسال بخش‌نامه‌هایی به سرتاسر کشور قوانین عادلانه برای کارگزاران وضع کرد که چگونه با مردم درگرفتن مالیات و مقدار و زمان آن رفتار نمایند، در هر شهر و روستا امامی را برای نماز جماعت و تعلیم احکام معین کرد.[۳]

تأثیر محقق کرکی در گسترش تشیع در ایران تا جایی است که گفته شده بعد از خواجه نصیر الدین طوسی هیچ‌کس به اندازه محقق کرکی در اعتلای مذهب جعفری و ترویج مکتب اهل بیت (ع) مؤثر نبوده است. وی فاجران را از فساد بازداشت و قوانین بدعت آمیز را منسوخ کرد، منکرات را از میان برداشت، حدود و تعزیرات را اجرا و نماز جماعت و دیگر واجبات را اقامه کرد و به احوال ائمه جماعات و مؤذنین رسیدگی نمود و در این راه تلاش و نظارت جدی داشت.[۴] وی در اواخر عمر به نجف رفت و در سال ۹۴۰ق در آن جا فوت کرد. از نظر شیخ عبدالصمد حارثی پدر شیخ بهایی محقق کرکی به دست برخی عمال حکومت مسموم شده و به قتل رسیده است.

شیخ بهایی

از دیگر عالمان که برای اعتلای شیعه کوشیده‌اند می‌توان به شیخ محمد بن حسین بن عبدالصمد الحارثی معروف به شیخ بهایی یاد کرد. وی در کودکی همراه پدر به ایران آمد و در ایران به تحصیل پرداخت و به سرعت نبوغ خود را نشان داد تا آنجا که صاحب وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی در مورد وی گفته است: او همه محاسن را با خود جمع کرد، فضائل او قابل شمارش نیست در همه علوم زبردست، شاعر و ادیب، و در فقه و حدیث و معانی بیان و ریاضی و سایر علوم بی مانند بود.[۵] با این که وی از فقها بود و کتابی فارسی به نام جامع عباسی در فقه به اضافه ۱۸ کتاب دیگر در همین موضوع تألیف کرد امّا تبحر او در سایر علوم حجاب فقاهت وی شد.[۶] وی در دوران شیخ الاسلامی خود و چه قبل و بعد از آن خدمات بسیار فراوانی را به بسط و گسترش شیعه نمود، برای او ۵۵ اثر در موضوعات مختلف ذکر شده است.[۷]

وی در سال ۱۰۳۰ق در سن ۷۸ سالگی درگذشت و پیکر مطهرش در جوار امام علی بن موسی الرضا (ع) به خاک سپرده شد.

علامه مجلسی

علامه مجلسی فرزند ملا محمد تقی مجلسی، از دیگر دانشمندان به نام شیعه است که در سال ۱۰۳۸ق به دنیا آمد و در محضر پدر دانشمندش مراتب علمی را در اصفهان با نبوغ سرشار طی کرد. برای وی ۱۶۹ کتاب ذکر کرده‌اند معروف‌ترین اثر وی بحارالانوار است که در صد و ده جلد منتشر شده است، ایشان در سال ۱۰۹۸ق به اصرار شاه سلیمان منصب شیخ الاسلامی را پذیرفت وی در اجرای احکام اسلام و امر به معروف و نهی از منکر بسیار جدی بود، تا جایی که ادوارد براون وی را مردی ترسناک توصیف کرده است.

علامه مجلسی در سال ۱۱۱۰ق در اصفهان درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. در تأثیر علامه مجلسی بر حکومت گفته‌اند تا زمانی که علامه مجلسی زنده بود شاه سلطان حسین هم فردی متدین و خوش رفتار بود، اما پس از رحلت ایشان وی به فساد و تباهی گرایید و نسبت به علما بی‌توجه و جسور شده بود.

علمای معاصر

گرچه ما در این مختصر از این دانشمندان به عنوان علمای گسترش دهنده تشیع یاد کردیم، اما همانگونه که در ابتدا بیان شد، تمامی علما از صدر اسلام تا امروز هرکدام علمداری رشید برای لشکر توحیدی شیعه بوده‌اند. نیز باید از بزرگمردانی چون حضرت آیت الله بروجردی یاد کرد که با درایت خود چهارده قرن دوری دو مذهب اصلی اسلام را بدل به دوستی کرد و موجب صدور فتوای تاریخی شیخ الازهر در جواز تبعیت از مکتب تشیع شد.

هم چنین باید یاد کنیم از زنده کننده اسلام در قرن اخیر آیت الله العظمی امام خمینی ثمره تلاش هزار و چهارصد ساله شیعه را در انقلاب اسلامی تجلی بخشید.


منابع جهت مطالعه بیشتر

  • مفاخر اسلام، علی دوانی؛
  • اعیان الشیعه، محسن امین؛
  • طبقات أعلام الشیعه، آقابزرگ تهرانی.


منابع

  1. خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، قم، اسماعلیان، بی تا، ج۲، ص۲۸۱.
  2. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج۴، ص۴۲۱.
  3. خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، قم، اسماعیلیان، بی تا، ص۳۶۱.
  4. مدرک پیشین، ص۳۶۹.
  5. خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، قم، اسماعیلیان، بیتا، ج ۷، ص۶.
  6. مهدی پور، محمود، شیخ بهایی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱، ص۳۵.
  7. خوانساری، محمد باقر، پیشین، ص۶۱.