سیره معصومان در ماه رمضان

سؤال

سیرهٔ حضرات معصومین(ع) در ماه رمضان چگونه بود و چه اعمال و آدابی را انجام می‌دادند؟

ماه مبارک رمضان ماه ضیافت رحمان از بندگان خود می‌باشد و خوان رحمت الهی گسترده است. به‌جاست که با نگاهی گذار به سیره معصومان(ع) در این ماه رفتارهای فردی و اجتماعی آنان را سرمشق زندگی خود قرار دهیم. به‌طور کلی می‌توان سیره آن بزرگواران را در دو بخش مورد مطالعه و بررسی قرار داد.

رابطهٔ خود و خدا (بعد فردی)

تغییر حالت

سید ابن طاووس‏ «ره‏» نقل می‌فرماید که وقتی ماه مبارک رمضان فرا می‌رسید رنگ چهره پیامبر اکرم(ص) عوض می‌شد و زیاد به نماز و دعا می‌پرداخت[۱]، تغییر حالت آن حضرت در دهه آخر ماه مبارک رنگ مضاعفی به خود می‌گرفت، به‌گونه‌ای که تمام شبها را به شب زنده‌داری و عبادت سپری می‌کرد.[۲]درباره حضرت امام زین العابدین(ع) نقل شده است که ایشان در این ماه کاملاً غرق در دعا و تسبیح و استغفار و ذکر تکبیر می‌گشت.[۳]

نمازهای مستحبی

گرچه به‌جا آوردن نمازهای مستحبی و نوافل یکی از مسائل عادی و روزمره معصومان(ع) بوده است. ولی در ماه رمضان حالت مضاعف به خود می‌گرفت، تا آنجا که نمازهای مخصوصی توسط آنان در ماه مبارک رمضان و شب‌های قدر خوانده می‌شد.

تلاوت قرآن

ماه مبارک رمضان بهار قرآن است و پیامبر اکرم(ص) و عترت طاهرینش که خود قرآن ناطقند و هیچگاه ایشان از قرآن، و قرآن از ایشان جدا نبوده، و تلاوت آیات دلنشین آن جزء برنامه روزمره ایشان بوده است، عنایت‌خاصی نسبت‌به تلاوت قرآن در ماه مبارک رمضان مبذول می‌داشتند و توجه اصحاب و یاران خود را نسبت‌به آن جلب می‌نمودند، تا آنجا که در مورد حضرت امام سجاد(ع) نقل شده است که چهل بار قرآن را در ماه مبارک ختم می‌نمود.[۴]

نیایش

چگونه خواستن و از چه کسی خواستن و به چه انگیزه‌ای خواهش کردن از مهمترین مطالبی است که در هر درخواستی، نهفته است اینجا سخن از درخواست از یگانه معبود قادر و تواناست که معصومین(ع) بر بشریت منت نهاده و نحوه درخواست را در قالب‏ «دعا» به عالی‌ترین وجه ممکن نشان داده‌اند. و علاوه بر لذت سخن گفتن با خداوند عالیترین مضامین معارف تابناک الهی را در آن جای داده و از خود یادگارهایی بس ارزشمند به ودیعت نهاده‌اند.در ماه مبارک رمضان دعاهای مخصوصی از آن بزرگواران رسیده است که تنها به ذکر عناوین آن‌ها در این مقاله اکتفا می‌شود:

  • دعا در وقت دیدن هلال ماه مبارک،
  • دعای پیامبر اکرم(ص) در وقت واردشدن به ماه مبارک رمضان،
  • دعای پیغمبر اکرم(ص) در شب اول،
  • دعای ابو حمزه ثمالی در هر شب،
  • دعای سحر،
  • دعای اول صحیفهٔ سجادیه،
  • دعای وقت افطار،
  • دعای امام زین العابدین(ع) در شبهای نوزدهم و بیست و یکم،
  • دعای پیامبر اکرم(ص)، و امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) در ماه مبارک رمضان،
  • دعای پیامبر اکرم(ص) و امام زین العابدین(ص) در شب بیست و هفتم،
  • دعای پیامبر اکرم(ص) در شب آخر هر ماه،
  • دعا به هنگام وداع با ماه رمضان.

