روایت «کم‌رويى با محروميت همراه است»

نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۴:۰۸ توسط Nazarzadeh (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی متن - 'مسایل' به 'مسائل')
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
سؤال

در کلمات قصار نهج البلاغه آمده است که: «قُرِنَتِ ... وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ؛ شرم با محروميت همراه است.» این حدیث چگونه معنا و تفسیر می‌شود؟

گفتار «کم‌رويى با محروميت همراه است» روایتی است از امام علی(ع) که در نهج البلاغه نقل شده است. براساس این روایت، خجالت، کم‌رویی و حیای بی‌جا، انسان را به محرومیت می‌رساند؛ زیرا که این خجالت و کم‌رویی انسان را در انجام کارهایی که با اجتماع و جامعه روبرو است، ناتوان می‌سازد.

متن روایت

معنای حیا

حدیث «قُرِنَتِ ... وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ؛ شرم با محروميت همراه است.» چنین برداشت شده است، کسی که برای به دست آوردن چیزی بیش از حد خجالت بکشد از رسیدن به آن محروم می‌ماند و حیا هر چند صفتی بسیار پسندیده است لکن در برخی مواقع ناکامی به بار می‌آورد.

محمد عبده در شرح نهج‌البلاغه می‌گوید: کسی که در طلب چیزی زیاد خجالت بکشد از آن محروم می‌ماند و افراط در حیا مثل ترک آن مذموم است، آنچه که از حیا مورد پسند است آن است که متوسط باشد نه زیاد و نه کم.[۱]

ابن میثم نیز می‌گوید: شرم، همراه نومیدی است به دلیل همراهی شرم با فروگذاردن خواسته و ابراز نکردن آن.[۲]

محمد جواد مغنیه در توضیح این فراز از کلمات قصار می‌گوید: حیا از انجام دادن کاری که دین و عقل آن را تأیید نکرده جزء دین و سنتی از سنت‌های انبیاء و رسولان است و اما حیا از حلال به خصوص چیزی که به مردم نفع می‌رساند این نوع از حیا عجز و ناتوانی و خوف است و از اخلاق ضعفاء و ترسویان است.[۳]

ابن ابی الحدید چنین تفسیر نموده که، حیا، بریدن و فاصله گرفتن نفس از کارهای زشت است و همچنین حیا از خصوصیات انسان است چون در اسب و گاو و گوسفند و مانند آنها از انواع حیوانات یافت نمی‌شود، حیا مانند خنده است که اختصاص به انسان دارد و اول چیزی که از قوه فهم در بچه‌ها ظاهر می‌شود حیا است و خداوند آن را در انسان قرار داده تا فاصله بگیرد از چیزی که نفس او از آن منزجر است و تا این که انسان مثل بهیمه نباشد، و حیا و شرم خلق مرکب از ترس و عفت است و لذا با حیا فاسق نیست و فاسق هم با حیا نمی‌شود، چون عفت و فسق با هم جمع نمی‌شوند.[۴]

حیا و عقلانیت

شیخ کلینی در کتاب اصول کافی حدیثی از پیامبر(ص) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «الْحَيَاءُ حَيَاءَانِ حَيَاءُ عَقْلٍ وَحَيَاءُ حُمْقٍ فَحَيَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ و َحَيَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ؛ حیا دو قسم است: یکی حیا عقل است دیگری حیا حماقت، حیا عقل علم است و حیا حماقت جهل است.»[۵]

علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار بعد از نقل حدیث قبل از پیامبر(ص) می‌گوید: فرموده پیامبر اسلام(ص) دلالت می‌کند بر این که حیا بر دو قسم است، یکی ممدوح و آن حیایی است که ناشی از عقل و خردمندی است، به این که شخصی از چیزی شرمنده باشد که عقل صحیح یا شرع به زشتی آن حکم کند مانند شرمندگی از گناهان و ناشایسته‌ها، و دیگری مذموم و آن حیایی است که ناشی از حماقت و بی‌خردی است، به این که شخص شرمنده شود از کاری که عوام مردم آن را زشت پندارند و در واقع زشت نیست و عقل صحیح و شرع به آن حکم می‌نمایند، مانند شرمندگی از پرسش مسائل علمی یا به جا آوردن عبادات شرعی.[۶]


منابع

  1. عبده، محمد، شرح نهج البلاغه، تهران، مؤسسه اعلمی، دو جلدی، ج۲، ص۱۴۷.
  2. ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ترجمه قربانعلی محمدی مقدم، پژوهش‌های آستان قدس، چاپ اول، ۱۳۷۵، ۵ جلدی، ج۵، ص۴۲۲.
  3. مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، دار العلم للملایین، ۱۹۷۲م، ۴ جلدی، ج۴، ص۲۲۸.
  4. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق، ج۱۹، ص۴۵.
  5. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ق، ج۲، ص۱۰۶، ح۶.
  6. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۶۸، ص۳۳۱–۳۳۲، ذیل حدیث ۶.