احیای شب قدر

معصومین(ع) در شبهای قدر شب زنده‌دار بودند، و نه تنها خود به احیاء آن می‌پرداختند بلکه خانواده و کودکان و فرزندان خویش را به انجام آن وامی‌داشتند، روایت‌شده است که رسول خدا(ص) در شب بیست و سوم ماه، خفتگان از خانواده خود را از خواب بیدار می‌کرد و آب به صورت آنها می‌پاشید.[۵] حضرت فاطمه زهرا(س) نیز نمی‌گذاشت کسی از فرزندانش در آن شب به خواب رود، و آنان را با کمی غذا و ایجاد آمادگی از روز و با انجام استراحت در روز، آماده می‌ساخت، و می‌فرمود محروم کسی است که از خیر این شب محروم ماند.[۶] و یک سال حضرت امام صادق(ع) به بیماری سختی گرفتار شده بود، آن حضرت دستور داد که در شب بیست و سوم ایشان را برداشته و به مسجد پیامبر(ص) بردند، و آن شب را در آن مکان شریف به احیاء گذارند.[۷]

آداب افطار

چگونه افطار کردن، و با چه افطار کردن از جمله مسائل قابل توجه سیره است. از پیامبر(ص) و ائمه هدی(ع) ادعیه خاصی در وقت افطار نقل شده است. امام صادق(ع) می‌فرماید که پیامبر اکرم در وقت افطار این دعا را می‌فرمود: «اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبله منا، ذهب الظلما و ابتلت العروق و بقی الاجر»[۸] بار خدایا برای تو روزه گرفتیم، و بر روزی تو افطار نمودیم، پس آن را از ما بپذیر. حضرت امیر المؤمنین(ع) در وقت افطار می‌فرمود: «اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبله منا انک انت و السیمع العلیم‏»[۹] خدایا برای تو روزه داشتیم، و بر روزی تو افطار کردیم. پس آن را از ما قبول نما، همانا که تو شنوا و دانایی. و اما اینکه با چه چیزی افطار می‌نمودند، مواردی نقل شده است، از امام باقر(ع) نقل شده است که پیامبر اکرم با آب و خرما، یا آب و رطب افطار می‌نمودند (رطب غیر از خرما است).[۱۰] و اگر آن حضرت شیرینی و حلوا نمی‌یافت‌ با آن افطار و گاهی با شکر که از نی گرفته می‌شد، افطار می‌کرد.[۱۱] و امام صادق(ع) می‌فرماید: پیامبر، اکرم(ص) با شیرینی و حلوا افطار می‌نمود، و اگر آن را نمی‌یافت‌با آب ولرم افطار می‌کرد، و می‌فرمود: آن باعث پاکیزگی کبد و معده است، و دهان را خوشبو می‌سازد، و ریشه دندان و دید چشم را تقویت می‌نماید.[۱۲] بنابر این از مجموعه روایات استفاده می‌شود که آن حضرت، در صورت امکان، با یک ماده شیرینی مثل حلوا، خرما، و در صورت نبود آنها با آب نیمه گرم و ولرم فطار می‌نمود. ابن طاووس از امام باقر(ع) نقل می‌کند که حضرت علی(ع) دوست داشت که با شیر افطار کند.[۱۳]

غسل

پیامبر اکرم(ص) در دهه آخر ماه مبارک رمضان هر شب غسل می‌کرد.[۱۴] حضرت امام باقر(ع) شبهای نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم و بیست و پنجم را غسل می‌کرد[۱۵]، و امام صادق(ع) در شب بیست و سوم دو بار غسل می‌نمود، یک بار در اول شب، بار دوم در آخر شب.[۱۶]

اعتکاف

یکی از مستحبات بسیار مهم و سازنده اعتکاف است. که تفصیل و شرائط آن در کتب فقهی آمده است و از عهده این نوشته خارج می‌باشد، امام صادق(ع) فرمود: یکبار رسول خدا(ص) در دهه اول ماه رمضان به اعتکاف نشست و در رمضان دیگر در دهه دوم، و در رمضان پس از آن در دهه سوم اعتکاف نمود. و بعد از آن همیشه در دهه آخر رمضان به اعتکاف می‌نشست.[۱۷]

وداع با ماه رمضان

برخاستن از سفره ضیافت الله برای عارفان دلداده حق سخت و ناگوار است؛ لذا همان‌طور که جدایی عاشق از معشوق، به سختی هر چه تمام‌تر صورت می‌گیرد، پیامبر اکرم(ص) چگونگی وداع با ماه رمضان را چنین بیان می‌کند: جابر بن عبدالله انصاری نقل می‌کند که در جمعه ماه رمضان، بر رسول خدا وارد شدم. هنگامی که چشم او بر من افتاد فرمود: ای جابر این جمعه آخر ماه رمضان است، پس با او وداع کن و بگو: «اللهم لا تجعله آخر العهد من صیامنا ایاه، فان جعلته فاجعلنی مرحوما، و لا تجعلنی محروما» یعنی خدایا، این رمضان را آخرین روزه ما قرار مده، و چنانچه قرار دادی پس ما را مورد رحمت‌خود قرار بده و ما را محروم ساز، و هر کس این را بگوید به یکی از دو امر نیکو (احدی الحسنیین) نائل می‌شود، یا آنکه عمر پیدا می‌کند و ماه رمضان بعدی را درک می‌نماید، یا آنکه مورد بخشش و رحمت‌خدا قرار می‌گیرد.[۱۸]

شب عید

فطر از مجموعه روایات استنباط می‌شود که این شب از جایگاه بس والایی برخوردار است، و معصومین(ع) آن را به احیاء و شب زنده‌داری می‌گذراندند. حضرت علی بن الحسین امام زین العابدین(ع) شب عید فطر را در مسجد به نماز می‌گذارند تا آنگاه که صبح شود.

نماز عید فطر

رسول خدا(ص) روز عید بعد از طلوع آفتاب خارج می‌شد و هنگامه خروج به اطراف آسمان می‌نگریست و می‌فرمود که در آن روز بر جا نماز و حصیر نماز مخوان، یعنی روی خاک بنشین و بر آن نماز بخوان. فقهاء عظام مستحباتی را برای این روز ذکر نموده‌اند که از جمله آنها، نماز را در صحرا بپا داشتن، خارج شدن امام با پای برهنه و پیاده، و توأم با وقار و ذکر خدا، و سجده بر زمین و… روز عید فطر روز اجر و گرفتن نتیجه امتحان است. قهرا در هر امتحانی نتایج‌یکسان نیست. شیخ صدوق (ره) نقل می‌نماید: امام حسن مجتبی(ع) گروهی از مردم را در روز عید فطر دید که به بازی و خنده مشغولند، حضرت رو به یاران خود کرد و فرمود: «خدای عز و جل ماه رمضان را محل مسابقه بندگان خود قرار داده است که به واسطه اطاعت‌خویش بسوی رضوان الهی پیشی می‌گیرند، پس گروهی سبقت گرفتند و پیروز و رستگار گشتند، و گروهی عقب ماندند و محروم شدند، پس عجب دارم از کسی که خندان است و به لهو و بازی مشغول است در روزی که نیکوکاران به اجر و ثواب رسیده و کوتاهی ورزان از آن بی‌فیض و محرومند، به خدا سوگند اگر پرده برداشته شود هر آینه نیکوکار به عمل نیک خویش و بدکار به عمل بد خود مشغول خواهد شد».[۱۹]

رابطه خود و مردم (بعد اجتماعی)

ایجاد آمادگی برای ماه رمضان

در آستانه ماه مبارک، معصومان(ع) اهمیت و عظمت ماه مبارک رمضان را به مرمدم گوشزد نموده و آنان را به استفاده از این ضیافت الهی فرا می‌خواندند که در این زمینه خطبه‌های بسیار جالب از پیامبر اکرم(ص) و امیر المؤمنین(ع) و روایات تکان دهنده‌ای صادر شده است، که برای نمونه به ذکر دو روایت‌بسنده می‌کنیم: امام صادق(ع) در آستانه ماه مبارک رمضان اینگونه به فرزندان خویش سفارش می‌فرمود: «نهایت کوشش خودتان را بنمایید که در این ماه روزی‌ها تقسیم می‌شوند، و سرآمد عمرها و اجلها نوشته می‌شود و در آن شبی است که عمل در آن ماه از عمل هزار ماه برتر و افضل است.» ابو صلت می‌گوید: بر حضرت امام رضا(ع) در جمعه آخر شعبان وارد شدم. حضرت به من فرمود: «ای ابا صلت، بیشتر روزهای ماه شعبان گذشت، و این جمعه آخر ماه است پس در این باقیمانده آن کوتاهی مورز و سابق خود را جبران کن،... و بیشتر به دعا و استفغار و تلاوت قرآن بپرداز، و از گناهانت توبه کن، تا با خلوص در ماه خدا وارد گردی».[۲۰]

سفارش به تلاوت قرآن

اهل بیت عصمت و طهارت(ع) علاوه بر آنکه خود موفق به تلاوت قرآن بودند دیگران را به تلاوت آن سفارش می‌نمودند، و گاه نسبت‌به تلاوت بعضی سوره‌ها در بعضی از شبها عنایت‌خاصی از خود نشان داده‌اند، توجه عزیزان را به چند روایت که دو نکته ذکر شده را دربردارد جلب می‌نماییم. وهب از امام صادق(ع) می‌پرسد خوب است در ماه رمضان در چند روز قرآن خوانده شود؟ حضرت فرمود: در سه روز به بالا. امام باقر(ع) فرمود: «لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان‏» (۲۳) هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است. از بین سوره‌های قرآن به تلاوت این سوره‌ها سفارش شده است.

  • سوره عنکبوت و روم: تلاوت این دو سوره در شب بیست و سوم ماه رمضان توصیه شده است. امام صادق(ع) فرمود: «من قرا سوره العنکبوت و الروم فی لیله ثلاث و عشرین فهو و الله یا ابا محمد من اهل الجنه‏»[۲۱] سوگند به خدا کسی که سوره عنکبوت و روم را در شب بیست و سوم رمضان بخواند از اهل بهشت است. البته این به معنای اقتضاء است که با وجود شرائطش چنین نتیجه‌ای را بدنبال خواهد داشت.
  • سورهٔ قدر در وقت‌ سحر و افطار: از امام زین العابدین(ع) روایت‌ شده است: «من قرا انا انزلناه فی لیله القدر عند فطوره و عند سحوره کان فیما بینهما کالمتشحط بدمه فی سبیل الله‏»[۲۲] کسی که سوره قدر را در هنگام افطار و سحر بخواند مانند کسی است که در این فاصله در راه خدا بخون خود غلتیده باشد. همین مضمون نیز از حضرت امام صادق(ع) روایت‌شده است.[۲۳] نیز از امام صادق(ع) نقل شده است که هر کسی که در هر شب ماه رمضان هزار بار سوره قدر را بخواند در شب بیست و سوم عجایبی را درک خواهد کرد.[۲۴] و در روایتی دیگر از آن حضرت اثر آن را در رسیدن انسان به سرحد نهایت‌یقین در امور اختصاصی اهل بیت(ع) قرار داده است که به واسطه دیدن بعضی از حقایق در عالم رؤیا به آن می‌رسد.[۲۵]
  • سوره دخان: شیخ صدوق روایت کرده است که مردی خدمت امام باقر(ع) رسید و پرسید چگونه من شب قدر را در هر سال شناسایی کنم؟ حضرت فرمود: «وقتی که ماه رمضان آمد هر شب یکبار سوره دخان را بخوان، وقتی که شب بیست و سوم فرا رسید به آنچه که می‌خواهی خواهی رسید». [۲۶]

کمک به مستمندان

یکی از علل و حکمتهای روزه این است که با ایجاد حالت گرسنگی و تشنگی انسان به یاد ضعیفان و مستمندان و تنگدستان بیفتد، و هر کسی به فراخور حال ووسع خود نسبت‌به آنان کمک نماید.[۲۷] ابن‌عباس می‌گوید: وقتی که ماه رمضان فرا می‌رسید هر صاحب حاجتی که به نزد رسول خدا مراجعه می‌کرد حاجتش برآورده می‌شد.[۲۸] راجع به حضرت زین العابدین(ع) نقل است که هر روز ماه رمضان را صدقه می‌داد.[۲۹]

افطاری دادن

این عمل در سیره معصومین(ع) به‌نحو کاملی مشاهده می‌شود. و از امام صادق(ع) روایت است که هنگامی که حضرت امام زین العابدین(ع) روزه می‌گرفت دستور می‌داد گوسفندی را سر می‌بریدند، و آن را تکه‌تکه ساخته و در دیگ می‌ریختند، آن حضرت در وقت غروب به دیگها سر می‌زد و در حالی روزه داشت‌بوی آبگوشت را استشمام می‌نمود، آنگاه می‌فرمود: کاسه‌ها را بیاورید این کاسه را برای فلان کس و دیگری را برای فلان بکشید، و همین‌طور کاسه‌ها را پر می‌کردند تا آبگوشت‌به اتمام می‌رسید، آنگاه خود با نان و خرما افطار می‌کرد.[۳۰]

توجه بیشتر به زیردستان و گذشت از خطای آنان

از امام صادق(ع) روایت است که امام زین العابدین(ع) در ماه مبارک رمضان توجه خاصی به زیردستان و خدمتکاران خود داشت، و هرگاه یکی از آنها مرتکب خطایی می‌شد او را مورد عقوبت قرار نمی‌داد، و تنها گناه او را یادداشت می‌نمود، تا آنکه که شب آخر ماه رمضان فرا می‌رسید، همه آنان را گرد خود جمع می‌نمود، و کاغذهای خطایای آنان را بیرون می‌آورد و بر تک تک آنان می‌خواند و آنان به گناه خود اعتراف و اقرار می‌نمودند، پس از آن در میان ایشان برمی‌خاست و می‌فرمود: «با صدای بلند بگویید: ای علی بن الحسین، همان خدایت نیز خطاهایت را شمارش کرده است همانگونه که تو گناهانمان را شمردی، و در کتاب، تمام اعمال کوچک و بزرگ ثبت است، و همه اعمال در نزد او حاضر است همانگونه که اعمال ما در نزد تو حاضر بود (و تو بر آن ناظر بودی)، پس از ما درگذر همانگونه که تو امید عفو و گذشت داری، از ما درگذر تا که خدایت را بخشنده و رحیم یابی… ای علی بن الحسین، کوچکی مقام خود را در برابر خدای داور دادگری که به هیچ‌کس ظلم روا نمی‌دارد یادآور و از گناه ما درگذر،...» و حضرت در حالی که گریه و زاری می‌کرد مرتب این کلمات را می‌فرمود و آنان هم با وی هم آواز می‌شدند و می‌فرمود: بار خدایا تو به ما دستور دادی که از کسانی که به ما ظلمی روا داشتند درگذریم، ما بخود ظلم کردیم، پس از ما درگذر، که تو نسبت‌به آن سزاوارتری. تو به ما فرمودی که هیچ درخواست کننده‌ای را از در خانه‌هایمان رد نکنیم، ما به درگاه تو دست نیاز و درخواست‌بلند کرده‌ایم، و از تو طلب می‌نماییم، پس بر ما منت نه، و ما را محروم مساز… آنگاه رو به آنان می‌نمود و می‌فرمود: من از خطایای شما گذشتم، آیا شما نیز از من می‌گذرید؟ و آنان در پاسخ می‌گفتند: از تو گذشتیم ای آقای ما، و تو به ما هیچ بدی روا نداشتی، پس آن حضرت می‌فرمود بگوئید: بار خدایا: از علی بن الحسین درگذر، همانگونه که او از ما گذشت، و او را از آتش آزاد آن همانطوری که او ما را از بندگی رهانید، و آنان آمین گفتند، و حضرت فرمود: بروید که از شما گذشتم، و همگی شما را آزاد کردم، و همگی آنان را آزاد می‌فرمود.[۳۱]

آزادی اسیران

بنابر نقل برخی از روایات حضرت رسول اکرم(ص) در ماه رمضان تمامی اسیران را آزاد می‌ساخت.[۳۲] البته این مربوط به حفظ مصالح عمومی اسلام و مسلمین است و تشخیص آن به دست‌حاکم شرعی و ولی امر مسلمین است.

منابع

  1. سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص۷۰.
  2. الصدوق، محمد بن علی، من لا يحضره الفقيه، ج۲، ص۱۵۶.
  3. الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۴، ص۸۸؛ نیز: الحر العاملی، محمد بن حسن وسائل الشيعه، قم، آل البيت(ع)، ج۱۰، ص۳۰۹.
  4. المجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار، ج۹۸، ص۵.
  5. المجلسی،‌بحارالانوار، ج۹۸، ص۱۶۰.
  6. قاضی نعمان، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۸۲.
  7. المجلسی، بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۶۹.
  8. الکلینی، الکافی، ج۴، ص۹۵.
  9. المجلسی، بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۵.
  10. المجلسی، بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۱۴.
  11. المجلسی، بحارالانوار، ج۹۶، ص۲۱۵.
  12. الکلینی، الکافی، ج۴، ص۱۵۲.
  13. المجلسی، بحار الانوار، ج۹۸،‌ ص۱۲.
  14. الحر العاملی، وسائل الشيعه، ج۳، ص۳۲۷.
  15. المجلسی، بحار الانوار، ج۹۸،‌ص۵۸.
  16. المجلسی، بحار الانوار، ج۹۸،‌ص۱۶۰.
  17. الکلینی، الکافی، ج۴، ص۱۷۵.
  18. الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۶۵.
  19. الصدوق، من لا يحضره الفقيه، ج۲، ص۱۷۴.
  20. الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۵.
  21. الصدوق، محمد بن علی، عيون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۹۸.
  22. الصدوق، ثواب الاعمال، ج۱، ص۱۳۶.
  23. سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص۱۱۴.
  24. المجلسی، بحار الانوار، ج۹۷، ص۳۳۷.
  25. المجلسی، بحار الانوار، ج۹۷، ص۳۹۷.
  26. الطوسی،‌ محمد بن الحسن، مصباح المتهجد، ص۵۷۱.
  27. الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۶۵.
  28. الکلینی، الکافی، ج۴، ص۱۸۱.
  29. الصدوق، عيون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۹۸.
  30. ابن طاووس، اقبال الاعمال، ص۶۴.
  31. الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۱۴۰.
  32. قاضی نعمان، دعائم الاسلام، ج۲، ص۴۶۴.